ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نامردی بسه رفیق 131

یک نامه هم واسه خونواده ام نوشتم . واسه مادرم پدرم و خواهرم .. و بیشتر به خاطر مادرم ناراحت بودم .. یه قسمتشو به این صورت نوشته بودم .. مادر ! هیشکی مث تو نمیشه ..  مادر هیچوقت نسبت به فرزندش کینه ای به دل نمی گیره . مادر از خودش می گذره تا بچه اش راحت باشه ..  دست دعای مادر واسه بچه هاش همیشه به سوی خدا درازه . میگن نفرین مادر اثر نداره .. آخه خدا عاشق مادراست . می دونه که مادرا هم به عشق خدا بچه هاشونو دوست دارن . می دونه که اگه یه وقتی مادری فرزندشو نفرین کنه بعدا پشیمون میشه .. آخه دل مادر که از سنگ نیست . می دونم که دوست داشتی عروستو ببینی . و بچه منو .. می دونم واسه من آرزو ها داشتی .. خیلی اذیتت کردم . خیلی شیطون بودم . نتونستم تو رو به آرزو هات برسونم . خودمم به آرزو هام نرسیدم . دنیا ی به این بزرگی منو نخواست دیگه . منو فرو برد تو دل خاک خودش تا دیگه هیشکی منو نبینه . حالا من  می مونم و این گور سرد . خاکی که همدم منه .. منم دوباره میشم مث خاک .. مثل همونی که اول بودم . ولی تو مادر با اون اشکای پاکت که از دل پاکت جاری میشه رو هیچوقت نمی تونم فراموش کنم .. هیچی عوض نشده .. یه خورده دارم زود تر میرم .. ولی منو ببخش .. من پسر خیلی بدی بودم .. خیلی بد , ولی امید وارم فرزانه بتونه هم دخترت باشه و هم پسرت . روی ماه تو و بابا و خواهرمو می بوسم ... و این نامه رو هم گذاشتم لای دفتر خاطراتم تا که ستاره اونو برسونه به دست فروزان .. می دونستم این کارو واسم می کنه ..
فروزان گلم سلام ! .. حالا که داری نوشته های منو می خونی من ساعتها و شاید هم روز هاست که آرزوهای خودمو به گور برده باشم . البته من ماههاست که آرزو هامو دفن کردم . از اون روزی که تو رفتی .. من و آرزو هام هر دو خاک شدیم . من  و رویا هام اسیر طوفان زندگی شدیم . شاید واسه همین بود که خودمو در دریا غرق کردم تا دیگه هیچ طوفانی به من آسیبی نرسونه .. تا دیگه قلبم نلرزه .. دلم نشکنه .. خودت می دونی چی شده .. خودت می دونی که با تمام وجودم دوستت داشتم . عاشقت بودم . عشقی که با خودش نامردی رو به دنبال داشت . تو خودت می دونی که هر گز بهت دروغ نگفتم .. به دروغ نگفتم که عاشقتم .. هیچوقت نخواستم فریبت بدم . می دونم عقیده ات رو راجع به سپهر عوض کرده بودم ولی خودم به اشتباه خودم اعتراف کردم . خیلی داغون شدم .. نمی خوام ازت گله ای کنم .. تو زندگیت رو انتخاب کردی .. راهت رو انتخاب کردی .. من که نمی تونم اعتراضی داشته باشم .. همیشه هم گفتم به زور نمیشه عاشق کسی شد .. به زور نمیشه موندگار شد .. یه روزی عشق در خونه آدمو می زنه توی دل آدم می شینه .. ولی تعجب می کنم اون عشق چه جوری می تونه خودشو از دل آدما بیرون کنه و فراموش کنه که بین اونایی که عاشق هم بودن یه پیوند خاص بر قرار کرده .  نمی خوام محکومت کنم . نمی خوام بگم اگه نمی رفتی من مردنی نبودم . نمی خوام بگم خیلی سنگدلی .. هر چند حس کردم که سنگدلی .. دلم می خواست یه لبخند تو رو ببینم .. من که جدایی از تو رو باور کرده بودم ..من که نفرت تو از منو باور کرده بودم .. ای کاش قبل از مرگم بهم می گفتی که اون روزایی که با هم بودیم با تمام وجودت دوستم می داشتی . عاشقم بودی . کاش بهم می گفتی که اون روزا دوستم می داشتی .. که من به یاد اون روزا چشامو واسه همیشه به روی این دنیای خاکی ببندم . نمی دونی چه عذابی واسه بیماری ام کشیدم .. زبونم کنده شده ..نمی تونم درست حرف بزنم .. غذا توی شکمم هضم نمیشه . همه اینا رو تحمل کردم . اما دلم خیلی به درد اومده .. کاش بهم می گفتی که اون روزا دوستم داشتی .. حس می کنم که داشتی ولی من نیاز داشتم که بشنوم ..نیاز داشتم که باور های اون روز هامو حس کنم . حالا هم واسه تو ..واسه اونایی که عاشقشونی آرزوی خوشبختی می کنم . منو ببخش  فروزان .. به خاطر گناهانم منو ببخش . درسته سپهر هم می مرد و تو تنها می شدی ولی این رسمش نبود که من در حقش جفا کنم .. حالا دارم به حقم می رسم . من چه جوری تو روش نگاه کنم . من یک گناهکارم . ولی تو یک بیگناهی .. تو پاکی .. تو نجیبی .. یادت هست گفتی که دروغ رو تحمل نمی کنی ؟ من از اون وقتی که بهت قول دادم دروغ نگم دروغ نگفتم .. و همون بد جلوه دادن سپهر تنها دروغم به تو بود که تو رو به دست بیارم . بیا  سر خاکم .. بیا و به من بگو که منو بخشیدی .. ولی تو رو قسمت میدم به اون پسر کوچولوت به هر عزیزی که دوستش داری بهم بگو که اون روزا دوستم داشتی .. با تمام وجودت دوستم داشتی .. چقدر دلم گرفت وقتی که من خوار شده پیشت خوار شدم .. وقتی بهم گفتی معتاد .. وقتی که نتونستم از خودم دفاع کنم .. کاش زیر اون مشت و لگدا می مردم .. کاش اون لبای قشنگت نیش حرفاتو نثارم می کرد که شاید زود تر بمیرم .. ولی من برای تو برای کسی که با تمام وجودم دوستش دارم و هنوز عاشقشم آرزوی خوشبختی می کنم .. و هر گز حق ندارم که ازت گله ای داشته باشم . کسی که از وقتی که بهت گفته علشقته و عاشقت شده هر گز بهت دروغ نگفته و با صداقتش مرگ رو به جون خریده : فر هوش ناکام ... کاش می تونستم به خودم اجازه بدم که بنویسم فر هوش ناکام تو ... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی