ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 61

اون روز خودمو از شایان دور کردم . دیگه نمی خواستم بهش توجهی داشته باشم ولی اون اومد دنبالم . -شیدا چت شده ؟ اگه کس دیگه ای رو می خوای بگو من دست از سرت بر دارم . اگه در گذشته مشکلی داشتی به من بگو . برای من گذشته تو مهم نیست . مهم اینه که احساس کنم تو از همین حالا متولد شدی . دوستم داری و می تونی دوستم داشته باشی و می خوای که دوستم داشته باشی .. اون فقط داشت واسه خودش حرف می زد .. نمی دونستم عشق چیه ..عشقی که یک زن و مرد غریبه به هم دارند و با اون از بیگانگی به آشنایی می رسند .. شاید نیمه ای از وجودم عاشق بود و من خبر نداشتم .. ولی اون چیزی رو که حس می کردم نوعی هوس بود که از همونم می خواستم گریزان شم و دیگه به این صورت با مردی نپلکم . لاله متوجه تغییر حالت و روحیه من شده بود . -من به تو چی بگم دختر .. اون ول کنم نیست . دست بر نمی داره .. -می خوای حقیقتو بهش بگو . بگو تا شاید دست از سرت بر داره ..-نمی تونم لاله .  شاید یه احساس سر خوردگی بکنه . -کدوم سر خوردگی ؟-این که اون فکر می کرده عاشق زنی شده ولی اشتباه می کرده . این که حس کنه که من گولش زدم -تو چی رو گولش زدی شیدا . تو داری خودت رو گول می زنی . تو که به اون نگفتی عاشقشی . تو به عنوان یک همکلاس باهاش بودی . تقصیر تو چیه که توقع اون زیاده . یا این که چیز دیگه ایه .. -لاله شاید بهتر بود که از همون اول راستشو بهش می گفتم حالا خیلی دیر شده . ببینم عشق چیز خیلی سنگینیه ؟ -عزیزم اتفاقا خیلی راحت و سبکه . شاید خیلی پیچیده به نظر بیاد . ولی می تونی اونو با خیلی چیزا مقایسه کنی .. می تونی اونو با عشقی که به من داری ..به خونواده ات داری مقایسه کنی . اتوبان عشق یکیه فقط حاشیه هاش فرق می کنه .. تو اون احساسی رو که به من داری شاید نتونی به یه پسر داشته باشی .. شایدم داشته باشی. ولی اصلا ممکنه عشقتو پیدا نکرده باشی . ممکنه یه نفری غیر از شایان پیدا شه که به اون دل ببندی .. زندگی همش شهوت نیست . درسته که تفاوتهایی با دیگران داری ولی احساس تو اون عاطفه ای که دروجودت وجود داره تو رو با سایر آدما پیوند میده . پس,  از حقیقت , از خودت فرار نکن . -میگی من چیکار کنم لاله .. -به شایان نزدیک شو .. هر وقت حس کردی که اون خیلی می خواد بهت نزدیک شه حقیقتو بهش بگو .. عیبی نداره . بذار ناراحت شه .. ولی فعلا مجبوری به همین صورت پیش بری تا ببینی سطح توقع اون تا چه اندازه هست . هر چند حس می کردم لاله راه حل کاملا درمان بخشی رو توصیه نکرده ولی آرومم کرده بود و خیلی هم آرومم کرده بود .شایان این بار منو دعوت کرد به خونه شون .. خواست که با من حرف بزنه . درددل کنه .. می دونستم چی می خواد بگه همون حرفای تکراری .. با این حال از اونجایی که احساس شرمندگی می کردم پا شدم رفتم . اون شب اون خونه تنها بود و منم به خونه ام گفتم که دارم میرم پیش لاله .. و اگرم یه وقتی کسی خبر منو گرفت که تا حالا پیش نیومده بود از شب تا صبح کسی سراغ منو بگیره  به من زنگ بزنه .. من و این پسره که تنها شدیم بارم به قد و قواره و هیکلش که نگاه می کردم تحریک می شدم . دوست داشتم بغلش کنم و بغلش بزنم . همون کاری رو که با هوتن و فری انجام دادم با اونم انجام بدم ولی می دونستم اون از اون پسراییه  که از احساس کیر توی کونش بدش میاد . هوتن و فری گی بودن . همجنس باز بودن . از این که کیر رو توی کونشون حس کنن و یه چیزی فرو بره توی مقعدشون  لذت می بردند و احساس آرامش می کردن .. ولی حال و روز شایان طوری بود که نشون می داد اهل کون دادن نیست . در این موارد پسرا عاشق  اینن که با طرف مقابلشون از جنس مخالف سکس کنن و  بیش از حد تحریک شده بودم که اگه نمی تونم کون شایانو بکنم حداقل اون کونمو بکنه ولی اینم امکان نداشت چون در اون صورت اون کیر منو می دید . دیگه نمی دونستم باید چیکار کنم . به من نزدیک شد بغلم زد و لباشو رو لبام گذاشت . با این که از این کارش بدم نیومد و خوشمم اومد ولی از عواقب اون می ترسیدم .من بهش علاقه مند شده بودم ولی این علاقه بیشتر رنگ و بوی هوسو داشت . عشق واقعا چیه ؟. این چه حسیه که دو قطبو به هم می رسونه ؟ من کی هستم ؟ من چی هستم ؟ اون داشت منو می بوسید .   من از نظر جنسی خیلی زود تحریک می شدم .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی