ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

جیغ بنفش مامان بنفشه

اون روز سرم درد می کرد و از خانوم مدیر اجازه گرفتم و اومدم خونه . فکر کنم پریود و خونریزی بد جوری رو من اثر گذاشته بود . سال آخر دبیرستان درس می خوندم . اعصاب منم بد جوری به هم ریخته بود . حتی حوصله هم نداشتم که  با دوست پسرم که توی ساختمون ما و واحد  روبرویی مون زندگی می کرد تماس بگیرم ... وای این سرم داشت می ترکید  و وقتی هم که وارد خونه شدم صدای بلند ضبط و آهنگ دیوونه ام کرده بود ..  ولی تعجب کرده بودم . یعنی الان بابا خونه هست ؟ چون مامان عادت داشت این آهنگو وقتی می ذاشت که می خواست با بابا سکس کنه .. من صداشونو به خوبی می شنیدم . پدر می گفت یواش تر این قدر جیغ نکش .. بیتا متوجه میشه که ما داریم چیکار می کنیم . تازه صدا میره بیرون .... ولی بی خیال شدم . اما حس کردم که اونا متوجه نشدن که بر گشتم خونه . مامان این بار مدام داشت جیغ می کشید که محکم تر .. بکن منو .. داغم ..  الان بهترین موقعی بود که  شاید می تونستم واسه چند لحظه هم که شده سکس اونا رو ببینم . از اون جایی که حس می کردن کسی  خونه نیست در اتاقشون باز بود .. در اتاقمو کمی باز کردم .. ولی در اتاق خواب  نیمه باز بود چیزی مشخص نبود . خجالت می کشیدم می ترسیدم برم جلو تر . اگه لو می رفتم چی می شد . خیلی زشت بود . تر جیح دادم توی اتاق خودم باشم و از گوشه در نگاه کنم شاید یه گشایشی شده تا  اونا روببینم .. یه لحظه سر و صداهای عجیب و غریبی شنیدم .. انگار یکی داشت از دست یکی در می رفت . از اون بازیهایی که مامان خیلی دوست داشت .. مامان از در اتاق خواب اومد بیرون . فکر کنم دوست داشت بابا بهش حمله کنه و اونو از پشت بگیره و به زور اونو بکنه . قبلا در این موارد یکی دوبار صداشونو شنیده بودم که دنبال هم می دون . یهو دیدم پشت سر مامان یکی اومد بیرون که  باید بابا بوده باشه ..ولی هیکلش جمع و جور تر و قدش بلند تر بود ..نهههههه این کیه . این که بابا نیست وااااااییییییی نههههههههه حالم داشت بد می شد .. سرم گیج رفت .. دوست پسرم بردیا بود که شده بود دوست  پسر مامان .. نهههههه داشتم دیوونه می شدم .. آتیش گرفته بودم ..مامان تو چه کوفتت بود ؟! می خواستم برم بیرون و بگم که همه چی رو دیدم .. ولی دیگه از همه چی بدم اومده بود بیشتر  ازهمه از  خودم که با این آشغال دوست شده بودم و فکر می کردم که می تونه شوهرم شه . هر چند وضع مالی درستی نداشت و مستقل هم نبود .. با این که چندشم می شد  ولی نمی دونم چه عاملی باعث می شد که بشینم و اون صحنه رو ببینم . درست روبروی من بودند .. شاید هفت هشت متر با هاشون فاصله داشتم . بردیا مامان بنفشه رو انداخت رو کاناپه و بعد خودشو هم انداخت روش . بردیا خوش تیپ و خوش اندام بود و مامان هم تپل بود .. فکر کنم کسش گنده و گشاد بود .. چون چند بار که  با هم رفته بودیم حموم از بیرون که این طور نشون می داد .. بردیا طوری افتاده بود رو مادرم که فقط کون پسره رو  می دیدم .. کیرش تا ته رفته بود توی کس مامان . اینو از جیغ و داد های مامانم فهمیدم و این که بردیا مامانو کاملا قفل کرده بود . .. نهههههه نههههههه . مااااااماااااان .. این چه کاری بود ؟! اصلا درکت نمی کنم . بابا که هر شب سیرت می کرد . تنوع می خواستی ؟ می خواستی یه کیر جوون بهت حال بده ؟ یکی دوبار بردیا از من خواست که با اون باشم و بهش کون بدم .. گفته بودم که هر وقت که زنت شدم . این کارش اصلا توجیه پذیر نیست .
بنفشه : اوخ بردیا .. ببین من مال توام .. همه جای تنم مال توست .. سینه هام .. کسم .. کونم .. من زن توام . من مال توام . فقط تو .. فقط تو .
 لعنت بر تو بردیا .. می گفتی که فقط منو دوست داری .. به هیشکی دیگه نگاه نمی کنی .. با مامان من ؟ ! همونی که مثلا می خواست مادر زنت شه ؟!
 مامان مرتب جیغ می کشید .. یه لحظه ساکت شد .. بردیا چند بار پی درپی به طرف جلو حرکت می کرد و خودشو عقب می کشید ..  بالاخره خودشو جدا کرد و کیرشو کشید بیرون .. واااااایییییییی اون آبشو توی کس مامان خالی کرده بود .. چندشم شد  نفرتم اومد وقتی آب  کیر بردیا رو می دیدم که داره از کس مامان می ریزه بیرون و  مامان بنفشه هم با دستش اون آبو جمع کرده می ذاره توی دهنش .. انگاری سیر نشده کیر بر دیا رو گذاشته بود توی دهنش و ساک می زد ..
 مامان این بارشکم و دستاشو انداحت رو درازای مبل و قمبل کرد . بردیا کونشو از وسط باز کرد و وقتی حسابی سوراخ کونشو لیس زد  کیرشو کرد توی کون مامان .. اوخ که چه جیغی می کشید این مامان بنفشه .. دستم رفته بود روی کسم .. کاملا خیس کرده بودم .با همه نفرت و چندشم حس کردم که هوس دارم .. دستمو که بو کردم بوی خون دیوونه ام کرده بود .. قسمتی از کیر بر دیا رفته بود توی کون مامان و اون درد می کشید .. از این سمت هم وقتی که بر دیا کیرشو کشیدبیرون ,  این بار آب کیر ش از سوراخ کون مامان بر گشت کرد .. و باز همون تکرار حالت قبل .. چقدر این مامان حریص بود و با لذت آب بر دیا رو می خورد .. اونا رفتن به حموم و من از خونه اومدم  بیرون و به این فکر می کردم که با چه بهانه ای با بر دیا به هم بزنم ... پایان ... نویسنده ... ایرانی