ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 48

هیجان  به هر چهار تامون سرایت کرده بود ولی من باید میدون رو برای اون سه نفر خالی می کردم . تازه جیمی هم باید به نوبت به هر کدوم از خوهرام می رسید . یه تکونی به خودم داده رفتم پشت پریزاد که در حال ساک زدن کیر جیمی بود قرار گرفتم . مرد دستاشو گذاشته بود رو سینه های پریناز و من دو تا دستامو رو کون خواهرم پریزاد قرار دادم و اونو برای زیر کیر جیمی قرار گرفتن آماده اش کردم . -اوخ ..اوخخخخخخخ پریس ..عزیزم چیکار داری می کنی .. انگشتات همه شده مث یه کیر .. خیلی وارد شدی این روزا  کس من و پرینازو از پشت بستی .. -پس دیدی که منم می تونم . -آره ادامه بده مشت نمونه خرواره .. هوا روشن تر شده بود .. -برو رو کیر جیمی بشین  . می ترسم دیرمون بشه و این آقا دیگه حواسش نباشه . همین چند دقیقه ساک زدن براش بسه .. -آخه اون خیلی خوشش میاد می ترسم حالا که کیرشو از دهنم بیرون کشیدم خیلی ناراحت شده باشه . -غلط می کنه . من بهش خیلی رو دادم و تو نباید این کارو بکنی . پریزاد  رفت روی کیر نشست و پریناز هم مجبور شد خودشو کج کنه و یه پهلو قرار بگیره تا مزاحم کار خواهرش و مرد انگلیسی نشه .. خواهرم دستاشو گذاشته بود رو زمین و خودشو رو کیر جیمی حرکت می داد . حالا پریناز بود که کونشو رو سر جیمی قرار داده و داشت با اون حال می کرد . .دو تایی شون با کلام شیرین فارسی که جیمی حالیش نمی شد عشق و هوس خودشونو نشون می دادن . -بخور کسمو .. از این کس های تازه دیگه گیرت نمیاد . جنسای ایرونی همه اصل اصله . زیاد دست خورده نیست .. پریزاد هم که رو کیر جیمی داشت کیف دنیا رو می کرد گفت حتی جنده های ایرانی هم کسشون با حال تر از کس زنای شماست و خیلی خیلی تازه تر و تنگ تره . .. سه تایی مون می خندیدیم و لذت می بردیم . اون مرد از حرفای ما چیزی سر در نمی آورد و در عوض تا دلمون می خواست هر چی از دهنمون در میومد نثارش می کردیم .  اونم واسه خودش یه چیزایی رو زمزمه می کرد ولی ما سه تا خواهر بهش اعتنایی نمی کردیم .. پریزاد دیگه ساکت شده بود و فقط ناله می کرد کیر اثر خودشو گذاشته بود .  یه نگاهی به کسش انداخنه و دیدم واویلاست .  از آب اولیه کس خواهرم داره پنیر و کره گرفته میشه .. انگشتمو کردم توی کون پریزاد و یواش یواش با سواخش بازی می کردم .-عزیزم دردت می گیره ؟.. گویی که اصلا حس حرف  زدن نداشت و نمی خواست کیف و حال خودشو بهم هم بزنه .. سرشو آروم به طرف بالا تکون داد که نه دردم نمی گیره .. بعد از چند ثانیه به من گفت ادامه بده . خوشش میومد که با کونش بازی می کردم . انگشت توی کون کردن هوس خیلی از زنا رو موقع کس دادن و عشقبازی با یه مرد زیاد می کنه به شرطی که با کون اون زن مدارا کرده شه .. پریزاد : پریناز جیمی رو بذار به حال خودش .. منو سر حالم کنه بعد بیاد سراغ تو . این جوری هیشکدوم به آخرش نمی رسیم . -اگه دوست داری  از رو کیرش پاشو من جات بشینم هر وقت که کارمو تموم کرد تو بیا رو کیرش . اتفاقا اگه آبشو هم توی کسم بریزه واسه تو بیشتر جا داره که با لذت فرو کنه توی تنت .-ببین اون دو سال ازت بزرگتره و فعلا کسشو انداخته سر کیرش .. پس پاشو بذار این مرد راحت تر به کار و کیرش برسه .پریناز به حرفم گوش کرد و من و  ته تغاری شروع کردیم به ور رفتن با هم .. -پریس جون وقتی مهربون میشی دلم می خواد تو رو بخورم . -ببینم خواهر کوچولوی من که فقط چهار سال ازم کوچیک تری یعنی من این قدر واست ترسناک بودم که همش می خواستی سایه منو با تیر بزنی ؟.. -نهههههه .. فقط دلم نمی خواست مثل اون زنای قنداق پیچیده ای باشی که مثل یه آقا بالا سر و چماق به دست می خوان قیم و للــه آدم باشن و مثلا ادعای مسلمون بودنو هم دارن . -بذار دلشون خوش باشه و ما هم دلمون خوش باشه . فعلا که این جا با همیم و دست اون زنای بد بهمون نمی رسه .-ومردای بد و فضولی که جون عمه شون امربه معروف و نهی از منکر شدن ..  من و پریناز خودمونو به هم چسبوندیم . واسه این خواهرام عقده ای شده بود که اون جوری که دلشون می خواد با هاشون تا کنم . دهنمو گذاشتم روی کس خواهرم ... جیمی که دست و بالش باز شده بود و راحت تر می تونست با پریزاد حال کنه .. پاهاشو انداخته بود رو شونه هاش و طوری با کیرش به طرف کس اون حمله می برد که من و پرینازو هم به هوس انداخت .. پریناز : یکی از علتایی که از سکس با مردای غربی لذت می برم اینه که اونا خیلی پر شور و نشاطن .. طوری آدمو می کنن که تو فکر می کنی که اولین زن زندگیشون هستی این هیجان و نشاطو برای همیشه حفظ می کنن . -ببینم با چند تا مرد غربی بودی  که می دونی اونا تا حالا و قبلا چه طوری سکس می کردن ؟ . تو که نمی تونی فقط به اون چه که در فیلما دیدی اکتفا کنی و همونو ملاک قضاوت خودت قرار بدی .. -واسه هر چیزی توجیه نیار پریسا جون اینو همه میگن و من خودم در دیسکوها دیدم . دو شب پشت هم و چند تا آدم مشابه .. چه شور و نشاطی ! وقتی که وارد سکس میشن  با تمام وجودشون می خوان حال کنن و حال بدن .. -شوهر من مهران که خیلی با حاله .. -شاید این طور باشه فعلا که داریم این جا و با اینا حال می کنیم . -خوش میگذره پریز ؟ -جای شما دو تا خالی پریس .. آدم این قشنگیا رو که می بینه آب کسش یه تکونی می خوره که اونم زود تر بریزه بیرون و این بهشت زیبا رو ببینه . یکی به این جیمی بگه منو تند تر بکنه .. خودم باید فارسی رو یادش بدم .. در حالی که کسمو رو کس خواهر جونم پریناز قرار داده لبامو رو لباش می ذاشتم آروم بهش گفتم  یکی نیست به این خواهرمون بگه که تو به این جیمی کی می خوای درس بدی ؟اصلا وقتشو داری ؟.... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی