ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 120

خلاصه سمیه تا می تونست واسه من روضه خوند و از چپ و راست و گوشه و کنار گفت . طوری که انگار می خواست دل منو به رحم بیاره که تا می تونم هوای شوهرشو داشته باشم و اونو ردیفش کنم .
 -شیدا جون تو اگه بتونی کاری کنی که اون دیگه حال و هوای مردا از سرش در ره ثواب بزرگی در حق من کردی . ..
 -ببین من هر کاری که از دستم بر بیاد می کنم . خیلی هم لذت می برم . ولی آخه درس هم دارم و کارای دیگه . نمی دونم اونا رو چیکار کنم .
-فدات شم هر ده یک روز یک بار این کارو بکنی خیلی مفیده . بعدا به دردت می خوره ها .
 -نمی دونم چی بگم سمیه جون . . من و لاله خیلی صمیمی هستیم ..
سمیه : من کاری به کار شما ندارم . من دیگه یاد گرفتم که باید به اصل آزادی و دموکراسی احترام گذاشت . باور کن مهران از اونایی نیست که برای بقیه مایه بیاد و شکنجه گر و جلاد باشه . اون از اون اطلاعاتی های خود فروخته ای نیست که به ملت خودش بی رحمی کنه به این بهانه که اونا وابسته به بیگانه اند ..
 -من که حرفی نزدم سمیه جون .. ولی من با لاله هم حرف می زنم . چون اون اگه در جریان باشه بهتره . جنگ اول به از صلح آخر . موارد و مواقعی هست که من باید از لاله دور شم تا خودمو برسونم به مهران جون و کونشو بکنم  و لاله جون هم باید در جریان باشه .  دروغ حتی برای یک بار هم زشته ..
 -فدات شم شیدا جون که صداقت و راستگویی خودت رو نشون میدی و دوست نداری که تحت هیچ شرایطی دروغگو باشی ..
 داشتم به این فکر می کردم که شرایط زیادی در زندگیم پیش اومده که دروغ گفته باشم . حالا چی شد که در این وضعیت بحث ما به این جا کشید خودمم سر در نمی آوردم . من و سمیه اومدیم بیرون و هر کدوم رفتیم به اتاقای خودمون . وقتی موضوع رو با لاله در میون گذاشته گفتم که حدسی که می زدم کاملا درست بود از تعجب داشت شاخ در می آورد . باورش نمی شد .
لاله : یعنی مهران با اون همه دک و پز و ایمانش کونیه ؟  کون میده ؟ از این که یک کیر بره توی کونش کیف می کنه ؟
-خب هوتن و فری هم همین حالتو داشتن . این که نباید برای تو یک چیز عجیبی باشه . خود ما هم وقتی با کونمون ور رفته شه کیف می کنیم . حال می کنیم . لذت می بریم . -آره شیدا جون ولی ما ظرافت خاصی داریم . آخه این موضوع در بین بیشتر مردای ایرانی یه حالت چندش آوریه که مردانگی و مذهب  اونی رو که کون میده می بره زیر سوال . با توجه به این که مهران مرد متشخصی بوده و در سفارت واسه خودش کله گنده ایه و حتی به زودی ممکنه سفیر کبیر یکی از این کشور ها شه بعید می دونم که کونش به خارش افتاده باشه ..
-لاله جون همچین خارششو بگیرم که خودت هم هوس کنی به این که کیر می داشتی و اونو می کردی توی کون مهران . اگه بدونی دختر عمو سمیه تو چه زاری می زد که برم کمک اون و شوهرش . زندگیشو از متلاشی شدن نجات بدم . خیلی زشت میشه که زن و شوهر به خاطر کونی بودن مرد از هم جدا شن . ظاهرا مهران اومده . خیلی دوست دارم برم پشت در اتاقشون صحبتای اون دو نفرو بشنوم . مهران هنوز نمی دونه که من یک شی میل هستم . می خوام ببینم تا چه حد هیجان زده میشه .
لاله : شیدا .. هر کاری که می کنی بکن . اصلا به ما چه مر بوطه که کی کونی هست و کی نیست . فقط اگه به من نرسی من ازت دلخور میشم .
-لاله فدات میشم . تو هم دوستمی هم خواهرمی هم معشوقه امی هم زنمی وهم همه چیز منی ..
 -شیدا اگه تو این زبونو نداشتی !
 -یعنی من یه عمریه که واسه تو زبون بازی می کنم ؟
لاله : شوخی کردم ...
از لاله جدا شده و خودمو رسوندم پشت در اتاق سمیه و مهران .. به موقع رسیده بودم .. درست در لحظاتی بود که داشتن در مورد من حرف می زدن .
 مهران : تو اینو جدی میگی ؟ اصلا باورم نمیشه . خیلی هیجان انگیزه . چه جالب ! وقتی بهش نگاه می کنی انگاری تیپ دخترا رو داره . وای چه عالی میشه ! من روم نمیشه ازت چند تا سوال بکنم . می خواستم ببینم این کیرش خوب وای می ایسته ؟
 -عزیزم دلم عالیه .. من باهاش خیلی حرف زدم . .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی