ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 88

نریمان و نوروز و افشین داورای مسابقه بودند و اشکان هم مخصوص قطع و وصل آهنگ .. اون چهار تا پسر هم که نشسته بودن.. -راستی حواسمون باشه با هر زنی که از دور خارج میشه یک مرد رو هم از دور خارج کنیم که همیشه تعدا د زنا یکی بیشتر از مردا باشه . .. مسابقه شروع شده بود .. قبل از بازی چند تا انگشتمو کرده بودم توی کسم و سعی داشتم اونو به درجه ای از انبساط برسونم و دورشو خیس کنم که وقتی روی کیر قرار می گیره به نرمی و سرعت بیشتری فرو بره توس کس.  آهنگ شروع شده بود .. بین مردا قرعه کشی شد و قرار بر این شد که اول ناصر بعد احسان و پشت سرش نیما  همراه با یه زن برن کنار و نفر آخراسحاق بمونه .. همونی که باهاش هماهنگی زیادی دارم .. با ترانه خوشگلا باید برقصن اندی شروع کردیم ..  من یه چشمم فقط به اسحاق بود که وقتی آهنگ قطع شد فوری برم طرف اون و بتونم رو کیرش بشینم . شاید اون دو تا پسر پارتی بازی می کردند و با یه حرکت کاری می کردند که سر کیرشون بخوره به بدنه  کس من .. در این جور مسابقه ها بیش از این که جایگیری و فاصله ات با صندلی و جایی که می خوای برسی مهم باشه مهم اینه که تو تمرکز خودت رو روی یک نقطه حفظ کنی . هدفت رو از اول مشخص کنی . بعد این که نباید به خود رقص زیاد توجه داشته باشی .. کاری کنی که خب دیگران حس کنن که تو حالت طبیعی داری ولی فقط حواست کاملا متوجه اون نقطه ای باشه که می خوای خودت رو به اون جا برسونی .. حتی اگه بعد از قطع شدن آهنگ یک لحظه نقطه مناسب دیگه ای پیدا کردی هدف اولیه ات رو ول نکنی و من در بیشتر مهمونی ها و عروسی ها اکثرا در مسابقات این چنینی که نشستن روی صندلی بود و حالا این جا یک کیر بهش اضافه شده نفر اول می شدم . فقط یک بار پام سر خورد و افتادم زمین که دیگه از دور خارج شدم و یکی دو بار دیگه که موفق نشدم .. این جا در حرکت اول یک لحظه متوجه شدم که آهنگ قطع شده . درجا به سمت کیر پسر بزرگه ام رفتم .. فقط ده ثانیه فرصت داشتم . قبل از این که برم روش بشینم اول دو تا برشهای کونمو با دو تا دست به پهلو ها بازشون کرده و شکاف وسط رو روی کیر قرار دادم . خیلی خونسردانه این کاررو انجام دادم و کس منم که به اندازه کافی خیس و روون بود و در یه حالت دوپینگ کرده , کیر تا انتها رفت توی کسم . داور ها باید خیلی سریع این حرکات رو زیر نظر قرار می دادند . جای حرف و حدیثی نبود . در ضمن اگه در ضربه و حرکت اول کیر وارد کس نمی شد پسرا یا مردا حق نداشتند که با دست کیرشونو تنظیم کنند و این زن بود که باید این کارو انجام می داد . سه تا داور حسابی به صحنه خیره شده و اگه  کیر نمی رفت توی کس باید به ساعتشون نگاه می  کردند و پس از ده ثانیه فرجه اون شکست خورده رودر صورت عدم موفقیت  از دور خارج کرده , بیرون گود مونده رو می نشوندن رو کیر تا شانسشو آزمایش کنه . خیلی با حال و خنده دار بود . در فاز اول همون جوری که معلوم بود منیژه که از همه مسن تر بود خارج از گود مونده بود . فقط منصوره که رو کیر دامادش نیما نشسته بود چند ثانیه ای مکث داشت که افشین به خوبی تونست از عهده داوری بر بیاد و قبل از پایان ده ثانیه به هر جون کندن و تنظیم کیری بود کیررو فرستاد داخل کس .. منیژه و ناصر رفتند به یه کناری .. در حرکت بعدی منصوره و احسان از دور خارج شدن .. یه قسمتی بود که نیما و اسحاق نشسته بودن روی مبل و من و محبوبه ومحجوبه  که اون دو تا عمه و برادر زاده  بودند باید می رقصیدیم .. جالب اینجا بود که منصوره و منیژه که از دور خارج شده بودن با آهنگ یه کون رقصونی حسابی به راه انداخته و احسان و ناصر با اونا حال می کردند . ولی بی توجه به اونا من به مسابقه فکر می کردم . باید روی این محجوبه تازه به دوران رسیده رو کم می کردم وگرنه می تونستم با شکست از محبوبه یه جورایی کنار بیام .  درحرکت بعدی من طبق معمول نشستم روکیر اسحاق ..چون دیگه حسابی با این کیر هماهنگ شده بودم و می دونستم چه جوری بزنم به هدف .. عمه و برادر زاده دو تایی شون نزدیک بود با هم گلاویز شن . محجوبه روی کیر نیما نشسته بود. خب نیما شوهرش بود . ظاهرا در ضربه اول کیر وارد کس نمیشه .. در این جا نریمان شده بود وقت نگه دار .. اونم عینکشو نیاورده بود و چند ثانیه هم از حد معمول خارج شده بود . به نظرمنم اومد که پونزده ثانیه کشید که کیر نیما وارد کس زنش محجوبه شه .. محبوبه اعتراض کرد .. افشین رای به شکست محجوبه داد و گفت که باید محبوبه بیاد رو کیر نیما شانسشو آزمایش کنه .. مونده بود داور سوم نوروز خان .. اون که فکر نکنم دقت کرده باشه .. نوروز مونده بود که بین خواهر و دخترش کدومو انتخاب کنه .. از طرفی پدرش هم به نوه اش که دختر اون باشه یعنی به محجوبه رای داده بود و اونم رای نریمانو  تایید کرد .. محجوبه از خوشحالی جیغی کشید که  مادرش منصوره رو هم به حرف در آورد .. چه خبره دختر انگاری طلای المپیکو بردی هنوز تموم نشده ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

دادشم دمت گرم خیلی عالی شده بقیه داستانها هم عالی بودن مرسی

ایرانی گفت...

ممنونم داداش دلفین گل و عزیز .. نیمه شبت خوش ....ایرانی