ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 82

وقتی شرایطو این جوری دیدم دیگه خاطرم آسوده شد و تونستم برم با مردا خوش و بشی کنم . با این که قبلا از عروسی و این جور مهمونی ها لذت می بردم و از این که دور همیم و فامیلا همو می بینیم یه آرامش خاصی بهم دست  می داد ولی تازگیها هر وقت صحبت دعوتی و مهمونی و مجلسی می شد من غصه ام می گرفت . ..نوبت  رقص و رقصیدن شد ..  بازم این مجلس خوشی و خوشحالی که برام عذاب آور شده خیلی طولانی نشون می داد . از رقص خوشم نمیومد و اونو یه حرکت اضافه دست و بدن می دونستم .. ولی دیگه مجبور شدم بازم مثل یه  بچه دردونه ای که دنباله رو مامانشه منم به دنبال فتانه باشم .. مثلا خواست بهم محل بذاره و رقصیدن با منو شروع کرد .. با حرکات چشم و ابرو و دهن لوندی می کرد . فکر می کرد که منم از رقصیدن لذت می برم . دیگه نمی دونست که من واسه اونه که دیگه مجبورشدم که یه تکونی به خودم بدم . -ببینم فرهاد قبلا بهتر می رقصیدی الان حرکاتت کمی خنده دار شده -بازم جای شکرش باقیه که خودم خنده دار نشدم . راستش حوصله ام سر رفته بود . دلم می خواست زود تر می رفتم خونه . معلوم نبود تا چند وقت باید به این وضعیت ادامه می دادم ؟ تا کی باید اونو امتحان می کردم ؟.. با این که قبلا فتانه خیلی رعایت حال منو می کرد و خودش اصلا عادت به روسری گذاشتن داشت ولی حسابی نقل مجالس بود و سنگ تموم می ذاشت و هیچکس در رقصیدن به پای اون نمی رسید ... دسته جمعی دم گرفته بودند فتانه باید برقصه فتانه باید برقصه .. پاک ریخته بودم به هم . حتی دایی و زندایی منم با بقیه هم صدا شده بودند .. فتانه یه نگاهی به من کرد و منم با نگاه تلخی جوابشو دادم .. یعنی چاره چیه ولی دیگه اونجا نموندم . ترجیح دادم برم پایین و رقص زنمو نبینم . حس کردم که یه دوساعتی مونده تا شام .. ظاهرا خیلی هم شامو دیر می آوردن که این کرمها زیر سر زن دایی ام بود . اون دوست داشت بزن و بکوب  مجا لسی رو که برای بچه هاش می گیره زیاد باشه و عکس و فیلم یاد گاری هم زیاد بگیره . خلاصه من دیگه گفتم بهتره دو ساعتو هم تحمل کنم . هم خودم راحت ترم هم این که به این بنده خدا یه دو ساعتی هم راحت باش بدم . سخت گیری زیادی هم فایده ای نداره شاید بیش از حد زده اش کنم . ولی اون باید درکم می کرد . کار کوچیکی نکرده بود . وقتی به کارای این روزام فکر می کردم که چه جور راجع به خیلی از مسائل حساسیت نشون می دادم و میدم به خودم اگه حق هم نمی دادم از خودم ایرادی نمی گرفتم . شاید یه مرد در شرایط من نتونه با این کاراش زنشو به راه راست هدایت کنه . یک زن اگه دلش به زندگیش نباشه اگه  دلش در گرو جای دیگه و کس دیگه ای باشه خودت رو بکشی اون بر نمی گرده طرفت .. تمام این کارها مایه تسکینی بود برای خودم . شاید می خواستم بدونم که جریان چی میشه و کار ما بالاخره به کجا می کشه . با این حال نمی خواستم باور کنم که شاید اون دوباره بشه همون فتانه خیانتکار .. یه سفر طولانی مدت برای هر دومون خوب بود . من و اون و فربد ... اون دیگه فکرش به این جا نباشه .. از این فضا باید دورش کنم . بی خیال کسب و کار . این همه ثروت و سر مایه دیگه چه به درد می خوره . مگه تا چه حدشو آدم می تونه استفاده کنه .. وقتی میلیاردر باشی و غم میلیاردی داشته باشی همون مردن برات بهتر از این زندگی سگیه که داری . چشام رفته بود رو هم . خیلی خوابم میومد . یهو احساس خستگی و خماری کرده بودم . حرص خوردن ها .. رقصیدنا .. همه خسته ام کرده بود . چه هوای دلپذیری داشت این پایین تالار .. و چه بزن بکوبی بود اون بالا . حالا خیلی از خونواده ها ترجیح میدن مراسم عقد و عروسی رو سنگین نگیرن و حتی گاهی هم دفتر خونه ایش می کنن و با یه مهمونی ساده قال قضیه رو می کنن در عوض از اون طرف اون پولو واسه عروس دوماد و خونه و زندگیشون هزینه می کنن . بیشتر از دو  ساعت می شد که من در محوطه و فضای سبز تالار رو یه نیمکتی نشسته بودم ..دیگه بوی غذا همه جا پیچیده بود و باید می رفتم واسه شام ... یه لحظه یه چهره آشنایی رو در نزدیکی خودم دیدم . یک زنی بود که برام خیلی آشنا بود . از بس به خودش مالیده سکسی پوش شده بود تازه چند ثانیه پس از این که رفت فهمیدم اون کیه .. واااااااییییییی بد بخت شدم .. گوسفندو دادم به دم گرگ .. حتما داداشه هم اینجاست .. اون کی اومده بود و من ندیدمش .. به احتمال زیاد این دو ساعتی که من پایین نشسته بودم اونا اومدن .. یعنی اونا از فامیلای عروسن ؟ چه فرقی می کنه ! خدایا .. عین دیوونه ها و مثل دوندگان دو صد متر راه تالارو پیش گرفتم . اون زن مهسا خواهر مهرام بود .. ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

3 نظرات:

ناشناس گفت...

سلام استاد

من صیغه کردم با خانومم و خیلی اطلاعاتم کمه در مورد سکس.

چند تا سوال داشتم

1- دختر از خوردن سینه هاش، اورگاسم میشه؟ منظورم اینه چون فقط صیغه ایم، فقط تا سینه خوردن می تونم پیش برم و نمی دونم با خوردن سینه هاش تونستم اورگاسمش کنم یا نه. ولی سینه هاش رو این قدر خوردم که سینه هاش کبود شده بود.

2- یه کم بیشتر توضیح بدید لطفا که چجوری میشه دختر ها رو به اوج برد؟؟

ممنون میشم مثل همیشه راهنماییم کنید.

ناشناس گفت...

سلام استاد

من صیغه کردم با خانومم و خیلی اطلاعاتم کمه در مورد سکس.

چند تا سوال داشتم

1- دختر از خوردن سینه هاش، اورگاسم میشه؟ منظورم اینه چون فقط صیغه ایم، فقط تا سینه خوردن می تونم پیش برم و نمی دونم با خوردن سینه هاش تونستم اورگاسمش کنم یا نه. ولی سینه هاش رو این قدر خوردم که سینه هاش کبود شده بود.

2- یه کم بیشتر توضیح بدید لطفا که چجوری میشه دختر ها رو به اوج برد؟؟

ممنون میشم مثل همیشه راهنماییم کنید.

ایرانی گفت...

با درود به آشنای عزیز .. البته من در زندگیم حتی با یک دخترهم در قبل از دواج سکس نداشتم ولی به نظرم اون به تنهایی با خورده شدن سینه هاش نمی تونه ارگاسم شه خیلی سخته به نیمه اوج می رسه به یه تشنگی که بازم می خواد .در این جا بسته به این داره که یک پسر تا چه حد بتونه پیشرفت داشته باشه و دختر بهش اجازه کارو می ده .. باید یک مکمل یا متمم قوی رو به کار ببره .. می تونه همراه با خوردن سینه دستشو بذاره لای پای دختر و با اونجاش بازی کنه . اونم با سرعت و روی کار ..سینه اگه در نهایت و خانه پر و خوش بینانه تا 50 درصد نقش سکس فینال رو داشته باشه بازی کردن و خوردن لای پای زن به تنهایی حدود هشتاد نود درصد می تونه این نقشو داشته باشه بدون این که انگشتو فرو کنی داخل .. من عادت ندارم خارج از داستان اسامی سکسی رو بر زبون بیارم . ولی چون انگشت به داخل نمیره باید به صورت تمام قد و خوابیده اونو به سرعت روی اونجای دختر حرکت بدی .. حتی این حرکت نیز برای زنا خوشاینده ... ارگاسم رو هم میشه از دو زاویه بر رسی کرد .. زن یه لذت اولیه می بره .. شایدم خودش فکر کنه تمومه کارش ولی بعضی وقتا این هیجانو می تونه ادامه بده به یه داغی می رسه که یه آبی ازش خارج میشه و این تمتع نهایی و ار گاسم واقعیه .. که خب همیشه روی نمیده .. مردااگه دچار زود انزالی نشن و یا شل نشه اونجاشون می تونن زنو به این حالت برسونن و گاهی هم با خوردن و همگام با اون بازی کردن با نقاط حساس زن ... با درود از تماس و توجه شما و برای شما و خانومتون آرزوی خوشبختی و رفاه می کنم ...ایرانی