ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 89

اون شب وقتی به بستر رفتیم انگار دو تایی مون هماهنگ بودیم
-عزیزم ..فتانه  امشب استراحت می کنیم دیگه
-هرچی شوی من بگه
-فدای تو فتانه خوشگلم
 -من در اختیارت هستم ..
 ولی می دونستم که اونم از خداشه که یه امشبو بهش استراحت بدم .. نیمه شب صدای شدید اس ام اس از خواب بیدارم کرد .. چند تا پیام پشت سر هم اومد . خودمو زدم به خواب تا ببینم عکس العمل همسرم چیه
-فرهاد بیداری ؟ عزیزم دوستت دارم .
 چیزی نگفتم . تر جیح دادم سکوت دادم تا عکس العمل بعدی اونو ببینم .
 --عزیزم اگه دلت می خواد من بیدارم .. سکوت کردم . اون از تخت اومد پایین . صدای دور شدن اونو می شنیدم  و صدای باز و بسته شدن در توالت رو . آروم از جام پا شدم . رفتم سمت  توالت .. اون پشت , گوش وایسادم .. صدای بازی با صفحه کلید موبایل اونو می شنیدم که احتمالا داشت  یه پیامهایی می نوشت و ارسال می کرد .. بازم براش پبام میومد .. لحظاتی بعد صدای فتانه رو می شنیدم که خیلی آروم با یکی حرف می زد
. -بس کن .. دست از سرم بر دار . اگه منو آبرومو دوست داری ولم کن . الان این نصف شبی چیه این کارا .
 اون وقتی که باید ثابت کنی دوستم داری از این خبرا نیست .  چی ؟ بهت بگم دوستت دارم ؟ برو بابا تو هم دلت خوشه .. خواهش می کنم ولم کن . یه سری ار حرفاشو هم نفهمیدم چون صداش یهو میومد پایین .  داشتم به این فکر می کردم که اگه زنم دلش نمی خواست و دوست نمی داشت که مهرام براش پیام بفرسته و اون بخونه می تونست همون اول  موبایلشو خاموش کنه . این بهترین راه فرار اون از مزاجمت های اون دیوانه بود . و در واقع ساده ترین راه . حس کردم اون دوست داره که عشق سابقش نازشو بکشه و اونم طاقچه بالابذاره .. کسی که این جور ناز می کنه و دل دل کندن از بازیهای عشق سابقشو نداره آخرش معلومه که جی میشه .. با این که این ماجرایی بود که می شد حدس زد و بار اولی نبود که با این موضوع روبرو می شدم ولی احساس رنج می کردم . چرا باید اون این قدر احمق باشه .. چرا از یه سوراخ دوبار باید گزیده شه . اگه مرد دیگه ای فریبش می داد ممکن بود این قدر تعجب نکنم البته می تونست این توجیه رو بیاره که همه اینا به خاطر عشقه .. حس کردم دیگه صدای بازی با صفحه  موبایل نمیاد . فوری بر گشتم سر جام .. داشتم آتیش می گرفتم . این که یک بار دیگه شاهد اون باشم که اون داره به من خیانت می کنه . خودشو به کسی سپرده که زندگی ما رو زندگی حداقل سه نفرو به تباهی کشونده ... با این که ته دلم اصلا حوصله ای برای سکس نداشتم ولی به خاطر نوعی حسادت و مهم تر از اون واسه این که حال زنمو بگیرم و خلاف خواسته اون بخوام باهاش سکس کنم و یه ضد حالی بهش زده باشم تصمیم گرفتم که بیداری خودمو نشون بدم . خیلی آروم کنارم دراز کشید .  فقط یه شورت نازک پاش بود . یه پهلو و سمت چپ من دراز کشید و منم دست چپمو دور کمرش گذاشتم
-فرهاد بیداری ؟
 -همین الان بیدار شدم . وقتی که اومدی کنارم
-رفته بودم دستشویی
-حس می کنم که از خواب سیر شدم و گرسنمه
-پاشم برات یه چیزی درست کنم ؟
 -نه غذا آماده هست .
 -می خوای منو بخوری ؟ تو که سیر بودی
-کدوم آدمو دیدی که همیشه سیر باشه
. -من به خاطر سلامتی تو میگم که استراحت کنی
 -فتانه .. تو خودت گفتی که در اختیار منی .
  دو تا دستامو گذاشتم رو کونش . اونا رو به دو سمت باز و بسته شون می کردم . قسمت کسش به اندازه کافی نور بهش نمی رسید تا ببینمش ولی  بازم این تصور که کیر مهرام از همین سمت داره این فضا رو می شکافه و میره توی کس و اونم  با ناله هاش میگه بکن بکن حرصمو در می آورد .
 -فتانه من می خوام .
 -هر کاری دوست داری انجام بده
. -می خوام بکنم توی کست .
 -بکن .. بکن .. فکر استراحت خودت هم باش .
 -غصه منو نخور . من هرچی اعصابم آروم تر باشه بهتره
 -همه آدما همینن . غیب گفتی  
.این تصور که کیری دیگه جای کیر من میره توی کس فتانه بازم یه هیجان و تاسف و درد خاصی رو در من به وجود آورد . شاید می خواستم بهش نشون بدم که نمی تونه از کیر من فرار کنه و شاید هم می خواستم قدرت کیر خودمو بهش نشون دم . با تمام توانم بهش حال بدم .. بهش بگم اگه اینه نهایت اون چیزی که طالبشی می تونی همین جا در همین بستر و پیش من به دست بیاری . اون اگه زن پاک و خالصی می بود می تونست واقعیتو به من بگه . بیاد بگه که این پسر مزاحمش شده . نترسه حرفشو بزنه .. اون وقت شاید برام دوست داشتنی تر از قبل هم می شد . می تونستم اونو بی ریا احساس کنم . کف دستمو گذاشتم روی کسش . تا یکی دو روز قبل با چند اشاره خیس می شد ولی حالا چند برابر اون فعالیت کردم و دستمو روی کسش حرکت داده و چنگش گرفتم تا خیسی کسشو به اندازه ای رسوندم که حس کردم  می تونم بدون این که دردش بیارم کیرمو بکنم توی کسش . خودمو قانع کردم که دارم لذت می برم . اما کیرم بیشتر برای چیزای دیگه و به انگیزه اونا شق شده بود  با این حال با لذت سر کیرمو به سوراخ کس فتانه فشار داده و یواش یواش کیرمو به طرف جلو حرکتش دادم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

1 نظرات:

ناشناس گفت...

Greetings! This is my first visit to your blog! We are a group of volunteers and starting a
new initiative in a community in the same niche. Your
blog provided us valuable information to work on. You have done a marvellous job!


Also visit my blog post - Music