ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

هوس اینترنتی 94

به نظر من بهترین کار اینه که اونو سوال پیچش کنی . ببینی جوابایی که میده چطوره . آیا به تته پته میفته یا نه . سوتی میده یا نه ؟ مثلا می تونی بهش بگی که وسط کار میای خونه .. اون ممکنه بهت بگه بیا .. یا نیا . یا اصلا خانوم نقاش ناراحت میشه که مزاحم بیاد و از این حرفا . در حالی که این کار  یعنی اومدن تو هیچ مزاحمتی ایجاد نمی کنه . -اگه نقاش مرد بود چی ؟ -اون وقت اون یه طرح و بر نامه خاصی می خواد که به موقعش بهت میگم . فقط اگه همونی باشه که من حدس می زنم باید از طریق خود همون نقاش عمل کنی . یعنی بدون این که طناز بفهمه باید بری با هاش حرف بزنی . -نمی دونم گیج شدم .. -داداش این قدر چرا سخت می گیری . تو که نمی خوای زن مردمو بکنی . از مردم می خوای که زنتو بکنن . این که این قدر سختی نداره .. -آخه اگه زن نخواد چی -ببین هیچ زنی در جهان نیست که اگه شوهرش گیر نده و براش مهم نباشه نره طرف یک مرد دیگه . با لذت استقبال می کنه . داداش ما خودمون مردبم به چند تا زن که قانع نیستیم ...-من قانعم -آره راستشو بگو گاهی از دیدن بعضی زنا یه هیجان خاصی بهت دست نمیده ؟ -چرا کاملا حق با توست .. اگه دیدی طناز به تته پته افتاد مطمئن باش که اون بک مرده .. -به نظر تو اونا کاری هم می کنن . -من قضاوت نمی کنم . برای این که از این کارا صورت بگیره رضایت دو طرف شرطه . من نمی دونم واقعا طناز در چه حد از شور و التهاب و عطش قرار داره  که بخواد با یه چراغ سبز حرکت کنه .. روز بعد وقتی مهرداد با من در مورد نقاش و این مسائل حرف زد طوری اونو پیچوندم که خودش گیج شده بود -ببین عزیزم من می خواستم برم خونه آیلین اینا ولی من خونه خودم راحت ترم . در این چند روزی که اون این جاست یعنی تا نزدیک غروب من از تو خواهش می کنم که این طرفا آفتابی نشی . اون خیلی حساسه و امکان داره در کارش اشتباه بکنه . تمرکزش به هم می خوره -مگه اون جراح قلب یا مغزه ؟ -این کار خیلی بد تر از جراحیه ....اون روز بهونه آوردم که حالم خوش نیست و آیدین رو ردش کردم ولی اون دوست داشت پیشم بمونه . خیلی شیک و پیک تر و امروزی تر کرده بود . حس کردم که خیلی دلش می خواد که با من باشه و من بهش حال بدم . یعنی در میان اونایی که تا حالا تصویرشونو کشیده طناز تونسته بود با طنازی خودش دل اونو ببره و نشون بده که هیچ مردی از دامش نمی تونه فرار کنه . .. شب دیگه یک بار دیگه در نقش فرزاد چت با شوهرمو شروع کردم -دادا .. فرزاد جان اگه بدونی امروز چی کشف کردم .. -حتما متوجه شدی که نقاش مرده.. -آره اون اولش جا خورد . دستپاچه شد . من امروز یک کلک دیگه هم زدم و اون این که متوجه شدم آیلین جای دیگه ای مشغوله .. فکر کنم برادره و خواهره ساخت و پاخت کردن که چیزی در مورد طناز نگن .. و این خیلی ساده تر از اونی بود که فکرشو می کردم وسط روز این طرفا نزدیک خونه رفته بودم یه جایی برای فیلمبر داری قبلش دیدم آیدین اومده بیرون . دیگه کاملا متوجه شذم که اون این جاست و در واقع زنی در کار نیست -فکر می کنی زنت و آیدین با هم رابطه سکسی دارند -نمی دونم . -کاری نداره امشب میری طرفش تا می تونی بهش حال میدی اگه اون شور و حالو داشت نشون میده که هنوز کسش رنگ کیر غیر تو رو ندیده .. اگه سرد و بی تفاوت بود نشون میده که ترتیبش داده شده .. تا تو دلت چی بخواد -تو که از درد دل من با خبری . دست رو دلم نذار که دلم خونه ............ای خاک بر سرت که عشق اینو نداشته باشی که زنت رو زیر کیر دیگران ببینی . من امروز حس کرده بودم که آیدین دیگه دست و دلش به کار نمیره .. بهش گفتم که صبح ساعت ده میاد خونه مون . در نقش فرزاد به مهرداد هم گفتم که ساعت دوازده که شد یه تماس می گیره با  آیدین و اونو از خونه میاره بیرون . تهدیدش کنه و بعد بهش یاد دادم که چیکار کنه .. خوشم میومد که دو تایی شونو گذاشته بودم سر کار . اون شب وقنی که مهرداد می خواست با من سکس کنه سنگ تموم گذاشتم  و واقعا هم دلم می خواست . هر قدر با کیر دیگران حال می کردم از سکس با شوهرم هم یه لذت خاصی می بردم . حال مهرداد گرفته شد از این که می دید که من خیلی بهش توجه داشتم و کاملا تسلیم اون بودم . حتی با حرص و ولع بیشتری کیرشو ساک زدم . و نشون دادم که طناز همیشه در رابطه با شوهرش داغ داغه .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی