ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 140

 ماندانا یه حس خوبی داشت . حس این که یکی داره با کس زندونیش حال می کنه و به اون لذت میده . کسشو حبس شده احساس می کرد .. چشاشو بسته بود و به جرکت نرم کیر بهمن توی کس فکر می کرد .. خیلی آروم لباشو باز کرد و گفت ویدا عجب شورتیه ..  بیشتر از اونی که کسمونو توی دید بنداره و خوشگلش کنه قالب کیر آقامونه .. عجب تمرین خوبی شده تا ببینیم که وقنی رسیدیم خونه آقامون می تونه روش مانور بده یا نه . آخ که من چقدر دارم حال می کنم و به من چه لذتی میده ! .
ویدا : یه وقتی خونه رسیدیم سوتی ندی که ما رو این شورتا تمرین عملی داشتیم ...
 ماندانا : وای حالا می خوای به دست شوهرامون بهونه بدیم . ببین بابک هنوز بیکاره ؟ تو معطل چی هستی پسر . نا سلامتی این جوری می خوای کاسبی کنی ؟ اگه از این کارا بکنی که مشتری هاتو فراری میدی ..
بابک خنده اش گرفته بود . می خواست بگه  این مشتریا واسه هفته یه روز خوبه ولی اگه هر روز از اینا داشته باشیم ورشکست میشیم . ولی در اون لحظه  جز به سوراخ کس ویدا به چیز دیگه ای فکر نمی کرد . اونم نوک کیرشو گذاشت روی کون  ویدا .. معلوم نیست این بهمن چه جوری کیرشو کرده اون داخل . سوراخ شورت که همونه . احتمالا باید قسمت بیرونی کس ویدا تنگ تر باشه . خیسی شورت اون زن رو به خوبی حسش می کرد ... ویدا : بفرست بره دیگه . خیلی نرمه . جووووون . عالیه . می بینی . کسم خودش خیس کرده . الان کیرتو هم چرب و نرم و روون شده و به خوبی میره تو . به قول شما آقایون که البته اینو همیشه شوهرم میگه کافیه که فقط سر کیر بره داخل , بقیه راهشو پیدا می کنه و میره .
بابک : داخل..  البته همون داخل کس دیگه . وگرنه کیر که تا به انتها وارد کون نمیشه .
 ویدا : نه خب .. بفرست  بره جلو تر .. دست انداز نداره .. صاف و کفی .. کاملا نرم .. همه جا براق و آماده پذیرایی از کیر جون دار تو ...
بهمن : بابک جون از تو راهی و چطور فرو کردن واسش تعریف کن که اگه یه تجربیاتی در این زمینه کسب کردی اونو در اختیار شوهرشون بذارن و بعد ما هم ببینیم این شورتهایی که ما آوردیم استاندارد هستند ؟ اون کارایی لازمو دارن یا نه ؟
بابک کاملا خنده اش گرفته بود ..
بابک : آره بهمن جون در کارایی اون که شکی نیست . ولی خب علف باید به دهن بزی شیرین بیاد . حالا امید وارم آقایون بپسندن ..
 بهمن : واقعا شوهرای شما خیلی خوشبختن که خانومای فداکاری مثل شما نصیبشون شده ..
 ماندانا هم در جواب تیکه بهمن یه تیکه پروند .
 -من و ویدا جون هم دعا می کنیم یه جفت زن مثل ما نصیبتون شه که شما هم خوش به حالتون شه .
 بقیه به خوبی منظور ماندانا رو گرفته بودند ..
بهمن : آها ..آها .. بجنبون . اون کونو بجنبون مانی جون . می خوام ببینم در حالت های لرزشی این کیر به چه صورتی در میاد خود کون چه حالتی پیدا می کنه و این حفره ها شکاف زیادی پیدا می کنه یا نه ؟ آخ که چقدر لذت بخشه این حرکات . کیرهم داره می گرده و هم در یه حالت عمود وارد کس میشه و بر می گرده ..
ماندانا : چه تشبیه قشنگی ! فقط یادم باشه که از این تشبیهات برای آقام استفاده کنم .
  بهمن : نکنه یه وقتی اسم ما رو ببری که چیکار کردیم .. ممکنه از نون خوردن  بیفتیم .
ماندانا : ما از نون خوردن میفتیم و شما از کون خوردن .
 دو تا پسرا حالا تقریبا  با یه سرعت کیرشونو وارد کس طرف مقابلشون می کردند .. و بیشتر به جای این که حواسشون به  قالب کون روبرو باشه به کون  زن بغلدستی نگاه می کردند و  حریصانه در انتظار کردن نفر بعدی بودند ..
 بابک : میگم چطوره  بدون شورت هم یه تستی بگیریم .
 ویدا : هرچی زن داداش ماندانای من بگه من همونو قبول دارم .
ماندانا : اوه ویدا جون تو صاحب اختیاری .  به نظر من بد نیست یه تنوعی به کارامون بدیم . این بهمن هم از  بس آخ و واخ کرده ما رو کشته . بینم پسر اگه این کیرت شق میشه موردی نداره . می تونی یه چند تا تلنبه بزنی توی کسم و خودت رو سبک کنی . نگران نباش . فعلا تا اطلاع ثانوی بچه دار نمیشیم . مزاحم واسه چی بیاریم ؟! الان که بچه نداریم می تونیم همه جا رو بگردیم و با آدمای خوب آشنا شیم . سفر بریم و شورتای لوکس بخریم .
 بهمن دو دستی به کمر ماندانا چسبید . نگاهشو به سوراخ کون ماندانا دوخت  و آروم آروم کیرشو به سمت جلو و عقب می کشید ...  حس می کرد که نر مش در این حرکت  باعث راه اندازی سیل در کس ماندانا میشه ..
 بهمن : آخخخخخخخ .. آخخخخخخخخخ .. کیرم .. ووووووویییییی ..
 ماندانا : یادت باشه یه جای کار رو هنوز عقبی و ما هم باید ببینیم در این شرایط شوهرمون باید چیکار کنه . حواست باشه که تو هنوز ارگاسمم نکردی . با این کیرت بعد از انزال حداقل باید ده دقیقه منو بکنی تا ار گاسم شم . خودت می دونی ...
بهمن : همه این کارای ما برای تست بود .. میگم کیر آقات اگه در  این شرایط مثل کیر من پس بره می تونه  سریع شق شه بره توی کست که ارضات کنه یا نه ؟... ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی