ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 46

دیگه با اون آشتی کرده بودم . باید خودمو با این هویت ده روزه وفق می دادم . باید قبول می کردم که منم  حالا می تونم از مقررات این کشور استفاده کنم .در این جا  کسی به خاطر این که از بدن مردی دیگه لذت می برم شلاقم نمی زنه .. می تونم پای بند اصولی دیگه باشم .. می تونم روسری سرم کنم یا اونو بردارم . می تونم خودم تصمیم بگیرم که در آتیش جهنم بسوزم یا نه . وقتی که در ایران  یه مشت ابلهی که خودشو نو قیم ما می دونن و میگن هر کسی مسئول کارای خودشه و بعد وکیل وصی ما میشن اینجا نیستن که فضولی ما رو بکنن و کاسه داغ تر از آش شن چرا از این لحظه ها استفاده نکنم ؟ .. -اوووووویییییی کیوان .. خوشم میاد .. چقدر سرخی آفتاب خوشگله ..رنگ نازیه .. یواش یواش این سرخی , طلایی میشه . ولی اون داشت با کس سرخ و طلایی من ور می رفت . هوا دلپذیر تر نشون می داد  و حالا کمی بیشتر و بهتر می شد خنکی صبحگاهانو تحمل کرد .. پاهامو دور کمر کیوان حلقه زده  تا می تونستم سرشو به کسم فشردم . یه دستمو رسوندم به پشت سر کیوان .. خیلی آروم با موهاش بازی می کردم . چشام به ته آسمون بود . منتظر خورشید خانوم بودم . واون همچنان داشت کسمو می خورد . دلم نمی خواست تا یه ساعت دیگه کسی بیدار شه .. فکر کنم آب کسم صورت کیوانو خیس کرده باشه .. لذت من و لحظات ارگاسمم خیلی طولانی شده بود .. خیلی .. فقط واسه این محیط زیبا و آرامشی بود که داشتم . چقدر خوبه آدم فقط به همون لحظه ای که در اون قرار داره فکر کنه و از همون لحظاتش نهایت استفاده رو ببره . و من در این شرایط بودم . -کیوان حالا می تونی کیرت رو بکنی توی کسم .. دستامو گذاشتم رو باسنش تا وقتی کیرشو می کوبونه به ته کسم منم با دستام اونو بیشتر به طرف خودم فشارش بدم و از تماس و چسبندگی اون با خودم لذت ببرم . انگار نه انگار که دقایقی پیش منو ارضام کرده باشه . دوباره همچین خوشم اومده بود که  دوست داشتم زیر کیر کیوان و در یه حالت بین خواب و بیداری باشم . بدنم نیاز داشت .  کاش چند روز دیگه هم می تونستیم بمونیم . -پریسا .. دوستت دارم . تو عشق منی .. .. شروع کرد به تحویل دادن حرفای عاشقونه ای که لذت سکس اونو زیاد کنه . همون جوری که گفته بود رفته بود توی خط فیلم . منم اون خطو ادامه دادم . ولی حس کردم که فیلم قشنگیه و می تونه خیلی لذت بخش باشه .. -منم دوستت دارم کیوان . عاشقتم . نمی دونی وقتی که یکی رو دوست داشته باشی چقدر از این که خودتو برهنه در اختیارش میذاری لذت می بری . لذت دادن هم یه نوع به آرامش رسیدنه .. .. دوستت دارم .. -می خوامت .. می خوامت .. -منو ببوس کیوان بازم بهم بگو دوستم داری .. بازم بگو عاشقمی ..... حالا دیگه منم از این کلام مصنوعی که خودمون طبیعی اش کرده بودیم لذت می بردم . عشق مثل یک کالا ی بازار مشترک در میان هوس ما گم شده بود .. غرق شده بود .. ولی هردومون از هوسمون لذت می بردیم .. -اووووووففففففف کیوان لباتود وباره بذار رو لبام .. با عشق منو ببوس .. با عشق منو بکن . .. فقط منو دوست داشته باش .. -آههههههههه پریسا ..فقط تو فقط تو .. .. راست می گفت کیوان . واقعا چه نمایش زیبا و هوس انگیز ی شده بود . !با نوک سینه هام بازی می کردم . دستموروی کس  و قسمت بالای اون قرار داده بودم و از ورم هوس اون لذت می بردم . اونم دستشو گذاشت پشت دستم و همراه با حرکات دستم دستشو حرکت می داد .. -کیوان حالا محکم ترش کن .. می ترسم جیمی بیاد . بیاد و ببینه که من و تو چه جور داریم از هم لذت می بریم . اون مرد حسودیه .. -منم حسودم پریسا . این جوری که تو میگی به من بر می خوره . اون وقت فکر می کنم که تو منو دوست نداری . -فدات شم کیوان من که گفتم عاشقتم و دوستت دارم آخه ما این جا به دعوت اونیم .. مگه این کس خیس و تسلیم شده منو نمی بینی ؟ تو که داری حسش می کنی . -چیکار می کنی تو که هنوز منو نبوسیدی .. -وقتی که حرف می زنی جوابتو باید بدم یا نه .. -حالا می خوام لباتو بذاری رو لبای خاموش من و جواب لبای خاموشو با خاموشی لبها بدی .. با بوسه اون رفته بودم به یه حالت خلسه ای که باید با یه ارگاسم  به انتهاش می رسوندم . . همون حالت هم بهم دست داده بود بازم مجبور شدم حرف بزنم چون به اوج هوس و لذت رسیده بودم . .. -آهههههههه دوستت دارم عشق من .. داره می ریزه . اومد اومد .. -حسش کردم .. حسش کردم .. -عزیزم این برای دومین باره .. چون دوستت دارم . چون عشق منی .. کیرشو با یه سرعتی می زد به کسم که من دیگه جز چنگ زدن به کمر کیوان کار دیگه ای ازم بر نمیومد . -آهههههههههه داغم کردی . چقدر این آب داغ تو در این هوای خنک و دلپذیر صبحگاهی می چسبه .. -اووووووهههههه پریسا عشق من .. حسش می کنی ؟ منی من همین جور یه ریز داره توی کست می ریزه .. -آرررررره کسسسسس منم می خواد .. تشنه شه .. کیر تو و کس منم عاشق همن ... زبون همو می فهمن .  کیرت می دونه که چقدر باید به کسم آب برسونه .. بذارش توی دهنم کیرت رو بذار توی دهنم .. چقدر می چسبید و حال می داد ساک زدن و خوردن آب کیر در اون فضای روح پرور .. کف دستشو روی کسم گذاشته انگشتاشو روی سوراخ کونم قرار داد .. منم اولش قمبل کردم ولی بعد به خاطر این که سایه نندازه یا مشخص نشیم  دراز کشیدم و اون کیرشو چسبوند به سوراخ کونم .. لبامو به هم دوخته بودم.  به زمین فشار می آوردم . نفسم در نمیومد  ولی به هر فشاری بود یه چند سانتی رو کرد توی کونم . دردم میومد ولی یه درد شیرینی بود که داشتم بهش عادت می کردم . -کیوان ! هر وقت سیرشدی برو ببین خواهرام در چه وضعیتی هستن .. صداشون کن بیان این جا پیش من .. -من که سیر بشو نیستم ولی باشه .. اگه در حال سکس نباشن میگم بیان ولی ظاهرا همه شون حالا دیگه خوابن .. تمام بدنمو زیر بوسه های داغش قرار داده بود . طوری به کونم چنگ انداخته بود که انگاری این آخرین باریه که می خواد منو بکنه .. -پریسا چقدر دلم می خواد رو همه جای تنت خیس کنم . من الان ساعتهاست که انزال نشدم تا بتونم سر فرصت  هرچی رو میشه در یه مدت کوتاه بدمش بیرون تقدیم تو کنم .. -پس هر چند قطره ای رو که دوست داری بکن توی کونم . حالشو ببر . عشق من .. یه معشوقه فقط به معشوقش کون میده .. . اینو که گفتم شیر شد و کیرشو بیشتر فرو می کرد توی کونم .. دو سه تا پرش آب ریخت تو کونم .. وقتی پاشد که بره خواهرامو صداشون  کنه بازم شروع کردم به تمیز کردن کس و کونم از منی هایی که کیوان داخلش ریخته بود .. ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی