ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 212

اصلا متوجه نشدم پدر کی کیرشو از دهنم در آورد و منو رو تخت خوابوند و منم در یه حالت قمبلی قرار گرفته اون فرو کرد توی کونم . خوب که کیرشو حس کردم دو سه سانت بعد از سر کیرو کرده بود توی کونم وگرنه همچین گشاد گشاد هم نبودم . همش داشتم به این فکر می کردم که من باید چیکار کنم . بایستی یکی دو دست چادر مشکی و مقنعه و پوزه بند هم با خودم می آوردم تا خودمو جای زنای مومن جا بزنم و وارد گروه شم .. چه جوری می تونستم وارد هسته این برادران و خواهران هسته ای شم نمی دونستم .. اینا مثلا می رفتن جلسات هسته ای پنج یا شش به علاوه یک ولی انگار یک گروه پنجاه به علاوه یک با خودشون می بردن سفر .. آدم فکر می کرد دارن میرن به پیک نیک .  پول ملت و بیت المالو حسابی می کشیدن بالا . از یه طرف  بیشتر ملت پول برق تابستون و گاز زمستونو ندارن بدن و از طرفی  کس شعر میگن که انرژی هسته ای حق مسلم ماست . -نادیا ..نادیا .. نادیااااااااا-بابا چرا فریاد می کشی -دختر نصف کیرم رفته توی کونت حواست کجاست . عاشق شدی ؟ -نه بابا خسته و کسل هستم . می خوام با دوستام برم سفر -پسرن  یا دختر .. -بابا تو حسادت می کنی ..؟ به جون مامان به جون تو که خیلی دوستش دارم و دوستت دارم و علاوه بر بابام نقش شوهر و معشوق منو داری می خوام برم سفر و روحیه بگیرم اصلا پای دوست پسر در میون نیست  من که سکسم باهات تامینه .. درجا افتادم روش و از اون مدل ساک زدنهایی رو که دوست داشت واسش زدم . کیرشو حسابی مست مست کردم . -بابا آبتو نگه داشته باش برای کسم . ببین من چقدر با تو روحیه می گیرم ؟ دوستت دارم . دخترت فقط با تو عشق می کنه . فقط با تو داره حال می کنه . -جووووووووون .. چه حالی می کنم ! -نادیا دخترم .. عزیزم .. آبم داره می ریزه .. -بابایی گلم می کشمت اگه کیرت آب بره و بیفته بیرون .. مگه تو مامانو کم می کنی ؟  وقتی که اونو می کنی به من که می رسی باید دیگه مقاوم باشی .. -هر گلی یه بویی داره . تو یه گل تازه هستی دخترم . وقتی با تو سکس می کنم حس می کنم دوباره جوون شدم .. -فدات شم بابا جونم .. مثل یک مرد جوون قصد داشت به من نشون بده که دود از کنده بلند میشه . منم با هر تلاشی که اون می کرد یه آفرین براش می فرستادم .. ولی زیر کیر پدر بودن  و اونو راضی نگه داشتن کیف خاصی هم داشت . یه انگشتشو هم فرستاد کمک کیرش.. -اوووووففففففف پدر پدر .. دوستت دارم .. دوستت دارم .. -نادیا تو اگه چند روز نباشی من بدون تو چیکار کنم . -بابا پس من چیکار کنم که شوهر ندارم و هر چند وقت در میون مجبوریم این جور قاچاقی با هم باشیم -نادیا تو خودت نمی خوای اگه بخوای من بیشتر از اینا به تو می رسم .. جوووووووون .. داره میاد .. -ولش کن بیاد . نادیا دوباره کیر بابا جونشو شق می کنه .. پدر داشت از حال می رفت . فشار خونش رفته بود بالا . قلبش به شدت می زد . طوری که من ترسیده بودم . -پدر به وقت سکس با مامان هم همین جوری میشی ؟-نه .. هیجان زیادی منو این جوری می کنه . تو اگه بیشتر با من باشی که این جوری نمیشه . -اون وقت می ترسم دلتو بزنم و دیگه دوست نداشته باشی که با من باشی . بابا  آب کیرشو ریخت توی کسم .. -آهههههههه نادیا من دیگه مردم .. سبک شدم .. ولی تمام بدنش می لرزید . انگار تمام شیره جونشو ریخته بود به کندوی عسل من .. خودمو رها کردم و کیرشو گذاشتم توی دهنم .. تا می تونستم ساک زدم و اونو کشش آوردم ولی مثل اول شق نشد .. -پدر تا می تونی مامان جونو می کنی تا من از سفر بر گردم .. -کجا می خوای بری دخترم . -می خوام برم در جلسات هسته ای گروه شش به علاوه یک شرکت کنم .. -دخترم حالا باباتو دست میندازی ؟ تازه اونا پنج به علاوه یک هستند . -بابا جونم رژیم ایران که برگ چغندر نیست .. یه سگ زردیه مثل اون برادران شغال .. همه  این جلساتی ها دارن از یه طویله , کاه و علف و یونجه می خورن .. پنج به علاوه یک کجاش میشه هفت .. -نادیا جون بریم پیش یه روان شناس .. یه وقتی از این حرفای سیاسی پیش یکی نزنی تو رو  می گیرن .. -پدر! هنوز از مادر زاده نشده که منو بگیره . پدر همه شونو در میارم .. دیدم که بابام  زیادی دلواپس شده .. -عزیزم شوخی کردم . دیدی وادارم کردی حرف بزنم کیرت دوباره شل شد . می خوام یک بار دیگه کونمو بکنی . حس می کنم مقعدم , داخل کونم خیلی سنگین شده و یک ورزش کیر حسابی می خواد . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی