ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 50

-ببین چه خوشگل داره کس پرینازو لیس می زنه -راست میگی پریسا ..من یکی که به هوس افتادم دوباره با من شروع کنه .  -نوبتی هم باشه نوبت منه .. -حالا چرا این قدر بهت بر خورد . فکر کنم اگه شوهرت رو از چنگت در آرن این قدر ناراحت نشی که راجع به جیمی این قدر حساسیت نشون میدی . چیه اون برات طلا و جواهر نمی گیره ؟ -چرا اتفاقا خیلی هم می گیره ولی از اون جایی که  جیمی نشون داده برای من خیلی ارزش قائله و دوستم داره دیگه منم باید  عشق و علاقه خودمو بهش نشون بدم .. -ببینم حاضری باهاش یک ماه بری و در انگلیس باشی ؟ اگه شوهرمن و زن اون اجازه بدن آره .. -تو دیگه کی هستی پریسا .. اصلا باورم نمیشه .. -آب و هوا و فضا آدمو عوض می کنه .. و خواهرایی که هرچی بهشون بگی راه درست اینه بازم راه خودشونو میرن و آخرش مجبور میشم که به دنبال این خواهرای گلم راه بیفتم تا اونا منحرف نشن .. -اووووووههههههه پریسا نگاه کن جیمی چه جوری خواهرمونو رو زمین قفلش کرده . خیلی داغش کرده .. وووووووییییییی منم می خوام . انگار خواهرمون اون زیر محو شده .. -آره راست میگی  ولی دست وپاش که مشخصه .. -آهای چی دارین میگین پشت سر من .. پریزاد : هیچی تو کستو بده .. این بار من و پریزاد بودیم که رفتیم به دنیای عشق و حال خودمون . از اون پایین چند تا از خد متگزا را رو می دیدیم که در حال رفت و آمدن .. چه محیط آروم و زیبا و چه دنیای جالبی .. کسی به کسی کاری نداره .. هیشکی به بهونه سرک کشیدن در ایمان دیگری فضول کاراش نیست . در کشور ما یه سری می خوان بگن که ما بیشتر از بقیه می فهمیم و خلیفه خدا بر روی زمین هستیم .. در همین لحظه یکی از خد متگزارای زن از نزدیک ما رد شد .. به زبان محلی یه  چند جمله ای رو با جیمی رد و بدل کرد . من کمی بهم بر خورده بود از این که جیمی همیشه و همه جا نشون می داد که  منو دوست داره و کشته و مرده منه .. ولی عیبی نداره .. خواهرمه ..من و پریزاد هم که دیگه ترجیح داده بودیم محو حرکات اون دو نفر شیم . پریناز سرشو زیر کیر جیمی خم کرده بود دستشو گذاشته  بود زیر بیضه هاش و جفت تخمهای اونو به نوبت می ذاشت تو دهنش و اونا رو لیس می زد . -پرین منو داری به هوس میاری .. الان اشتهام باز میشه و میام اونو از دستت می قاپم .. -پریس جونم . این دو تا تخم مرغا مال خودمن . خودم نیمروش کردم و خودمم می خورمش .. -نوش جونت شکمو ..  یک بار دیگه جیمی  خواهرمو انداخت رو زمین و سوار بر اون کیرشو مثل شلاق به سر و صورتش می زد و پریناز از این حرکتش خیلی کیف می کرد . کیر در حالت شلاقی خیلی شق نشون می داد . چرا اون با من از این کارا نکرده بود . شاید علاقه بیشتری به من داشت و این کا را رو در مورد هر زنی جایز نمی دونه . از بس این خواهرام خودشونو تشنه این مرد نشون دادن دیگه اونم این جور خودشو رئیس حساب می کرد . بازم جای شکرش باقی بود که نگفت من میستر باشم شما اسلیو که  من اگه اونو مث یه سگ دور خودم می گردوندم تن به همچین کاری نمی دادم .. -اووووووخخخخخ جیمی جون .. کسم کیر می خواد .. بندازش اون داخل .. .. خواهرم رو زمین تکیه داد و از پشت درختو بغل زد و جیمی هم کرد توی کسش .. پریزاد : خیلی خوشم میاد مرد تا این حد قدرت داشته باشه -ولی نه به اندازه ای که سیر نشه و بره زنای دیگه رو بکنه -پدر شوهرامونو در میاریم .. پریناز : یکی به این جیمی بگه من دیگه خوشم اومده .. کسم همین جور داره آب پخش می کنه . قلبم از جاش در اومده .. پریزاد : مطمئنی که دوست داری بکشه بیرون ؟  -نمی دونم نمی دونم . شایدم اگه بکشه بیرون ازش بخوام که دوباره منو بکنه .. -جیمی جون ار گاسم .. ار گاسم .. پریناز رو سینه ها و شکمشو نشون داد . ظاهرا دوست داشت که جیمی آب کیرشو خالی کنه  رو تنش و از تماشای اون لذت ببره .. ولی من یکی بیشتر خوشم میومد که اونو بریزه توی کسم تا ویتامین بدنم زیاد شه و تقویت شم .. میگن اگه این آب به ریشه کون و مقعد برسه اونو حسابی بر جسته می کنه . دستی به کونم کشیده از پشت یه نگاهی بهش انداختم و حس کردم به اندازه کافی گنده و بر جسته هست و فعلا احتیاط واجب اینه که گنده تر نشه .. . جیمی کیرشو کشید بیرون و اونو به روی شکم پریناز نگه داشت . رفتم کمکش . کیرشو  گذاشتم توی دهنم و خوب که اونو خیسش کردم درجا دستمو گذاشتم رو کیر و آب پاشی روی تن خواهرم شروع شد .. -پریزاد بیا جلو .. بیا که باید حال کنیم .. اول کیر جیمی رو با میک زدن و لیس زدن تمیزش کردم و بعد من و پریز رفتیم سراغ پرین . جیمی با اون چشای آبی خوشرنگش که می دونم احساس غرور هم می کرد از این که سه تا زن ایرانی رو زیر کیر خودش گرفته به کارای ما می خندید و لذت می برد . من و پریزاد زبونمو نو گذاشته بودیم رو شکم و سینه های پریناز .. لیس زدن و خوردن آب کیرو شروع کرده بودیم . -همه شو نخورین بچه ها . واسه منم بذارین . هر چند تا لیسی که به آب کیر روی تن پریناز می زدیم یه تیکه رو می ذاشتیم رو انگشتمونو و  می بردیم سمت دهن پریناز و اونم چه با هوس انگشتمونو می لیسید .. تمیز تمیزش کردیم . کیر جیمی شل شده بود .. قبل از این که فکر رفتن بیفته سرش رفتم طرفش و ساک زدنو شروع کردم .. ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی