ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 123

کون لطیفشو به خوبی حس می کردم .. با دستام چنگش می گرفتم . کون مردا یه سفتی و ایستادگی خاصی داره  . حسابی برقش انداخته بود خودمو خم تر کرده تا دستم راحت تر رو کپلش قرار بگیره .. قسمت نازک شورتش یه نخ لاکونی داشت اونو دادم به کناری ...
 حالا به زحمت انگشتمو رسوندم به سوراخ کونش .. مثل یه زن هوسباز چشاشو می بست و باز می کرد . دلم می خواست با کیرش هم ور می رفتم ...
 -چرا کیرت شق شده مهران جون ؟
دستمو گذاشته بودم رو شورتش ..
-ببینم هوس کون منو داره  اگه می خوای قبل از این که بکنم توی کونت تو بکن توی کونم ...  
 مهران : اگه میشه اول تو بکن توی کونم . خیلی هیجان دارم . دیگه طاقتم طاق شده . نمی تونم .. آروم و قرار ندارم . از وقتی که سمیه جریانو به من گفته فانتزی های زیادی رو واسه خو دم تصور می کنم . دیگه راحت میشم اگه همیشه باشی پیشم ..
چیزی نگفتم . اون منو بیکار گیر آورده بود .. تا حالا کلی مرد رو از کون کرده بودم  .. ولی کون مهران خیلی تمیز بود  و تپلی خاصی داشت که دلم می خواست همیشه توی دهنم داشته باشم . نشون می داد از اون مردای جنده و هر جایی نیست که زیر هر کیری خوابیده باشه و همه اینا رو مدیون همسر مهربون و فداکاری به نام سمیه هست . آخ که این سمیه  گابیدن داره ..
 -مهران جون راستشو بگو . دوست نداری بذاری توی کونم یا  این که از زنت سمیه حساب می بری و خجالت می کشی ؟
 مهران : نمی دونم . نمی دونم . من بهش قول دادم که خیانت نکنم .
-ای بابا . تو که داری کون میدی . کون دادن خیانت نیست ؟
 حرصم گرفته بود از این طرز فکرش . مردیکه کونی واسه من داشت از اخلاق حرف می زد .
مهران :  شاید تعجب کنی شیدا . ولی این خصلت کونی بودن از بچگی در من به وجود اومده ..  خب یکی دوبار که کیر دوستای نامردم رفت توی کونم  و ناخواسته عادتم دادن ,  حس کردم که دوست دارم همیشه یه چیزی با کونم ور بره و بعد بره اون داخل جا خوش کنه . یه حس خوب و قشنگیه که شاید تو هم حسش کرده باشی  .. یه چیز ی که ورم می کنه و ورم میاره . تو بهش فکر می کنی ..
همین جور که داشت حرف می زد منم خودمو کشوندم پایین تر . حالا هر دو تا دستام روی کونش قرار داشت ... مهران : بیا از این سمت بریم . بریم رو تخت بخوابیم .. نبض سوراخ کونم داره می زنه . انگاری هر لحظه داره جا باز می کنه که کیرت رو بکنی توش .
ولی در همون حالت و همون جا موندیم .  آروم آروم شورتشو از پاش در آوردم . کیرش خیلی با حال بود . کاملا شق شده بود .. دستمو گذاشتم رو کیرش . خیلی دوست داشتم کیرشو فرو کنم توی دهنم واسش ساک بزنم ولی  این مرد گی ,  حالا در شرایطی قرار داشت که دوست داشت کون بده و واسه کون دادن و این که کیر من بره توی سوراخ کونش بی تابی می کرد . برای این که کیرشو ساک بزنم کمی تردید داشتم ولی انگار اون متوجه شده بود که منم دارم یه فکرایی می کنم . درجا رو زمین زانو زد .. سرشو به سمت شورتم گرفت و اونو به آرومی پایین کشید .. کیرم با این که  دوپینگ کرده بود و یه حالت سفتی داشت ولی بازم مثل کیر مردا نبود . از این نظر کمی خجالت می کشیدم ولی اون انگار زیاد در بند این مسائل نبود . از چشاش .. از دستش از حرکاتش هیجان می بارید . خوشم میومد .. از این که یک مرد احساس نیاز می کنه به این که من شیدا سر حالش کنم و  بهش انرژی بدم . در واقع منم از اون انرژی می گرفتم . منم به اون نیاز داشتم . کیرمو گذاشت توی دهنش .. منم طوری خوشم میومد که کیرمو به سمت انتهای دهنش فشار می دادم ... دوباره همون حالت لذت اومده بود به سراغم . همون حالتی که ادامه داشت ولی آبم نمیومد .. مردا بهش می گفتن دیر انزالی و وقتی که  کون مردایی مثل هوتن و فری رو می کردم اونا دوست داشتن که جای من باشن و آبشون به این زودی نیاد .احساس می کردم که کیرم توی دهن مهران سفت تر و سفت تر میشه ... دیگه بی تاب کونش شده بودم ولی خوشم میومد که اون با هیجان و هوس داره کیرمو ساک می زنه . تمام بدنم به یه حالت سستی و لذت فرو رفته بود .  دلم می خواست یه دستی هم رو سینه های سفتم می کشید . انگاری نمی خواست از وجود زنانه من استفاده کنه و  قسمت مردونه منو می خواست .. دستامو به طرف کونش دراز کردم و اونم که علاقه مندی منو دید گفت -پس بریم رو تخت .. چه فضایی درست کرده بود .. یه اتاقی که نیمه تاریکش کرده بود با یه نور بنفش که تقریبا شبیه صورتی خاصی هم می شد ..
 مهران : چه جوری دوست داری ..
-قمبل کن .. بهم پشت کن .. خیلی از استیل کونت خوشم میاد .
دستامو گذاشتم رو کونش .. به دو سمت بازش کردم . نوک زبونمو رو سوراخ کونش گذاشتم  هر چند لحظه یه بار یه چند سانتی هم به سمت پایین نفوذ می کردم و  زبونمو رو بیضه هاش می کشیدم . کیرش بد جوری سفت و شق و تیز شده بود .. قوطی کرم رو داد به دست من و گفت
-اگه اینو به سوراخم بمالی خیلی نرم و روون میشه ...
-اون وقت می تونی درست حال کنی ؟
  مهران : اووووففففف عالی .. عالیه . اون جوری تمام کیرت  رو توی مغز کونم حس می کنم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداش چندروز نبودم فقط می تونم بگم گل کاشتی تو داستانها دمت گرم

ایرانی گفت...

رسیدن به خیر ... دست گلت درد نکنه . خسته نباشی ... ایرانی