ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 74

انگشت وسطیمو گذاشتم توی کونش . یادم میومد اون روزایی رو که به همین سوراخ نگاه می کردم و دلم می خواست که  کونشوو دورشو غرق بوسه کنم و بعد انگشتمو فرو کنم داخلش و بعدشم کیرمو بکنم تو سوراخ کونش و اونم لذت ببره . خیلی آروم انگشتموتا ته  کردم توی  کونش . اگرم می خواستم کیرمو بفرستم اون داخل به همین اندازه می تونستم پیشروی کنم . دهنمو گذاشتم  یه طرف کون ..کونش  با این که یه حالت سفتی خاصی داشت ولی وقتی  با کف دست و چهار تا انگشت بهش ضربه می زدی یه حالت لرزشی زیبا و هوس انگیزی داشت که بیشتر حشریم می کرد و منو در حسرت فتحش می ذاشت . حالا اون پس از یه دور گردش و حرکت زیر دست و پای یکی دیگه اومده بود سراغ من .. شاید در اون لحظات اون چه بیشتر از این که اون کون یه روزی زیر کیر یکی دیگه غیر من بوده منو می لرزوند و آزارم می داد این بود که اون چه لذتی از این حرکاتش برده ؟. با چه روحیه ای خودشو در اختیار اون گذاشته .. آیا من می تونم همون لذتو بهش بدم ؟ آیا دوباره این هوس درش به وجود میاد که بازم بره سوی اون ؟.. هرچند گذشته اش هم آزارم می داد و این دلایل هم اثر خودشو داشت .. انگشتم توی کون فتانه بود که اون دو تا دستاشو رو دو تا قاچش گذاشت و بازم مقل دقایقی پیش اونا رو به دو طرف بازشون کرد -چه طوره عزیزم ..شوی خوشگل من .. اون حالا با عشوه گری می خواست نشون بده که چقدر طالب کیر منه و کونش می خاره .. -اوووووفففففف فرهاد عزیزم خوب بلدی تشنه ام کنی . خیلی می خاره . با انگشتت  خارششو می گیری ولی کونم کیر می خواد . کیر تو رو .. زود باش اونو به من برسون . کار تو مث یه آدمی می مونه که به یه تشنه لبی یه جرعه آب می رسونه .. منو بکن کونمو بکن . سیرابم کن . کیرت رو می خوام .. راست میگن که این زن شیطونه .. با این که حس می کردم اون داره پیاز داغ هوسشو زیاد می کنه و اصلا این هوس جز پیاز داغ  و یه  مختصر آتیشی زیرش چیز دیگه ای نداره بازم فریفته حرفاش شدم .. کیرم شق کرده بود .. اونو به کونش مالیدم . به قسمتای گوشتی کونش .  این حرکت خیلی به من لذت می داد . حتی وقتی هم که کیرمو نمی کردم توی کونش بازم  اونو رو دو تا برش های کونش می غلتوندم و گاهی هم  به جای ریختن آب توی کس یا کاندوم , کیرمو رو شکاف یا قسمت گوشتی کون حرکت داده و همون جا آبمو خالی می کردم . چند بار هم رو سینه هاش این کارو انجام دادم . حالا دیگه دلم می خواست کیرمو بکنم توی کونش . .. بازم با خودم درگیر بودم . فرهاد فرهاد اون دیگه مال توست . دیگه مزاحمی توی زندگیت نیست . این قدر خودت رو عذاب نده . از لحظه هات لذت ببر از لحظه هایی که می تونی خوش باشی . سر کیرمو به سوراخ کونش فشار دادم ونگاهمو به صورتش دوختم . به لباش .. به چشای بسته اش .. شاید برای اولین بار بود که دلم می خواست درد بکشه . جیغ بکشه .. خلاف اون روزایی که دلم می خواست کیرم خیلی راحت بره توی کونش و اون احساس درد نکنه .. دوست داشتم اون فریاد بزنه .. بگه ولم کن .من مردم .. دارم درد می کشم .. کیرم چند سانتی رو خیلی راحت تر از اونی که فکرشو می کردم رفت توی کونش . حتی یک آخ هم نگفت .. حس کردم این منم که دارم فریاد می زنم . دلم می خواست کیرمو می کشیدم و دوباره می کردم توی کونش . حتی  سر مقعد و سر کیرمو با چیزی چرب نکرده بودم . هفت هشت سانتی از کیرم رفت توی کونش .. به دوسانت بیشتر از اون چند باری که کرده بودم توش . دیگه جلوتر نمی رفت .. خشمگین شده بودم .. لجم گرفته بود ..یه فشاری به کیرم آوردم دیگه جلوتر نرفت .. این یه تیکه رو یه آخی گفت که همون اول باید می گفت .. -فرهاااااااد فدات شم .. چه خبره .. کیرکه درسته نمیره توی کون .. یه صحنه ای رو یادم اومد که اون کیر معشوقشو با دست خودش گرفت و اونو به سوراخ کونش چسیوند .. با یه حالت چنگ انداخته روی کونش با دو تا دستام اون قاچای توپر و هوس انگیزو نگهش داشته کیرمو تا همون نیمه مقعدش می کوبوندم به اون داخل و برش می گردوندم . با این فشاری که بهش می آوردم گاهی به صورتش چین مینداخت . با این که لذت می بردم ولی یه حالت رنگ پریدگی و حسرت و غم و تاسف رو از چهره ام که در آینه  روی میز توالت مشخص بود می دیدم .کونش گشاد شده بود و می تونستم اینو به خوبی حسش کنم . شاید این گشادی در اندازه قابل توجهی نباشه ولی همون که  خیلی بهتر از قبل تونسته کیرمو بپذیره این نشون  از فعالیت زیادش می داد . آخه کونش یا سوراخ کونش قبلا مثل یک صخره سخت بود .. سرشو به طرف من بر گردوند و گفت فر هاد منو ببوس ببوس . بهم بگو دوستم داری . می خوام حس روزای خوبمو با تو زنده و تازه کنم .  چه لذتی داره آدم خودشو در اختیار  تنها عشق زندگیش بذاره . اووووفففففف کونم .. کونم .. دارم آتیش می گیرم درد می کشم ولی  وووووییییییی چقدر مزه داره . به خاطر تو همه این دردا رو به جون می خرم ... بکن کونمو .. وووووووییییی .. این حرکاتش منو به یاد روسپی هایی مینداخت که حال نکرده ایف و اوف می کردند .. شاید اگه فتانه سعی نمی کرد خودشو اون چیزی نشون بده که نیست من بهتر باهاش تا می کردم هر چند دراین  شرایط هم صبوری پیشه کرده بر خورد خاصی باهاش نداشتم . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی