ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد, زنان متاهل 67

فریده حس می کرد که پی در پی داره ار گاسم میشه . اون مرتب از افشین  می خواست که منی خودشو بریزه توی کسش . پسر می خواست لذت بیشتری از اون زن ببره و بیشتر سر حالش کنه . اون به خوبی متوجه موقعیت و قدرت اون زن شده بود و می دونست که اگه هوای اونو داشته باشه اونم به موقعش می تونه پشتیبانش باشه . هر چند اونا بعد از این مجلس نمی تونستن کاری به کار هم داشته باشن ولی این جوری که بوش میومد فریده خیلی مشتاق بود به این که اون پسر هواشو داشته باشه .
 افشین : بگیرش که حالا اومد .. اومد جوووووون فدای اون کست . خانوم خوشگله . خیلی دوستت دارم . خاطر خواهتم .
فریده : آخخخخخخخخ می خوام . بازم می خوام . فقط تو رو می خوام .. مال هیشکی دیگه رو نمی خوام ..
 افشین : معلومه . اگه الان از پیشت برم میری پیش یکی دیگه ..
-نهههههه نههههههه امشبه رو دیگه سیر شدم ...
 افشین : این فریده ای که من می بینم به این زودیها سیر بشو نیست ..
یه لحظه فکر پسر رفت پیش چند تا زن دیگه . پیش مهناز دوست دختر مجلسش و پیش زنش بنفشه که اون و فرزین حالا دارن چیکار می کنن . تا زمانی که زنش جلو چشش به گاییدن می رفت این آسودگی خاطرو داشت که اون می تونه لذت بیشتری به همسرش بده . با هم خیلی صمیمی شده بودند ولی  حالا اون چیکار می کنه . با این حال یه نگاهی به شکاف کس فریده انداخت و تصور دهها شکاف دیگه رو کرد و این که خود این شکافها به تنهایی تفاو ت خاصی رو ایجاد نمی کنن . تفاوت رو باید در چهره ها,  اندیشه ها و احساس و سایر اندام بدن یک انسان هم دید . یعنی یک مرد اون لذتی رو که از تنوع طلبی و از سکس با زنای مختلف می بره به این خاطر نیست که مثلا کس ها رنگ و شکل های مختلفی دارند یکی تنگه یکی گشاده .. یکی لبه هاش زده بیرون .. یکی مثل لبای بسته دو طرفش طوری به هم چسبیده که آدم فکر می کنه طرف کس نداره .. اون چیزی که مهمه اون نگاه و احساس فردیه که در کنار آدم قرار می گیره و اون حس هوس رو از کیر  به کس منتقل می کنه .. افشین بیشتر وقتا که می خواست انزال شه به کس یا کون طرف نگاه می کرد و کلا به جایی که می خواست آبشو خالی کنه اما در اون لحظات دوست داشت تو چشای فریده نگاه کنه .. یه حس دوست داشتن و عاشقانه و عاطفی نشونش بده .. نگاهش تاثیر گذار بود ..
 فریده : آهههههههه افشین ... عزیزم .. چقدر از این نگاهت خوشم میاد اگه بتونی همین جوری خودت رو خالی کنی و منو پر,  دیگه تکمیل تکمیلم ..
 افشین : دوستت دارم عزیزم تو چشام نگاه کن که داره میاد اووووووووووخخخخخخخ .. به سلامتی شوهر امریکایی ات ...
فریده لباشو باز کرده حریصانه  نگاهشو به نگاه افشین داده بود .. جهش منی افشین داخل کس فریده رو داغ کرده بود .. زن برای لحظاتی چشاشوبست و   دستاشو دور کمر افشین حلقه زد .. اونا برای دقایقی در آغوش هم به خواب رفته بودند ..
فریده وقتی چشاشو باز کرد احساس آرامش می کرد . یه سبکی خاصی  که تا حالا حسش نکرده بود .  یادش افتاد که کلی مهمون داره که با دلار های امریکایی شوهر امریکاییش داره ازشون پذیرایی می کنه .. پس باید با هم خوش باشن و  حال کنن .. پیامی باشه برای زنای متاهل ایرانی که ازدواج رو قید و بند و غل و زنجیری احساس نکنن که اونا رو از لذتهای زندگی و تنوع محروم می کنه . فریده از جاش بلند شد و رفت به سمت میکروفونی که چند متر دور از فضای سکسشون قرار داشت . ظاهرا  در هر یک از این اتاقها گیرنده و بلند گویی نصب بود که صدای اونو به همه جا می رسوند ...  
-عزیزان ..خانمها آقایون یک بار دیگه به شما خیر مقدم میگم .. لحظات خوشی رو واستون آرزومندم . نمی خوام سخنرانی کنم و وقت شما رو بگیرم .. فقط خواستم بگم گوشه همین فضا ودر ابتدای قسمت بیرونی  محوطه ای که همین الان درش هستین و دارین خوش می گذرونین یک حمام عمومی بزرگ با همه امکانات و تجهیزات روز وجود داره .. و یه فضایی هم به سبک کلاسیک داره که آدمو به یاد حمام عمومی های قدیم ایرانی میندازه ..  هر کی که دوست داره می تونه از همین الان ازش استفاده کنه .. و مهم ترین ویژگی این حمام در اینه که همه شما می تونین کنار هم باشین و سلیقه ها و ذائقه های مختلف هر لحظه چشنده طعم شیرین و لذت بخشی باشند که به اونا آرامش میده .. شب همگی خوش ...  ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی