ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 137

بهمن :  بابک جان تو می تونی یه کنترلی رو ویدا جون داشته باشی و منم به نگاهی به این ماندانا خانوم میندازم ..بهمن دستی به پا های ماندانا کشید . 
 -مانی خانوم یه خورده پاهاتو بازش کن .. آها حالا خوب شد .
ماندانا پشت به اون دو تا پسرا قرار گرفته بود و کون گنده شو انداخته بود توی دید ..
 -اوووووووووووهههههههه عجب استیلیه ..
 ماندانا : باسن منو میگی ؟
 -اون که آره ولی این شورت هم خیلی خوش حالت ترش کرده . اگه اجازه می فرمایی من این باسن شما رو تنظیمش کنم بد نیست .
ماندانا : شما صاحب اختیارید که هر کاری که دوست دارید و فکر می کنید در  کیفیت  انتخاب تاثیر مثبت داره انجام بدید ..
 ویدا : آقا بابک شما نظرت در مورد این شورتی که  پام کردم چیه ..
-خیلی خوش حالته .. یه رنگیه که انگار ترکیبی از رنگ نارنجی و صورتیه .. به پوست سفید و برق انداخته شما خیلی میاد . یه حالت چرب و براق داره . خیلی ناز کرده شما رو ..
دستای بهمن که روکون ماندانا قرار داشت اونو به دو سمت بازش کرد و گفت خب این جوری خیلی عالی تر و هوس انگیز تر نشون میده . اگه می خوای واسه شوهرت تحریک کننده تر باشه بستگی به این داره که سلیقه اش چه جوره . اگه به هنگام  راه رفتن پاها رو تقریبا به هم نزدیک کنی شورت دیده نمیشه .. شما که دوست پسر نداری  ماندانا : واااااااووووو این حرفا چیه .. اصلا در من می بینی که به دنبال این جور چیزا باشم ؟  ..
 بهمن : این که هیچی .. می تونی دستاتو بذاری رو دو سمت باسنت و با باز کردن دو طرف باسنت قسمت وسطو به شوهرت نشون بدی .. ولی فکر کنم اون خودش این کارو انجام بده .. این خیلی عالیه بهت خیلی میاد .. سوتین هم که بیشتر قسمت های سینه رو انداخته بیرون و تحریک آمیزه ..
 ماندانا : آخ فدای شوهر جونم بشم . اون اگه بدونه من چقدر به فکرش هستم .. از همین الان خودشو آماده می کنه .  شما مردا ممکنه در بعضی زمینه ها اختلاف نظرات کوچیکی داشته باشین ولی سیستم بدنی تون به هم می خونه و می خوره .. حالا بگو ببینم نظرت راجع به این اندام چیه . تحریک آمیز هست ؟ اگه رو شما اثر داره پس حتما رو شوهر منم اثر داره ..
 بهمن دیگه از حال رفته بود . دستشو می کشید روی شلوارش ...
-مگه میشه بی اثر باشه .. باید چند تا دیگه رو هم بر رسی کرد ..
 ماندانا لرزش و ناله های بهمن رو به خوبی حس می کرد که چه جوری در برابر بدن اون سست شده ....
 بابک : ویدا جون عالیه ..
-انگار بهمن جون بهتر می تونه بر رسی کنه و ببینه که به من میاد یا نه .
بابک : نه منم خیلی خوب می تونم ارزیابی کنم ..
بهمن : رفیق ! تو  ارزیابی رو همراه با درزیابی انجام بده همون کاری رو که من انجام دادم . قشنگ باید سوراخ سنبه ها رو بر رسی کنی .. دیگه ما هدف ما مشتری مداریه . مشتری که میاد این جا باید راضی بر گرده ..
ماندانا : آره عزیز .. شما تا ما رو راضی نکردین ما که ول کن شما نیستیم ..
 این حرف ماندانا بهمنو به فکر فرو برد . هر چند با این اندامی که اون دو زن نشون داده بودند چاره ای نبود جز سکس با اونا .
 ویدا :  من میگم حالا یه شورت دیگه رو امتحان می کنیم شاید آقا بابک بیشتر خوشش بیاد ..
 ماندانا : واااااااووووو اینم از اون حرفاستا . مگه بابک جون باید خوشش بیاد ؟ اون اگه داره این کارو می کنه به این خاطره که شوهر تو رامین جون خوشش بیاد ... لذت ببره . بابک هم واسه این که یه حرفی واسه گفتن داشته باشه گفت اتفاقا من می خواستم بگم که این شورت لا کونی طوریه که خطش اقتاده وسط باسن و سوراخ کون .. و حاشیه و کناره هاشو همچنین حاشیه واژن رو به خوبی نشون میده ..
ماندانا : بابک جون تو که خودت همه  چی رو گفتی .. به جای واژن هم اگه می گفتی کس بهتر بود تا همه مون راحت تر هضمش کنیم ...
 بابک بازم صورتش سرخ شد و پس از چند ثانیه مکث گفت :
 حالا می تونیم از یه شورت دیگه استفاده کنم به همین رنگ فقط اون به این صورته که  قسمت  واژن با یه طرح برگی کوچولو و اونم خیلی کوچولو پوشش داده میشه ... حاشیه کس مشخصه .. و قسمت وسط این برگ هم سوراخ داره که میشه  قسمت بیرونی مرکز کس رو دید .. قسمت سوراخ کون همون حالت سابق رو داره. ولی این جوری یه تحریک خاصی به وجود میاد که مرد رو دچار هیجان می کنه به صورتی که هر لحظه می خواد با پنجه هاش به باسن طرف چنگ بندازه ..
 ویدا : این که خیلی هیجان انگیز میشه .. مانی جون به امتحانش می ارزه دیگه .. ماندانا : به شرطی که این آقایون گلو از کار بیکار نکنیم .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی