ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هر کی به هر کب 244

همه با هم یه جورایی مشغول بودن  . -مامان هیچ اینو می دونی من اگه هر کی رو بکنم واسم یکنواخت شه تو برام همیشه تازه ای .. -عزیزم پسرم منم این احساسو نسبت به تو دارم زیر هر کیری که میرم و حس می کنم برام تکراری و خسته کننده شده اگه زیر کیر تو باشم برای همیشه این احساس یکنواختی رو ندارم .. . با این حرفای عاشقونه و محبت دو طرفه من و مادر کلی با هم حال می کردیم . حس کردم داداش آرین که کیرشو کرده توی کون مامان و بی سر و صدا داره کیرشو فرو می کنه و بیرون می کشه ساکت شده .. دستمو گذاشتم پشت سر مامان و به بهونه بوسیدن صورتشو به صورت خودم چسبونده لباشو بوسیدم و یواش یواش لبامو گذاشتم زیر گوش اون  و خیلی آروم بهش گفتم مامان  از آرین هم تعریف کن .. نمی خوام فکر کنه که بین ما فرق می ذاری .. مامان هم مثل یه بچه حرف شنو کارشو انجام داد .. و داداش که تا حالا ساکت بود شروع کرد به بلبل زبونی . لحظات خوش و شیرینی رو می گذروندیم .. اشرف مدام از هیجان و عشق و حال می گفت . فرنوش شوهر آرمیلا مرتب از کون عفت می کشید بیرون و می کرد توی کسش . کیرشو که می ذاشت توی کون می گفت این برای من و هر وقت که وارد کسش می کرد می گفت این برای تو .. -فرنوش ! داری نون و حلوا قسمت می کنی ؟ .. عارف : مامان مگه من بیام .. عفت پشت دستشو گاز گرفت و هی با ایما و اشاره می خواست پسرشو متوجه کنه که فعلا از این بابت که مامان عفتشو می کنه حرفی پیش اشرف نزنه . شاید از این بابت که یه خلاف سنگین شرعی رو مرتکب میشه ناراحت بود . من که کرم کار بودم و تقریبا متوجه شده بودم که مشکل و گیر کار از چیه و نارحتی عفت واسه چیه گفتم -خواهر عفت مگه چه اشکالی داره که اشرف جون سکس مادر با پسرو ببینه . مگه من الان با مادرخودم حال نمی کنم . اشرف جون عارف و عفت جون تا حالا چند بار با هم حال کردن و عارف هم از کون مادرشو گایبیده هم از کس .. حالا شما می تونین از یکی از این مجتهدین مبارزی که بر علیه ظلم می جنگن استفسار بفرمایید که درسته که سکس مادر با پسر حرامه ولی اگه یک مجلس سکس گروهی باشه که مادر و فرزند ذکور هم در آن حضور داشته باشند  آمیزش آنان چه حکمی پیدا می کند . البته در اینجا اجماع فقها شرطه .. اشرف : آریا جون تو که خودت یک پا مجتهدی .. -آره ولی هنوز مرجع تقلید نشدم . این کارا به آدم وقت نمیده . -از نظر من ایرادی نداره . و به عنوان یک اضطرار حساب میشه البته شرط اصلح اینه که مادر شوهر نداشته باشه ولی اگه به اذن شوهر عمل لقاح یا سکس بین پسر و مادر انجام شه ..از شیر مادر بر این دو نفر حلال تره ... -یادم باشه یک جایزه فوق العاده از محل همین کیرم به تو بدم .. .اشرف : آریا جون اگه مادر جان ناراضی هستند من حاضرم جور ایشون رو بکشم .. مامان الیا : خواهش می کنم اشرف جان . تو همون جور خودت رو بکش برای ما کافیه . دیگه نمی خواد به کمک من بیای . موش و گربه بازیهای اونا ادامه داشت . تا سر انجام تصمیم گرفتیم که از اونجا دور شیم بریم یه گشت و گذاری در اطراف این جا بزنیم . ضربات کیر یکی پس از دیگری بر پیکر خانوما و کس و کونشون فرود میومد و همه به نوعی عجله داشتن تا بار و بندیلا رو ببندند و برن به مناطق سرسبز کوهستانی اطراف که رود خونه و چشمه هم زیاد داره . قبل از این که جفت کیر ها از کس و کون اشرف بیرون کشیده شه یکی از ستاد فرماندهی بسیج مستقر در مرکز براش زنگ زد .. خیلی جدی و رسمی با طرف بر خورد می کرد . -من الان در ماموریت هستم . یک بر نامه و یک سری عملیات تبلیغاتی و ارشادی بسیار مهم داریم .  به اتفاق خواهران و برادران جان بر کف بسیج هم این اطراف یک رزمایش سنگین داریم که حتی ممکنه شامل رزم شبانه هم بشه .. ما باید در هر حال برای مقابله با دشمن آماده باشیم و امکان داره که حداقل یک هفته رو نباشم .. نیابت فرماندهی بر دوش شماست شاید فردا من با نوشیدن شربت شهادت در میان شما نباشم . ما راهیان نور برای انفجار نور باید که تلاش کنیم .. در همین لحظه بود که من که کیرم آزاد شده بود اونو چسبوندم به دهن اشرف .. که اون با دستپاچگی خودشو عقب کشید .. می خواستم بهش بگم دهنی که ازش چرند و پرند در میاد باید این جوری بسته شه . ولی خب مگه به گوش همچه آدمایی فرو میره ؟ ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی