ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 44

بوی کیرو به خوبی احساس می کردم . همین نزدیکی ها بود . چند متری من . همین منو در اون لحظات تاریک  که یواش یواش می رفت تا سرخی آفتاب مشخص شه به وجد آورده بود . صدای خش خشی رو پشت درختا می شنیدم . دلم نمی خواست که اون پسر فرار کنه .. دلم واسش می سوخت . گناه داشت . از روز گذشته تا حالا در کف من بود . احتمالا اون سراسر شب رو بیدار بوده و از بعد از ظهر تا حالا هر وقت رو که بیکار بوده و احنمالا تمام وقت این جا کشیک وایساده . شاید که می شد رفت کمکش .  دور و برمن فضا کمی باز تر بود . اگه چشماشو کمی عادت می داد می تونست خیلی راحت قالب کون من و شکافای اونو ببینه . همونی که دل جیمی رو برده بود و اونو بیش از حد تشنه اش کرده بود . اون پشت سر من قرار داشت . حسش کرده بودم . هر چند می دونستم  بیشتر مردا از حالت به دمر افتاده زنا و دیدن قالب کونشون به هیجان میفتند ولی حس کردم که ا گه من بتونم طاقباز کنم شاید اونو بیشتر فریب بدم و این که بفهمم جاش کجاست همین کارو هم کردم . پامو تا می تونستم به صورت هشت بازش کرده و به دو طرف امتداد دادم . کف دستمو گذاشتم لای پام . با صدای مرغان سحر ناله سر دادنو شروع کرده بودم -آههههههههه آهههههههههه .. اوووووووووهههههه .. نمی دونستم چیکار کنم چس بگم  . دلم می خواست با اشاره دستم حالیش کنم که می تونه بیاد پیش من . می تونه بغلم بزنه و به آرزوش برسه . ولی یه حسی به من می گفت که اون ممکنه ازم فرار کنه . دست چپمو گذاشتم رو سینه ام تا اونو از این طریق بیشتر وسوسه اش کنم . حالا با یه دستم روی کسمو بازی می دادم و با دست دیگه ام سینه هامو می گردوندم .  اون از لای درختا اومد جلوتر . به نظر می رسید کمی شجاع تر شده باشه و می خواد که یه حرکتی به خودش بده . دستش رو کیرش بود و با اون بازی می کرد . فکر نمی کرد که من اونو می بینم .  تمام بدنشو بیرون نیاورده بود ولی همون قسمت جلو بدنشو  که داده بود جلو کاملا مشخص بود که داره با کیرش بازی می کنه . هیجان داشت منو می کشت . می دونستم که هنوز یه ساعتی مونده تا  از این تاریکی زیبا از این سکوت  و آرامش کم شه ولی دلم طاقت نمی گرفت . اگه اون نمیومد مجبور بودم یکی از مردا رو بیدار کنم که با من باشه . .. ناگهان یه فکری ذهنم رسید .. اونا معمولا انگلیسی رو به خوبی یا تا حدودی دست و پا شکسته واردند . خیلی بیشتر از ما ایرونی ها با اون آشنایی دارند .. دیگه از چیزی خجالت نمی کشیدم . اون که منو نمی شناخت و منم به اندازه کافی روم باز شده بود . اون دستمو که روی کسم بودرو   رو به بالا گرفته و به سمتش اشاره کردم .. -کام هیر ... کام هیر .. فک می ....با این که دوست نداشتم روی این پسره رو از همون اول بازش کنم ولی مجبور شده بودم بگم که بیاد منو بکنه تا از دستش ندم .. طوری شده بودم که حالا دو دستی کسمو می مالوندم . اونم دست از جلق زدن ور نمی داشت .حس کردم که صدا داره به من نزدیک و نزدیک تر میشه . اون از جاش حرکت کرده بود . داشت میومد به سمت من . ظاهرا بهش قوت قلب داده بودم . عالی شده بود . هر لحظه بیشتر از لحظه قبل حس خیسی بیشتری رو روی کسم داشتم .  اون حالا به یک قدمی من رسیده بود . صورتش به خوبی مشخص نبود . دستمو دور کیرش لول کردم .. ایییییییییی .. آب کیرش همین جور آویزون شده بود . نشون می داد که اون لحظاتی پیش جق زده وگرنه اون مقدمه آبش نبود . اووووووههههههه دلم داشت می رفت . کسم داغ بود و نیاز داشت که از داغی و حرارتش کم شه . یااین حرارت  به اوجش برسه و به ناگهان پایین بیاد  .  اونو آوردم سمت خودم و به یهو دو تا دستمو گذاشتم پشت سرش و اونو به طرف جلو و به سمت  کسم هلش دادم . حالا دهنش روی کسم قرار داشت . و من با حرص و هیجان و خشونت و هوس  سرشو محکم روی  کسم نگه داشته بودم . دلم می خواست وحشیانه و با حرص کسمو میک بزنه . کس رو روی صورتش حرکت می دادم تا این که وقتی که  حس کرد راهش باز تر شده میک زدنو شروع کرد . .. با این که کیرش چنگی به دلم نزده بود ولی زبون پهنی داشت که خیلی حال می داد  .  انگاری زبونش درست روی کس من قالب می شد . تازه کس من واسش کوچیک بود .. دوست داشتم  تا یه نیمساعتی رو به همین صورت حال کنم . سرشو هم وقتی روی کسم می گردوند من دو تا دستامو جلوئ دهنم نگه می داشتم تا جیغ نزنم . اووووووففففففف چقدر هیجان ! چه لذتی  می داد این حرکاتش .  حالا جز کیر هیچی دیگه نمی تونست سر حالم کنه ..  انگاری خوب به کارش وارد بود . سرمو بردم عقب تا بوسه هاشو از زیر گردنم شروع کنه .. با زبونش لیس زدن رو از زیر گلوم شروع کرده بود . از اونجا اومد پایین تر  . دستاش هم خیلی پت و پهن و کار گری بود و وقتی به سینه هام چنگ مینداخت  نمی تونستم کنترل پاهامو داشته باشم و بی اراده اونا رو محکم به چمنهای دور و برم می کوفتم .. کیرش کمی سفت تر به نظر می رسید . اینو وقتی حس کردم که سرکیرشو به کسم فشرد . به زبون محلی یه چیزایی می گفت که حالیم نمی شد . حس کردم که احساسات خودشو از سکس با من داره بیان می کنه . -اوووووووههههههه .. پسسسسر ..کسسسسسم منو بکن .. هر چند لحظه در میون یه بار سرشو به عقب بر می گردوند . انگاری از این هراس داشت که یکی سر برسه و ما رو ببینه . چشامو باز و بسته کرده و بیشتر به آسمون بالا سر و اطرافم نگاه می کردم تا  از سکسم لذت بیشتری ببرم . چقدر همه جا آروم و لذت بخش بود . اون کیرشو کرده بود توی کسم و تند و تند تلمبه می زد . خیلی خوشم میومد دوست داشتم ارگاسم شم . ولی فکر نمی کردم اون بتونه این کارو انجام بده هوس بلایی بر سرم آورده بود که متوجه شدم چند متری رو حرکت کرده و افتادم روچمنهایی چند متر اون طرف دکلته ای که روش دراز کشیده بودم .  . فقط  منو تا  چند قدمی اوج می رسوند و یک آن ولم می کرد . حس می کردم که اونم اینو فهمیده که منو باید ارضام کنه  . تمام تنش داغ بود .  نفس نفس زدناش و از این تیکه رو اون تیکه افتادناش نشون می داد که دست و پاشو گم کرده . دستمو رو کمرش گذاشته بودم و سعی داشتم آرومش کنم .. ولی یه لحظه حرکت آب کیرشو توی کسم حس کردم .. می دونستم از اون کیراییه که دیگه بلند نمیشه . لعنت بر کیر های شرقی و شرق دور .. اون همین جور آروم زوزه می کشید و آبشو توی کسم خالی می کرد .. در همین لحظه به نظرم اومد یکی صداش کرد ..اون سریع کیرشو کشید بیرون  و رفت  و منو توی خماری گذاشت .. فقط  به رنگ سفید منی که تیرگی شبو شکافته از کسم بیرون زده بود نگاه می کردم . یه حوله  کوچیکی رو رو یکی از صندلی ها پیدا کردم . به ظاهر تمیز میومد . دلم می خواست قبل از این که بر گردم اتاقم کسمو تمیز کنم و جیمی نفهمه که من به اون خیانت کردم . دلم نمیومد اون هوای سالمو ولش کنم .حوله رو هر چند لحظه یه بار روی کسم می کشیدم .  دوباره جای اولم دراز کشیدم . این پسره خودشو خالی کرده بود و من پر شده رو ول کرد و رفت .  دوست داشتم برم جیمی رو بیدار کنم که منو بکنه .. تازه اگه بیدارش می کردم  باید می رفتم سراغ پریناز و پریزاد وگرنه عمری رو این دو تا خواهر به من منت می ذاشتن که دوست نداشتم اونا حال کنن . چشامو نیمه باز نگه داشته و به صدای پرندگان گوش می دادم . واسه یه لحظه فکر کردم دچار توهم شدم . سایه که چی بگم قالب سیاه و تاریک مردی رو می دیدم که داره میاد به سمت من ..  طرز راه رفتنش واسم آشنا بود . فقط می دونستم جیمی نیست .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی