ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

بابا بخش بر چهار 78

-بابا فدات شم . کوسم  داره می ترکه . نمی دونم باید چیکار کنم ... -الان که کیرمو داخلش داری . اونو همچین کرده بودم توی کس الهه که چشاش داشت از حدقه در میومد . -عزیزم ببینم اگه کست داره می ترکه من کیرمو از داخلش بکشم بیرون -نه بابا .. اگه بکشی بیرون اون وقت من می ترکم . المیرا هم از جاش پا شد و رفت . معلوم نبود این دخترا کجا رفته بودن ولی حالا من مونده بودم و الهه که هر کاری که دلمون می خواست می تونستیم انجام بدیم بدون پارازیت بقیه دخترا . -اووووووهههههه پدر پدر خیلی دوستت دارم .-ببینم این جوری بهتر نشد ؟ حالا فقط من و توهستیم .. -پدر گازم بگیر گازم بگیر منو کبودم کن . دلم می خواد به خواهرام نشون بدم و بگم این کار بابامه اون منو این جوری کرده . دوست دارم لذت ببرم . خوشم بیاد . -تو دیوونه هستی دختر و منو هم داری دیوونه می کنی . امان از دست تو . -بابا دلت میاد به من میگی دیوونه . ؟ -آخه من دیوونه ها رو دوست دارم -آره بابایی من دیوونه توام . من دوستت دارم . عاشقتم . -بابا حالا منو محکم تر بزن . محکم تر بکن . بیشتر ازاونا باید منو بکنی . -اگه پدرت خسته باشه چی ؟ -نه این قبول نیست . من باهات قهر می کنم . قهر می کنم .. خیلی خسته و درب و داغون بودم . دوباره فکرم رفت پیش این که باید یه کاری کنم که هر جوری شده این امیر و هومن و منان  یه بار دیگه بیان خواستگاری این دخترام . یه جورایی حس می کردم که اونا زیاده از حد امروزی و غربی باشن و بتونم پیش اونا با دخترام حال کنم . و سه تا دخترمو با هاشون به اشتراک بذارم . ولی شایدم این یک رویا بود . معمولا مردای ایرانی با این جور سکسهای گروهی و به اشتراک گذاری موافق نیستند . تازه اون سه تا داداش سه تا باجناق می شدند و سه تا خواهر سه تا جاری و می تونستن با هم ضربدری سکس کنن . اگه منو هم توی گروه خودشون جا می دادن دیگه مجبور نبودم شبانه روزی خودمو هلاک کرده با فشار سکس کنم . دلشم نداشتم دخترامو شوهر بدم . هر چند دو تا شونو قبلا شوهر داده بودم و دوست پسر الهام هم دختریشو قبلا گرفته بود .. اگه این سه تا رو ردشون می کردم من و الناز تنها می شدیم ..جووووووون .. اون حتما بازم از این می گفت که من می خوام زن بابایی بشم . من می خوام دختریمو اون بگیره . آخه من نمی دونم چرا این دختر از خر شیطون پیاده بشو نبود .. -بابا چرا کیرت رو توی کس من نگه داشتی . این که شل شده داره می زنه بیرون . نفر آخر هم شدیم باید این درد سرا رو هم بکشم . .. پاک کلافه شده بودم . این تازه از امروزش بود .. حتما هر روز یا یک روز در میون از این بر نامه ها داشتیم . الهه که خیلی حشری نشون می داداومد روم و کسشو طوری روی کیرم و سرش می کشید که بیضه هام و آلتم درد گرفته دچار سوزش شده بود ولی صدام در نمیومد . -عزیزم می خوام پا شم و از پشت بذارم توی کست .. -چیه بابا این جوری لذت نمی بری ؟ خوشت نمیاد ؟ -چی می گفتم بهش . می گفتم که دردم گرفته ؟ -چرا عزیزم خیلی کیف می ده ولی دوست دارم کون خوشگل تو رو ببینم . -بابا کونم از کون المیرا خوشگل تره ؟ اون الکی کون گنده کرده . منم اگه بخوام می تونم کونمو شکل کون اون و حتی گنده تر در بیارم ولی چه به درد می خوره . زشت میشه .. من می خواستم زود تر کارمون تموم شه و در رم حالا این دختر داشت اندازه گیری کون رو به رخم می کشید . . کون الهه هم بد چیزی نبود . دیگه حوصله گاییدن سوراخ کون و مقعدشو نداشتم . تمام تنم درد می کرد . یه مردی که چهار تا زن هم داشته باشه تمام این زنا رو با هم نمی کنه . ولی کس های کوچولو و غنچه ای دخترای گلم یکی از یکی با حال تر نشون می دادند اما هیشکدومشون به نازی کس الناز من نبودن . خیلی هم اصرار می کرد که پرده شو بر دارم ولی من دلم رضا نمی داد  که دختر گلمو ناقصش کنم . سرعت کیر و شدت ضربه بر کس الهه رو زیادش کردم .. -اییییییی ایییییییی باباییییییی کسسسسسم ووووویییییییی کسسسسسسم .. بزن کیرت رو بززززززن محکم تر .. بابا کسمو جرش بده .. انگشتشو برده بود طرف کونش و با سوراخ کونش بازی می کرد . دستمو گذاشتم رو همون دستش .. سرشو با یه لبخند به طرف من بر گردوند . -عزیزم بذار خودم با سوراخت حال کنم . -بابا کسمو که کردی میدم کونمو هم بکنی .. ای وای اون واسه این که خوش به حالم کنه و از اون جایی هم که می دونست پدرش چقدر کون کردن رو دوست داره می خواست به من کون هم بده .. چاره ای نداشتم باید هدیه شو قبول می کردم . اگه این کیر لعنتی تا اون موقع بتونه شق شه ؟.... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی