ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 81

سینا نیره رو به هر طرف که دوست داشت می گردوند . از چپ به راست و از راست به چپ ..-من سیر نمیشم .. نمیشم .. می خوام می خوام .. -عزیزم .. نیره جون ..من خوشم میاد .. دلم می خواد کیرت از راه شکمم از دهنم در آد . دوستت دارم .. سینا یه انگشتشو هم فرو کرد توی کس زن تا کمک حال کیرش شه .  -کست تنگه دردش نیاد . -نههههههه نهههههههه می خاره می خاره .. -تو چطوری این همه سال تحمل کردی . حالا دیگه باید اجرشو ببینی . پاداششو همین جا گرفتی . -بده .. به من بده پاداشو . نیره دیگه فهمیده بود که از این به بعد دین و ایمان اون شده همین .. اون جز سینا هیشکی دیگه رو نمی خواست . به همین زودی به اون دلبستگی خاصی پیدا کرده بود . ولی سینا می دونست که نباید به کسی دل ببنده . می دونست که در دنیای اون زنان زیادی هستند که هر کدومشون ناز و کرشمه های خودشونو دارن .  نیره حالا لنگاشو داده بود هوا و با فریاد های بلند خودش از سینا می خواست که آبشو توی کس اون بریزه .. -پسر پسر خوشم اومده .. حال کردم .. سینا هم دیگه پاهاشو توی دستش نگه داشت و با چند تا ضربه چکشی آبشو خالی کرد توی کس نیره .. همونجا یه دور اونو بر گردوند .. -خوشگله خودت می دونی که اگه می  خوای  زیارت کس قبول شه باید یه سرویس هم کونو بکنی . هم این یه عادتی میشه برای خانوما که اگه اسیر پسرای کون پرست شدن بتونن تحمل کنن و هم این که به مردا خیلی لذت میده و اون چه رو که قبلا خوردن هضمشون می کنه -اوووووههههه سینا جون .. تو جون بخواه کون که سهله .. -می بینیم حالا .. ببینم تحمل این کیر رو داری .. نیره حس کرد که سینا داره راست میگه . فشار زیادی برش وارد می شد خودشو به تشک چسبونده بود و زور زیادی می زد ولی نمی تونست کار دیگه ای بکنه که دردش ساکت شه و تسکین پیدا کنه . سینا هم با هزار کلک فقط تونست سر کیرشو بفرسته توی کون تنگ و بیش از حد تنگ نیره . -اووووووههههههه دارم دیوونه میشم دردداره ولی می خوامش . می خوام بکنی توی کونم . بفهمم بدونم حس کنم این کیر مال منه .. مال منه .. حالا که اینجا هستی برای منه .. سینا برای اولین بار بود که از زنی می شنید که می خواد کیرو داخل مقعدش حس کنه چون می خواد اونو متعلق به خودش بدونه -عزیزم نیره خوشگله من این کیر مال توست چه وارد کونت شه چه عقب نشینی کنه . -حرفشم نزن . مرد هیچ وقت عقب نشینی نمی کنه -من به خاطر تو میگم . -قلعه مقعدم در حال ریزشه . فشارش بده .. کونموبکن .. کونمو یکن .. کونم کیر می خواد . مال تو رو می خواد .. سینا کیرشو کشید  .. رفت و با نشونی هایی که نیره بهش داده بود روغن زیتونو از آشپز خونه آورد و با اون سوراخ کون نیره و کیرشو روغن مالی کرد .. -جوووووووووون حالا چقدر روون داره میره توی کونت .. -سینا به جون شوهرم که خیلی دوستش دارم و براش زحمت کشیدم و به جون تو که حالا اومدی تو زندگیم و نمی تونم ازت دل بکنم قسم که من تا حالا کون ندادم . -ناز من , من که چیزی نگفتم .. من که خودم می دونم تو حرف نداری . تو هرچی بگی بالای سر من جا داره . تازه تو یک زن مومن  و با تقوایی . حالا شرایطت این جوریه و می دونم اگه پیش حاکم شرع هم بری اون تشخیص میده که این کاری که تو داری با من می کنی و من دارم با تو می کنم از شیر مادر هم بر هر دوی ما حلال تره . -سینا جون یه خورده این ور تر بیا ..حالا می تونم کیرت رو بهتر ببینم . سخته ولی دلم می خواد ببینم چقدر تیزه و چه جوری داره میره توی کونم و به من حال میده . چه لذتی داره . خیلی خوشم میاد . مزه داره . جووووووووون ... دارم کیف می کنم . پسر اگه بدونی چه عشقی می کنم . سینا هم که دیگه می دونست هر قدر هم لذت ببره به این زودی آبش نمیاد سرعت گاییدن کون نیره رو زیاد ترش کرده بود .. زن یه حس مجردی پیدا کرده بود . حالا دیگه می تونست خودش باشه و خودش . می دونست که می تونه خودشو با این شرایط هماهنگ کنه -نیره به چی فکر می کنی -به کیر تو .. به این که می تونم از زندگیم لذت ببرم همه اینا رو مدیون توام . پس منو بکن .. کونموداغ و داغونش کن . حال کن .. بگو خوشت میاد تا منم لذت ببرم سینا .. -مگه درازی و کلفتی  کیرمو حس نمی کنی که چه جوری داره با کونت حال می کنه ..  همه جای کونت بوسیدن داره . حتی داخل سوراخش . حیف که نمیشه بازش کرد .... ادامه دارد ..... نویسنده ..... ایرانی