ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 108

فیروزه یه نگاهی به ستاره انداخت که اون حساب کارشو بکنه که دیگه از این سوالات بی مورد و بی موقع نکنه .. چشاشو بست و فقط به حرکات سوزنده کیر پسرش توی کس فکر می کرد . جووووووووون .. ستاره دید که جوابی نگرفته از اون فضا دور شد ..
 -عرفان جون ادامه بده .. زود باش .. زود باش ..ستاره اومد و حواس منو پرت کرد وگرنه الان ار گاسم شده بودم ..
 -مامان مامان جون گل من این قدر حرص نخور من الان خودم ردیفت می کنم تا عرفانو داری غم نخور . کیر عرفان معجزه می کنه . دست پرورده خودته مامانی .. جووووووووون .. خیلی حال میده .
 بازم فکرای عجیب و غریبی به سر فیروزه  راه یافته و اون مرتب به این فکر می کرد که مدتیه از کار و کاسبی افتاده .. ولی از بس این عرفان خودشو رو بدن مادرش حرکت می داد که فیروزه حس کرد جز به عشقبازی با پسرش به چیز دیگه ای نمی تونه فکر کنه ... یک بار دیگه چشاشو بست .. می خواست که در لحظات ار گاسم به خلسه ای شیرین بره .. اون حالا ریزش آب هوسشو به خوبی حس می کرد .. با این که می دونست اگه عرفان کیرشو بکشه بیرون اون آب با فشار زیادی می ریزه بیرون ولی تر جیح داد نرم نرمک با لذت از بدنش خارج شده اونو آرومش کنه   ..
 -اوووووووفففففف عزیزم .. پسرم ... حرف نداری .. وااااااییییییی کسسسسسم ..اووووووخخخخخخ ..
 آخ و واخ کردنای فیروزه ادامه داشت .  عرفان در این شرایط لذت می برد از این که مادرش خودشو تا این حد حشری نشون میده و بقیه می بینن که این جوش و خروش های مادرش به خاطر اینه که زیر کیر عرفان قرار داره ..
-اوووووووفففففففف مااااااماااااان جونم مامانی .. فدات شم ..
فیروزه گرما  و سفتی خاص کیر عرفانو احساس می کرد .. اون با این کیر به خوبی آشنایی داشت . پدر عرفان هم هر وقت کیر و کمرش سنگین می شد به همچین حالتی می رسید . باید خودشو تخلیه می کرد تا  سبک شه و آروم و قرار بگیره .. فیروزه دوست داشت که عرفان بازم اونو با هیجان بکنه و لذت پس از  ار گاسمش در حرکت هم ادامه داشته باشه و دقایقی بعد به خماری بره ولی احساس کرد که با این که پسرش توان  ادامه عشقبازی با اونو داره ولی نباید بیشر از این روی اعصاب اون راه بره . می دونست که مردا  اوج لذتشون در اینه که آب هوسشونو توی بدن زن یا هر جایی که دوست دارن خالی کنن و عرفان هم دوست داشت که این آب رو توی شکم یا همون کس مامانش بریزه .
-عزیزم .. مامان فیروزه تو آب می خواد تشنه شه .. عرفان هم سر و صدا و حرف زدنهاشو شروع کرد به صورتی که بقیه متوجه شن که اون تونسته که  مادرشو ار گاسمش کنه .
-بگیر فیروزه .. بگیر .. مال پسرته .. کاشته خودته ....
امیر و عرفان و سحر مثل بقیه جمعیت به اون مادر و پسر خیره شده می خواستن ببینن که داره چیکار می کنه . کیف می کردن . ولی امیر در این فکر بود که یه سری هم به فیروزه بزنه و یه حالی  با این زن بکنه . چون خیلی از اند ام این زن و قسمت کونش خوشش میومد . دوست داشت حال عرفانو هم بگیره . چو ن متوجه شده بود که اون پسر حساسیت عجیبی داره به این که ببینه یکی مامانشو می کنه که شاید خوش کیر تر از اون باشه .
امیر : آخخخخخخخخ سحر جون .. سحر جون .. من سوختم .. دیگه تاب ندارم .. دارم میام .. داره میام ..  
سحر : بیا .. بیا .. با سر برو تو کونم ... ..
-فدای اون کونت ...
 سامان کیف می کرد از این که امیر و زنش این جور دارن قربون صدقه هم میر ن و به هم حال میدن .. اونم کیرشو به سرعت از پایین به سقف کس زنش می کوبوند .  و سحر هم در حالی که خوشش میومد و لباشو گاز گرفته بود به ریزش آب کیر دو تا مردی فکر می کرد که جهش کیرشون شروع شده بود سامان قسمت بالای تنه زنشو بغل زده اونو به سمت خودش کشوند و د ر حالی که اونو می بوسید امیر هم دستاشو دور کمر زن سامان حلقه کرده و کیرشو پی در پی فرو می کرد توی کون سحر و می کشید بیرون .. گرمای آب کیر امیر و سامان سحر رو به سر شوق آورده بود .. مردا کیرشونو بیرون کشیده اونو توی دهن سحر فرو کردند و زن حسابی کیرشونو تمیز کرد . امیر یه نگاهی به مسیر فیروزه انداخت . فیروزه درست در حالتی دراز کشیده بود که اون خیلی خوشش میومد . اون به دمر افتاده بود . و باسن برجسته اون رو به آسمون قرار داشت .. یه نگاهی به اطراف انداخت و عرفانو ند ید . الان بهترین موقعی بود که خودشو می رسوند به فیروزه . با این که  انزال شده بود ولی تماشای اندام فیروزه  شروع  هوس دیگه ای بود . .... ادامه دارد ...... نویسنده .... ایرانی 

4 نظرات:

دلفین گفت...

داداش میشه بگی چیکار کردی همه داستانها عالی بودن مرسی

ایرانی گفت...

درود بر دلفین عزیز و گل .. دستت درد نکنه .. خسته نباشی .. عید سعید فطر مبارک باشه ..و همیشه نسبت به من لطف داری ... ایرانی

دلفین گفت...

من فدای تو بشم داداش شما به من لطف داری که هرچی میخوام تو داستانهات اضافه میکنی داستانهای با این قشنگیتو بخاطر من خراب میکنی دمت گرم همیشه شاد باشی عید شما هم مبارک

ایرانی گفت...

خواهش می کنم دلفین جان .. اتفاقا من از راهنمایی های مفید شما در بسیاری موارد استفاده می کنم و همراه خوب و گل منی ..دستت درد نکنه .. شاد و تندرست باشی ... ایرانی