ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

تو و من نداره 2 (قسمت آخر )

مینا :  پس از چند دقیقه ساک  زدن دهنشو از رو کیرم بر داشت خودشو انداخت رو من .. ..
-این جوری که کونتو گرفتی طرف اون درختا اونا می بینن ..
 مینا : میگی چیکار کنم ؟ حجاب خودمو حفظ کنم ؟ یه چیزی بندازم روی کونم ؟
داشتم حرص می خوردم ولی حرکت کونش  طوری داغم کرده بود که یادم رفته بود چی گفتم . اون دو تا داشتن خودشونو می کشتن . انگاری که ما که اون جاییم برگ چغندریم ..
صدای مهری میومد که جیغ می کشید و می گفت اوخ مامان جان .. نه .. نه .. یواش تر .. چقدر کلفته مهرداد .. مال میلاد هم همین جوریه ؟ ..
 وای من مات مونده بودم .. حتما حالا مینا احساس ناراحتی می کنه که چرا دوستش از کیر من حرف زده ..
 -مینا جان من تقصیر ندارم .. اون خودش این حرفو زده .. اصلا من توی فکر کسی غیر تو نیستم ..
 مینا : مهری احساس و نظر خودشو گفته .. نمی دونم راست میگه که کیر مهرداد کلفته ؟
وای این دختر منو از رو برده بود . منو باش که فکر می کردم به خاطر حرف دوستش ناراحت شده و می خواستم از دلش در بیارم .. یواش یواش اونا از پشت درختا اومدن سمت ما .. یه لحظه کیرمو از توی کس مینا بیرون کشیدم .
مهری : چیه پسر  مگه اومدن تو رو ببرن ؟  از چی داری فرار می کنی ؟ ما همه مون دارین با آلت خودمون کیف می کنیم دیگه پنهون کردن نداره ..
 وای این دخترا دست هر چی جنده رو از پشت بسته بودن  . می خواستن بیان کنار ما  . گوشت تنمو داشتم می خوردم . مهرداد متوجه حالت من شده بود . با حرکات دست حالیم کرد که تقصیری نداره و همه زیر سر مهریه .. ولی می دونستم خودشم از اون مار مولک هاست و احتمالا دوست داشته یه نگاهی هم به کوس و کون دوست دخترم مینا بندازه و حال کنه ..  تا از راه رسیده و رو موکت ولو شدن , مهری خودشو انداخت روی مهرداد ..
 مینا : چیه حالا تو داری دید می زنی ؟ یادت رفت تا حالا چی می گفتی ؟
 -نه می خواستم ببینم اون کلفتی که مهری ازاون دم می زد به چه شکلیه ؟ کیر من که کلفت تره ..
مینا : خب اگه این طوره می تونی بعدا به مهری نشون بدی و ثابت کنی ..
راستی راستی  این دختره دیگه منو از رو برده بود .. من مینا رو رو زمین خوابوندم  و از روبرو کردم توی کسش .. اوووووووخخخخخ چقدر داغ  بود داخل کسش ..
 مینا : واااایییییی میلاد خیلی کلفته .. خیلی حال میده .. بذار تا ته بره . جا داره . حال میده .من کیف می کنم ..
حرص می خوردم که اونم صداشو  بلند می کنه . برای من مهم نبود که مهری صداشو بشنوه فقط از این که مهرداد صدای اونو می شنید خشمگین می شدم که چاره ای جز تحمل نداشتم .. مهرداد و مهری خودشونو بیشتر به طرف ما کشیدن ..
 مهری : اووووووففففف میلاد به سینه هام دست بزن تا از کس دادن به مهرداد بیشتر لذت ببرم . وااااااایییییی کسسسسسم .. میلاد دست بزن به سینه هام ...
 دو تا زنو با هم داشتن همچینا هم بد نبود . مینا رو تند تر کردمش و دستمو هم رسوندم به سینه های مهری ... ناله های در هم و برهم اون سه نفر منو هم وادار کرده بود که ایف و اوف کنم ..  مینا خیلی حشری شده بودد.. به آرومی گوشمو می کشید و می گفت -چیه پسر یکی دیگه رو دیدی بیهوش شدی ؟ آخخخخخخخخخ ..
چند بار سرشو از این طرف به اون طرف پرت کرد و بار آخر خودشو  رو به بالا پروند و وقتی کیرم از کسش اومد بیرون چند تلنگری به روی کسش زد و چند قطره آب از کسش ریخت بیرون ..
 مهرداد : میلاد جون میای این طرف  کون مهری رو بکنی ؟
-کون  مهری ؟
خیلی دلم می خواست . اصولا آدم طرف یکی دیگه رو که می کنه خیلی بهش می چسبه . یه نگاهی به مینا که رو زمین افتاده بودم کردم .. مهری با این که پشت سرش به من گفت ولی حسمو حسش کرد .
مهری :  نترس .. من آماده ام . مینا جون .. نشون بده که با مایی ..
مینا از جاش پا شد و با کرم بر گشت و شروع کرد به چرب کردن سوراخ کون دوستش  و مهری در حال کس دادن همین جور عشوه میومد .   حالت چشامو طوری در آوردم که کیر مهرداد و کس کهری رو نبینم تا کردن کون مهری بیشتر بهم بچسبه ولی مگه می شد ؟! آخ که چه راحت نصف کیر من رفت توی کون مهری  .. من و مهرداد دو تایی مون در حال کردن مهری بودیم .. ..
مهری :  بزن بزن .. منو بکن میلاد ..کونمو کبودش کن ..
با کف دستم می کوبوندم به کون مهری ... دیگه نتونستم جلوی آب ریزشمو بگیرم .. در همین اوضاع و احوال مهرداد  هم کیرشو بیرون کشید و تا بخوام پس ریزی آب کیر مهرداد از کس مهری رو  با چشام تعقب کنم دیدم  اون از پشت کمر مینا دوست دختر منو چسبیده و مینا هم الکی میگه .. وووووییییی نکن .. میلاد ناراحت میشه .. داشتم حرص می خوردم می دونستم همه شون کرم روز گارن . می خواستن کاری کنن که ما سکس در همی و ضربدری انجام بدیم . مهرداد همیشه صحبتشو می کرد ..  سریع رفتم سمت اون دو نفر .. مهرداد که از پشت گذاشته  بود توی کون مینا .. منم از زیر کردم توی کسش .
-مهرداد تو که ریختی توی کس مهری نترسیدی ؟
مهری : میلاد جون! ما همیشه از قرص ضد بار داری استفاده می کنیم ..
 دوست داشتم بگم جنده هاشون  کمتر از این کارا می کنن .. انگار این بار با انرژی  بیشتری مینا رو می گاییدم . می خواستم بهش نشون بدم که کیرم با حال تره .. مهرداد هم سریع توی کون مینا خالی کرد . منم رفتم سر به هوا توی  کس مینا خالی کنم که اون خودشو رو زمین خوابوند و طاقباز کرد ..
مینا : مهرداد عزیزم عشق من ..می خوام ویتامینت توی تنم بچسبه . دوستت دارم عشق من ...
 وای چقدر از این کلمات آخری که بر زبون آورده بود چندشم می شد . انگاری این عشق و دوست داشتن به سبک جدید بود . ویتامینمو ریختم توی کس مینا .. و اونم طوری لبامو می بوسید که انگار من و اون عاشق و معشوق هم باشیم که با تمام وجود و تعلق خاطر با هم سکس کرده باشیم .. با این که قلق منو گرفته بودند و تا صبح بار ها و بار ها به اشکال گوناگون با هم حال کردیم ولی ته دلم می خواست یکی رو داشته باشم که فقط مال من باشه ... پایان ... نویسنده ... ایرانی