ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 79

اومد وشروع کرد به در آوردن لباس زیرم . -خیلی سرد شدی . باید بیشتر به من برسی . ولی هرچی من به تو وابسته تر می شم و علاقه مند تر,  می بینم که توجه تو کمتر میشه . دیوونه راستشو بگو . پای زن دیگه ای درمیونه ؟.. وقتی که این جمله رو بر زبون آورد بی اختیار تمام وجودم لرزید . نه به این خاطر که از شنیدن خود عبارت و مفهوم اون ناراحت شده باشم . منو به یاد زمانی انداخت که با مهرام رابطه داشت و واسه این که چیزی برای گفتن داشته باشه و رد گم کنه به من گفته بود با زن دیگه ای رابطه دارم .  در حالی که همون وقتی بود که من ازش فیلم داشتم . بازم دهنشو گذاشت رو شورتم و وقتی کیرمو همراه با شورت گذاشت توی دهنش واسه چند ثانیه ای  لحظه های تلخ و کشنده زندگیمو از یاد بردم ولی انگاری نمی خواستن فراموش شن . مثل یه خوره افتاده بودن به جونم , مثل مگس مزاحمی که هر قدر اونو از خودت دور می کنی بازم بر می گرده . من نمی خواستم این جور باشه . می خواستم فکرم آروم شه به زندگی بر گردم .. این که از تردید صحبت کرده بود از این نوشته بود که آیا باید از میان بد و بد تر یکی رو انتخاب کنه منو به این فکر فرو برده بود که پس اون نمی تونه دوستم داشته باشه . نمی تونه عاشقم باشه . اینجا اون بدی که  بهش اشاره کرده بدون شک منم . اما بد تر می تونه خیلی چیزا باشه . می تونه مهرام باشه . می تونه شرایط بدی باشه که در صورت جدایی از من براش پیش میاد و اون در نتیجه ترجیح داده که با من باشه . اما همه اینا یک نقطه مشترک دارن و این که زمینه برای تکرار عمل وجود داره چون انگیزه ای برای ادامه روابط گرم نیست . شورت و سوتین مشکی  خیلی بهش میومد .. از پشت و قسمتی که پشت و باسنشو نشون می داد شکافی داشت که کس کوچولوشو به خوبی مشخص می کرد .. اما من گره پاپیونی شورتو خیلی زود باز کرده و اونو از کون لختش کردم و بعد رفتم سراغ سوتینش و اونو هم بازش کردم . -چیه خیلی عجله داری .. دوست نداری خوشگلی ها رو نگاه کنی .. .. -چرا فتانه . هیجانم زیاده . هوسم خیلی زیاده .. -پس بذار هوس تو رو بخورم .. آبشو بخورم ..بده . کیرتو   بده دوباره بذارم تو دهنم . ولی این بار من زبونمو گذاشتم روی کسش .. -اووووووووههههههه فرهاااااااااد چقدر داغه زبونت .. کس کوچولوش که از درون  گشادتر از قبل به نظر می رسید ورم خاصی پیدا کرده بود که نشون می داد ورم هوسشه . پس این نمی تونه از فیلمش باشه اون داره لذت می بره . اما با همه اینا اون  خودش گفته که من گزینه بد اون هستم .. باید این واقعیتو  بپذیرم که اگه خیانت مهرام نبود و پیگیری های من و مهشید اون هرگز اظهار پشیمونی و تقاضای بخشش نمی کرد .  بازم بوی تازگی و عطرمخصوصی که به اطراف کسش زده بود  منو به طرز عجیبی وسوسه کرده بود اما می دونستم با این وسوسه ها به اون چیزی که رویای منه و یک زمانی در واقعیت می دیدمش نمی رسم . -آخخخخخخخخخ ادامه بده .. خیلی تحریکم می کنی .. کارت درسته .. عزیزم ادامه بده .. این مدل خیس کردنا و حس این که اون داره توسط من ارضا میشه و به هیجان میاد یه مرهمی بود وسه دل زخمی من ..اما من به مرحله ای از زندگیم رسیده بودم که حس نمی کردم بتونم درمان شم . می خواستم ..دوست داشتم از این بحران نجات پیدا کنم ولی نمی شد .. نمی شد چون اونی که یه زمانی عاشقش بودم و حالا از رو عادت یا به خاطر فرزند و یا به دلیل حفظ آبرو و دلسوزی باهاش بودم نمی تونست  عاشقم باشه ..پوست نرم و بدن گرم و پر حرارت فتانه رو در آغوش کشیده بودم . یه زمانی آرزوم بود که اون تا این حد شور و التهاب داشته باشه و به این صورت در سکس از خودش مایه بذاره . هرچند به اون اهمیت بیشتری می دادم تا خودم و تا اونو ارگاسمش نمی کردم ولش نمی کردم . با این همه اون بت من بود و من با همه کاستی ها و به نهایت خواسته در سکس نرسیدنها بازم حس می کردم که در اوج خوشبختی و لذت قرار دارم . حالا چی باید فکر می کردم . این یک ستم در حق خودم می بود و یک بی غیرتی که بخوام فتانه رو یک هرزه ای حساب کنم که می خوام برای همون چند دقیقه ای که با اون هستم از وجودش لذت ببرم و دیگر هیچ . -فرهاد نمی دونم چرا این روزا این قدر هوسم زیاد شده .. حس می کنم بیش از هر وقت دیگه ای دوستت دارم . عاشقتم . ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی