ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 269

با گفتن این مطلب در واقع خواستم جو رو عوض کنم و کمی هم حال کرده باشم . شهاب بی انصافانه کیرشو به کونم فشار داد ..
-اوووووفففففف پسر داری جنده می کنی ؟
 اشرف : نه داره با یه فرشته کار می کنه . خب معلومه دیگه که جنده هستی اگه جنده نیستی پس چی هستی . راستش از این حرف اون خنده ام گرفت . تعجب کردم . دیگه دونستم که هر چی میگه درست میگه .  ولی من داشتم حال می کردم نه مثل اونا که مجبور بودن که الکی ادای اینو در بیارن که دارن حال می کنن و به پول کارشون نیاز شدیدی داشتن . در هر حال تن فروشی هم یه کاریه که مییشه گفت فروشندگان یا کرایه دهندگان اون با نفرت این کارو انجام  میدن . شاید برسه  زمانی که وضع اقتصادی  جامعه به اندازه ای مطلوب شه که زنان و دختران ما نیازی نداشته باشن که به خاطر نیاز های مادی خودشون به این کار تن بدن . این که برای لذتهای خودشون  تا چه حد می تونن آزادی عمل داشته باشن اون بحث جداگانه ای داره که نمیشه فقط یک شبه به این موضوع پرداخت . پا هامو باز کردم تا شهاب از رو برو بکنه توی کسم . چشامو بستم تا با آرامش به دو تا کیری که آروم آروم راهشونو توی کس و کونم پیدا کرده بودند فکر کنم . ظاهرا سر و صدای چند تا جنده دیگه از راهرو و پذیرایی به گوش می رسید که می گفتن در خونه رو از داخل قفل کنید و در پذیرایی رو ببندید که به خاطر تظاهرات ممکنه مامورین و مردم بریزن این طرف و بیان این جا . اون وقت نون ما آجر میشه ..  منم به تیمور که هنوز درست و حسابی با اشرف و پروین مشغول نشده بود گفتم که یه چک کنه ببینه در از داخل قفله یا نه . البته من که از این چیزا باکی نداشتم ولی دوست نداشتم که مهری منو سر زده ببینه . اشرف و پروین با تعجب به من نگاه می کردند . شاید انتظار نداشتن که من با این هیجان با این دو تا پسر حال کنم . شانس آوردم که اونا جنده بودن وگرنه باید حسادت می کردند از این که تورشون کرده بودم . تازه داشتم واسشون کاسبی هم می کردم و کارشونو سبک تر  می کردم . با تعجب به جفت سوراخام خیره شده بودند .. به خیسی کسم که با چند ضربه کیر شهاب یواش یواش یه حالت  روغنی و کره ای به خودش گرفت و نشون از هوس بالای من داشت .
اشرف : ببینم نادیا جنده خیلی وقته کاسبی نکردی ؟
خوشم میومد یه خورده مخ اونا رو کار بگیرم .
-فکر کردی من از اون جنده های لاشی هستم که روزانه  زیر کیر ده نفر بخوابم ؟ ا
شرف : پروین این کسو چی داره میگه . لاشی خودتی جنده بد بخت  تازه کار . مشتری نداری اومدی این جا برای خودت تبلیغات کنی بازارو از دست ما در بیاری .
-خفه شو .. این آقایون خودشون کیر دارن و اختیار .. حرف بی خود بزنی اصلا میگم پولشونو بدن به من ..
 پروین : کور خوندی اونا الان پولشونو دادن به دست مهری  ..
 شهاب و فرید بدون توجه به حرفای اونا در حال گاییدن کس و کونم بودن . تیمور هم که دیگه حوصله اش سر اومده بود گف خانوما بی خیالش شین .. بیایین بهم حال بدین کاری نکنین که دیگه از این جا در رم و برم به خونه ای دیگه .. بمالین جنده ها .. دو نفری اومدین رو من کیرم همین جور بیکار نشسته باشه ؟ زود باشین ساک بزنین . راستش از شکل و شمایل کس آب افتاده اون دو تا خوشم نیومد ولی هیکل بدی نداشتن . جون جون گفتن و آه و ناله کردن اون دو تا به سبک جنده ها شروع شده بود .. آه کشیدنهای من طبیعی بود و اون دو تا به طور مصنوعی در حال نالیدن بودن . اشرف کیر تیمور رو تا به انتها فرو کرد توی دهنش .. ظاهرا سر حلقش گیر کرده بود به سرفه افتاده بود . پروین هم سینه هاشو رو دهن تیمور قرار داده بود . و اون در حال میک زدن اون سینه ها بود .. پسرا منو گذاشته بودن رو زمین تا به کمرشون فشار نیاد منم این جوری کمتر خسته می شدم . وای هنوز از بیرون صدای تظاهرات میومد . هم دوست داشتم زیر کیر اون دو نفر حال کنم و هم برم بیرون ببینم چه خبره . خیلی دلم می خواست برم و کلی فیلم جدید بین اونا توزیع کنم  از آخرین تحولات و مذاکرات  پشت پرده بین ایران و امریکا . خیلی حال می داد  این جوری . خیلی بهتر و گسترده تر این فیلمها پخش می شد . دوستان تکثیر کرده و به هم می دادند . سرمو خم کرده تا بلندی کیر شهابو که میره توی کسم و بر می گرده ببینم .
-پسرا ..پسرا .. بازم تند تر .. فرید : کونتو تند تر بکنم ؟
 -یه خورده تند تر .. ولی زیاد به طرف داخل فشارش نده که دردش زیاده ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی