ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نامردی بسه رفیق 129

و من حالا واست می نویسم . نمی دونم چرا درد های زندگی آدما  وقتی که زیاد میشه حس می کنن که عذاب بی نهایت اومده به سراغشون . من خیلی از آدمای درد مند روز گارو دیدم . شاید وقتی از درد حرف می زدند اگه نگم به اونا می خندیدم حداقل این بود که هیچ حسی نداشتم . نمی تونستم درکشون کنم . برای من درد یه چیز احساس نکردنی بود . زندگی من سراسر تفریح و لذت بود . من یک آدم گناهکارم . نمی دونم تو چطور می تونستی دوستم داشته باشی  . اگه سپهر نبود اگه اون نمی مرد نمی تونستم این بچه های یتیم و صغیرو احساس کنم . نمی تونستم اونا رو درکشون کنم .. نمی دونستم درد اونایی رو بفهمم که از آغوش گرم پدر و مادرشون محرومن ..  چه احساس قشنگیه وقتی که حس می کنی چشایی نگران توست .. دلهایی واسه تو می تپه . یکی هست که نازت رو می کشه . لو ست می کنه .. بوست می کنه .. بغلت می کنه . نگران خوردن توست .. خوردن و پوشیدن و خوابیدن تو . ولی اون بچه ها هیشکی رو نداشتند و ندارند .. اونا خدا رو دارن .. آدمای مهربونی که کمکشون کنه . اونا مث فرشته هان .. پاک و بی گناه .  نمی دونن گناه چیه . درسته خدا بزرگه . ولی اونا اون چیزایی رو که می بینن بیشتر احساس می کنن . بعد از سپهر خیلی چیزا رو دیدم .. بچه ها خیلی رو با احساسشون بیشتر از ما بزرگترا می فهمن .. خیلی بیشتر از ما بزرگترا قدر محبتو می فهمن .. وقتی بغلشون کنی .. بهشون عشق بدی اونا هیچوقت فراموشت نمی کنن . اونا هیچوقت نسبت به تو بی وفایی نمی کنن . اونا هیچوقت به تو از پشت خنجر نمی زنن . اونا دلشون پاکه . اونا مهربونن . لطیف تر از برگ گل .. تنهاشون نذار ستاره .. تو و فرزانه دو تایی تون بعد از من هواشونو داشته باشین .خیلی حرفا واسه گفتن دارم .. خیلی چیزا واسه نوشتن .. نمی دونم چرا دلم می خواد طوری بگم و بنویسم که دل سنگ دنیا به رحم بیاد . واسه من اشک بریزه .. واسه اون چیزایی که از دست دادم .. واسه اون چیزایی که نتونستم به دست بیارم .. ستاره تو خیلی خوبی .. تو بهترینی .. من لیاقت تو رو نداشتم . من خیلی بدم . خیلی پستم .  میگن خیلی از بهترین ها عاشق بد ترین ها میشن . آخه چرا .. مگه دوست داشتی که منم تو رو با پستی و پلیدی های خودم آلوده کنم ؟فردا بازم آفتاب در میاد .. وقتی که آفتاب میره و خورشید غروب می کنه ستاره ها در میان ..ماه در میاد ..اما خیلی از آدمایی که دوستشون داشتیم  میرن و دیگه نمیان .. دیگه طلوع نمی کنن .. واسه من خیلی سخت بود جای خالی خیلی ها رو ببینم . همش از خودم می پرسیدم اونا کجا میرن ؟ اونا کجا هستن ؟ چرا ما اونا رو نمی بینیم ؟ آیا فقط خاک میشن ؟ دفعه پیش که خاک بودم این روح در تنم نبود . پس این بار که خاک شم مثل دفعه پیش نمی تونه باشه ..آخه روح آدم که خاک نمیشه . اون حس من بودن آدم که خاک نمیشه .. تو می تونی تا قیامت حرف بزنی . از عذاب زندگی بگی . از تنهایی هات بگی .. از  خود خواهی های آدما بگی .. ما همه آدما از همین می نالیم . ولی خیلی کم پیش اومده که به خودمون و کارای خودمون فکر کنیم . فکر کنیم و حس کنیم که خودمون چیکار کردیم . آیا تونستیم اون حس قشنگ زندگی اون احساس  قشنگ بودن و احساس لطیف عشق و محبت و دوستی های پاک و صمیمیت داشتن ها رو در دیگران زنده کنیم ؟ اون احساس امید رو ؟ آره ؟ مایی که از نا امیدی حرف می زنیم آیا تونستیم دیگری رو به زندگی امید وار کنیم ؟  بهش بگیم که تو تنها نیستی ؟ بهش بگیم که ما در کنارتیم ؟ و تو ستاره .. تو با خیلی از آدمای این روز گار تفاوت داری . تو مظهر عشق پاکی . اصلا تو خود عشقی .. نمی تونم بهت بگم که بزرگترین اشتباه زندگیت این بوده که عاشق من شدی . آخه واسه عاشق شدن و عاشق بودن و دوست داشتن که نمیشه کسی رو محکوم کرد . من که خودمو محکوم نکردم چطور می تونم تو رو محکوم کنم ؟! تو به این دنیا می تونی بگی زشت .. می تونی بگی زیبا .. ولی دنیا من و تو هستیم . دنیا ما آدمایی هستیم که در کنار هم می مونیم . به هم خیانت می کنیم . به هم وفادار می مونیم . این من و تو هستیم که دنیا رو به وجود میاریم .. همه ما حتی خود من عادت کردیم که به دنیا بد بگیم . حتی من در همین آخرین نامه ام بار ها و بار ها از دنیا بد گفتم . ولی وقتی که ما همه آدما با هم خوب باشیم ..وقتی که به هم دروغ نگیم و خیانت نکنیم .. دیگه دنیای بدی وجود نداره که از بدی هاش بگیم . حتی مرگ هم واسه آدم شیرین میشه .. حتی آدم جدایی  از زندگی رو به امید پیوندی دیگه به جون می خره ..  خیلی سخته بین آدما فاصله ای نباشه کنار هم باشن ولی فر سنگها فاصله باشه .. میشه اون فاصله ها رو یه جوری جبرانش کرد .. ولی در ماورای زندگی .. در خاک گور وقتی که یکی میاد رو خاک آدم ..دیگه اون جسد نمی تونه حرکتی کنه .. دیگه نمی تونه فریاد بزنه .. می دونی ستاره ؟ دیگه اون دردی رو احساس نمی کنه .. درد ها باهاش خاک شدن .. درد های منو می تونی در خاک پیدا کنی .. اما می دونم یه درد دیگه ای جای همه اون درد ها رو می گیره . درد جدایی از اوناییه که دوستشون دارم . من اون درد ها رو چیکارش کنم .. دیگه چیزی ندارم که خاکش کنم ...... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی