ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 119

سمیه : نمی دونم چه جوری بگم . برای بیان هر مطلبی یه مقدمه چینی هایی لازمه . این جوری آدم حرفاشو راحت تر می زنه و راحت تر می تونه موضوع رو برسونه . من دوست دارم تو نظر بدی راجع به من و مهران نداشته باشی . مهران پسر خوب و خوش قلبیه . اون تا حالا واسه کسی مایه نیومده . هموطنان خودشو دوست داره . تو که خودت می دونی هر کشوری نیاز به این داره که از حدود و مرز هاش دفاع شه . امنیتش حفظ شه . متاسفانه بین عوام طوری عنوان شده که اطلاعات و امنیت کشور مثل چماق وایساده رو سرشون و می خواد اونا رو نابود کنه . واسه همین با این که خیلی جا ها بهمون احترام می ذارن ولی بعضی وقتا هم چشم دیدن ما رو ندارن ..
 -سمیه جون این حرفا چیه .. شما و مهران جون خیلی مهربونید .. آدمای با ایمانی هستید .. حالا مشکل چیه . چه کمکی ازم بر میاد ..
 -نمی دونم چی بگم . مهران از بچگی یه مشکلی داشته که وقتی می خواستم باهاش از دواج کنم نمی دونستم جریان چیه . دیگه به وقت از دواج که هر  مسئله ای رو مطرح نمی کنن . راستش اون جوری که اون خودش می گفته همه چی از بچگی هاش شروع شد .. می گفت  خونواده اونو می فرستادن بره خرید . توی تاریکی ..
 حوصله ام داشت سر میومد .. ازش خواستم که عیبی نداره هر موضوعی که هست واسم تعریف کنه . منم جای خواهر اونم ...
-پسر بزرگای محل اونو می گرفتن با خودشون می بردن به جا های خلوت . با سوراخ کونش بازی می کردند .. مهران میگه اوایل از این کار وحشت داشته ولی یواش یواش حس کرده که خوشش میاد که با کونش بازی کنن . چند بار هم بهش تجاوز کردند . ولی اون جوری که تعریف  می کرد با اون فشاری نبوده که بهش آسیب برسونه .. راحت بگم این که  اون کثافتا آلت تناسلی خودشونو رو سوراخ کون این بچه حرکت داده و خودشونو تخلیه می کردند . مهران میگه یواش یواش بزرگتر که شدم دیگه کسی کاری به کارم نداشت .. ولی من حس کردم از این کار خوشم میاد .. رفتم جلوی آینه از تماشای کون تپل خودم خوشم میومد .. سوراخ کونمو بازش می کردم ..  مداد و ماژیک رو تا اون جایی که دردم نمی گرفت می کردم توی کونم ولی نمی تونستم تا اون حدی که دوست دارم اونا رو فرو کنم توی کون .. از موز و خیار استفاده کردم ولی اینا هم دردی رو دوا نمی کرد .. می گفت روم نمی شد که برم سراغ مردا و بگم که من می خوام یه چیزنرم و گرم و گوشتی بره توی کونم .. می گفت اون روزا طوری از کونی ها بد می گفتند و تحقیرشون می کردند که انگار کونی ها کثیف ترین آدمای روی زمین هستند ..  شلوارایی می پوشید که کونشو بندازه توی دید ..تیپشو طوری درست می کرد که بتونه گی های فاعلی رو تحریک کنه ولی انگاری اونایی که عاشق کون کردن بودن آب شده رفته بودن زمین .. آره شیدا جون .. وقتی مهران این چیزا رو واسه من تعریف می کرد طوری نشون می داد که انگار از خودش بدش اومده و زندگی براش ارزشی نداره ..
- بالاخره چی شد ..
- هیچی می گفت  یه جایی از یکی از دوستاش  شنیده بوده که  در حموم های عمومی قدیم از این بر نامه های همچنس بازی زیاد دیده  شده ... مهران می گفت وقتی که اینو شنیده وسوسه شده بود که بره به یکی از این حموم ها .. دوازده سیزده سالش بود .. اندام درستی داشت .. می گفت بالاخره در یکی از محلات پایین شهر یه حمام عمومی بود که هنوز تخریب نشده بود ..اون روز به تمام بدنش برق انداخته بود .. اون جوری که خودش تعریف می کرد کونشو طوری برق انداخته و تمیز کرده بود که هر کی اگه از پشت کون لخت اونو می دید و متوجه کیرش نمی شد فکر می کرد که اون یک دختر جوان خوش اندامه .. خلاصه اون روز تا می تونست تلاش کرد تا بتونه نظر مردا و پسرای اون جا رو جلب کنه . می گفت خجالت می کشیده .. سختش بوده . در اون حدود کسی رو نمی شناخته .. خیلی زود به خواسته اش رسید .. رفت زیر یکی از این دوش ها .. می گفت با یه دستم کیرمو نگه داشتم اونو به طرف بالا گرفتم و طوری قمبل کردم که از پشت سوراخ کونم بیفته توی دید ..
 -سمیه جون اون راستی راستی همه اینا رو به این صورت برات تشریح کرد ؟ مگه می خواست داستان سکسی برات تعریف کنه و تحریکت کنه ؟ اونی که می گفت سختش بوده و دوست نداشته که گی باشه و  از روی اجبار تن به این کار داده ؟
 -آره شیدا جون . تازه  من دارم به طور خلاصه برات تعریف می کنم . این یه چشمه شه .
-حتما این چیزا رو برات تعریف می کرد که تو حالا هم هواشو داشته باشی .. خب بعد چی شد ..
- می گفت که بعد از بچگی هاش و شاید بعد از هفت سال اولین باری بود که  حس کرد که دیگه طلسمو می شکنه .
-طفلک چقدر سختی کشیده بود !
 سمیه : داری اونو دست میندازی ؟ ..
راستش داشتم مهرانو مسخره می کردم .. ولی یادم اومد که منم به عنوان یک شی میل دوست داشتم کون بکنم .. و تازه در اون سن کسی نبود که کون منو بکنه و لاله گاه یه چیزایی توش فرو می کرد . ..
-مهران می گفت  درو باز گذاشتم .. دیدم یکی اومد درو از داخل بست .. یه پسر جوون بود . خجالت می کشیدم رومو بر گردونم .. یه لحظه که سرمو بر گردوندم از دیدن کیرش وحشت کردم .. درجا روی کون و سوراخ کونمو صابون مالی کرد .. کیرشو به سوراخ کونم فشار داد ..درجا یاد بچگی هام افتادم ..  می دونستم که دردش شدیده .. دستشو محکم  رو دهنم فشار می داد .. چند بار سر کیرشو به کونم فشار داد و با حرکتای رفت و بر گشتی یه مقدارشو کرد توی کونم .. درد دیوونه ام کرده بود .. با این حال دوست داشتم بیشتر کیرشو توی کونم فرو کنه . حس کردم این همونی بوده که می خواستم تا بخوام بفهمم چی شده یه حس  داغی رو توی سوراخ کونم داشتم .چشامو بسته بودم و به کلفتی کیر ی که توی کونم بود نگاه می کردم . چقدر دلم می خواست حلقه کونمو که باز شده ببینم  و دو طرف اون حلقه رو که قلنبه شده انگار در حال ترکیدنه .  اون آبشو توی کونم خالی کرده بود .. اون رفت و من با درد و خجالت راهی خونه شدم .تا چند روز نمی تونستم درست بشینم . . آره اینم اززبون شوهرم بود شیدا جون ! مهران دیگه شجاع شده بود ..حالا چی شد که من جریانو فهمیدم و مهران مجبور شد همه اینا رو واسم تعریف کنه . اون شب قرار بود که من و دوستام بریم مهمونی و تا فردا غروب بر نگردیم .. به دلیلی اون مهمونی کنسل شد .. وقتی به خونه بر گشتم   یه سر و صداهایی شنیدم . صدای مهران بود .. تمام تنم لرزید .. اولش فکر کردم با یک زن رابطه داره .. ولی می شنیدم که مهران می گفت بکن .. بکن ... منو بکن .. سر در نیاوردم . تصور همچین چیزی رو نداشتم . وارد اتاق نشدم . اونا طوری لذت می بردند و منم  از حاشیه در می دیدم . متوجه من نشدند .. .. اون مرد کیرشو تا نیمه توی کون مهران فرو کرده و یکی دو بار حالت رفت و بر  گشتی اونو می دیدم . مهران به دمر خوابیده بود و اون مرد کیرشو کرده بود توی کونش .چند لحظه بعد   اون غریبه آبشو توی کون مهران خالی کرد .. نتونستم صحنه رو ببینم . نمی خواستم وارد شم و خودمو به یک نامحرم اونم در اون وضعیت نشون بدم .. اما یه لحظه در یه صدایی کرد و خورد به بدنم و منم بی اراده آخی گفتم که اونا متوجه شدن .. .. دیگه بقیه داستان زندگی من همینه دیگه .. مهران قسم می خوره  که ماهی بیشتر از یه بار کون نمیده و اهل کون کردن هم نیست ... حالا من ازت می خوام که کمکم کنی ..
-البته اگه اون بخواد ..
- هر چند خودش میگه مدتهاست که داره ریاضت می کشه که تعداد دفعات کون دادنشو کمتر کنه .. این روزا هم که ادعا می کنه دو ماهه کون نداده و طوری رفتار می کنه که انگاری تا به حال با مردی همبستر نشده و منم در این بازی همراهیش می کنم . چون دوست دارم از ذهنش پاک کنم که اون یک گی مفعولی بوده .. ولی حدس می زنم باید کون هم کرده باشه . یکی دوبار هم صحبت شی میل شده بود دو تایی مون موافق بودیم که یه شی میلی اگه بهش حال بده خیلی بهتر از اینه که یه مردی اونو بکنه . چون اگه مرد اونو بکنه هم شخصیت مردانگی اون میاد پایین هم اونو لو میده . ولی یک شی میل سرش توی این راهها درد نمی کنه .
 -من حاضرم کمکت کنم . به شرطی که خود مهران هم راضی باشه .... ادامه دارد ... نویسنده .. ایرانی