ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مادر دوستم و تعبیرخواب

نمی دونستم رو زمینم یا رو آسمون .. فکر می کردم دارم خواب می بینم . به نظرم میومد یکی داره با کیرم بازی می کنه به من میگه خوابی یا بیدار .. خیلی خوابم میومد .. چشام باز نمی شد . یه لحظه حس کردم یکی کیرمو گذاشت تو دهنش .. دلم نمی خواست از این خواب بیدار شم .. چه لذتی می بردم .. ولی قبلا هر وقت بیدار می شدم خواب می پرید ..اما الان طوری شده بود که اگه می خوابیدم بیداری می پرید . به مغزم فشار آوردم که اینجا کجاست .. یه چیزایی در ذهنم نقش بست .. من و کامبیز همکلاس دانشگاهی ام و کتی مادرش .. دوباره خوابم می برد و کمی که هوشیار می شدم حس می کردم که یکی همچنان داره با کیرم ور میره .. من باید می رفتم دانشگاه از صبح تا غروب به غیر از ساعت اول رو کلاس داشتم اما کامی همون ساعت اولو هم کلاس داشت .. می خواستم ساعتو نگاه کنم که چنده ولی چشامو نیمه بازم نتونستم بکنم . داشتم به این فکر می کردم که کتی مادر کامی که یک زن بیوه بوده داشته ازم می پرسیده که آیا تا به حال دوست دختر داشتم ؟ من و پسرش با هیچ زنی رابطه داشتیم ؟ انتظار داشت به این حرفش جواب درست حسابی بدم .مگه کس خل شده بودم . گاهی حس می کردم که خودش دوست داره با من سکس کنه ولی روش نمیشه .. تازه اون مادر کامی بود و من در حق دوستم نامردی نمی کردم . شوهرش پنج سال می شد که فوت کرده بود .. دامن کوتاه و تاپش دلمو برده بود ولی شیطونو لعنت کرده من و کامی اومدیم یه اتاق دیگه و گرفتیم خوابیدیم .. کامبیز کجا رفته ؟ مادرش داشت باهام حال می کرد . خوشم میومد نمی خواستم نامردی کنم . وقتی بیدار شدم و دیگه خوابم نگرفت ساعت دوازده ظهر بود .. -واااااییییی کتی خانوم شما اینجایین . من دانشگاهم دیر شد .. کامی کوش ؟ -اون صبح زود رفت و من گفتم تو برو من دو ساعت دیگه بیدارش می کنم . ولی حالت خوش نبود .. دیگه بهتره امروزه رو نری و ناهارو پیشم بمونی .. کامی غروب میاد .. -من باید به خونه ام اطلاع بدم .. اون خیلی سکسی پوشیده بود . یه دکلته مشکی تنش کرده بود که وقتی پشتشو به من می کرد قسمت پایین کونش مشخص بود .. نمی دونستم اون چیزایی رو که دیدم در خواب بوده یا بیداری . شاید جن ها اومده باشن سراغم . کیرم می سوخت .. یه شورت پام بود سختم بود پا شم . اون متوجه این موضوع شده بود . اون احتمالا توی آب میوه من خواب آور ریخته بود . با هام حال کرده بود ولی برق شهوتو در نگاهش می خوندم . تشنه و کشته مرده کیر بود . ولی اگه اشتباه کرده باشم اگه اون کیر منو نخورده باشه همه اینا خواب بوده چی ؟ -منوچ خان چت شده .. -خوابای عجیبی می دیدم .. -چه خوابی -روم نمیشه بگم . خواب یه زن آشنا رو .. شبیه بیداری بود -حتما دوست داشتی حسش کنی .. -خب  تعریف کن -سختمه .. -اون آشنا کی بود .. -نمی تونم بگم .  -دوست داشتی اون خواب واقعی باشه ؟ -من که خیلی دلم می خواست . لبای کتی باز شد و یه ایف و اوفی کرد .. وقتی فهمید من از این خواب خوشم اومده گل از گلش شکافت .. -راستشو بگو خواب کی رو می دیدی .. بازم تردید داشت منو می کشت .. منوچهر ..منوچهر مگه تو نگاه کیر طلب زنا رو نمی شناسی ؟ مادر دوستته و نامردی میشه یعنی چه ؟ طرف کس داره کون و سینه داره و اختیار... به پسرش چه ربطی داره ..منم کیر دارم و اختیار .. می خوام با این زن حال کنم .. -من خواب شما رو دیدم .. -چی خواب دیدی ؟.. -می تونم بر گردم به اون حالتم ؟ -برگرد .. طاقباز رو تختم دراز کشیدم .. ببخشید یه کار دیگه ای هم باید بکنم که خوابم تکمیل شه یعنی تکمیلی بیان شه .. تا رفتم شورتمو بکشم پایین گفت نه عزیزم این کار منه  .. اگه می خوای خوابت درست در بیاد بذار من این کارو بکنم . وقتی داشت شورتمو می کشید پایین قلبم داشت از جاش در میومد . دیگه واسم یقین شده بود که  اون این کارو کرده .. خودشو هم کاملا برهنه کرد .. شورتشم در آورد .. اول کیرمو دستمالی کرد .. بعد برام ساک زد .. -آههههههههه چه خوابی دیدی منوچهر .. -خیلی خواب شیرینی بود . -من تا همین جاشو خوب یادم میاد .. میگم کتی جون دوباره خوابم می کنی تا بازم از این خوابا ببینم ؟.. ولی اون دیگه حرفی نزد .. کیرمو دوباره گذاشت دهنش .. -اوووووووهههههه نهههههه نهههههههه .. ولی اون که از شق شدن کیرم هیجان زده شده بود ولم نمی کرد .. -آخخخخخخخ آخخخخخخخخ داره می ریزه .. جوووووون توی دهنت کتی .. ناقلا .. اووووووفففففففف .. کیرمو ولش نکرد .. آب توی دهنش فوران کرده بود .. چقدر آروم و سبک شده بودم . کیرمو محکم به ته دهنش فشار دادم .. اون همچنان کیرمو میک می زد و تا دو سه دقیقه که همین جور میکش می زد من همچنان حالی به حالی بودم . .. کیرو توی دهنش نگه داشت .. چند دقیقه بعد به یه حدی رسید که بتونم اونو راحت توی کس کتی فرو کنم . زن چهل و خوردی ساله کس درشتی داشت . هم قالبش از بیرون درشت بود و هم داخل کس .. شوهرمرحومش پونزده شونزده سالی رو اونو گاییده طبیعی به نظر می رسید .. اونو به دمر انداخته بودم روی تخت . کیرمو که فرو کردم توی کسش گفتم این یه تیکه رو خواب ندیدم .. -جووووووووون منوچ فدای کیر تو این یه تیکه رو من خوابشو می بینم .. راستش دیشب خوابشو دیدم .. چقدر خوشحال شدم تو این جا موندی .. آخخخخخخخخ کسسسسسسم کسسسسسسم .. با اون آبی که تو دهنش ریخته بودم تا یه چند دقیقه ای نیاز به جلو گیری نبود  . انگشت وسطی دست راستمو تا ته فرو کردم توی کونش .. می شد کونشو گایید . کونش گشاد تر از خیلی از کونایی بود که تا حالا گاییده بودم . حالت فنری تخت خیلی حال می داد . -منوچ تا ته تا ته بذار .. - این که تا ته کسته . بیست سانت کمته .. -بگو بیست متر .. بیضه ها رو هم بذار بره .. .. واقعا چه کونی داشت مادر کامبیز -کتی جون از این به بعد بیشتر میام این جا .. -این دفعه کامی رو خوابش می کنم تا با هم بریم یه اتاق دیگه .. اصلا کنار همین پسرم منو بکن . این دوا تا چند ساعت راحت خوابش می کنه .. وااااااایییییی کسسسسسم .. کسسسسسم .. اومد .. آبم اومد .. جووووون جوووووون .. درجا کیرمو در آورده فرو کردم توی کونش.. -بکن بکن .. کون منو هم بکن .. منوچ  من مال توام . یه زن وقتی به این سن می رسه  وقتی با یه پسر جوونی که نصف اونم سن نداره سکس می کنه حس می کنه هم سن اون شده و به جوونی اونه . -ببینم مگه تو با پسر دیگه ای هم بودی -به روح شوهر مرحومم قسم تو پس از اون اولین پسری هستی که باهاش سکس می کنم . نمی دونم چرا وقتی تو رو دیدم به هیجان افتادم . خیلی از دوستام که شرایط منو داشتند از همون اول اونم با چند نفر رابطه بر قرار کردند ولی تو اگه بخوای من فقط برای تو میشم و خودمم دوست ندارم به غیر از یک نفر با کس دیگه ای باشم .. کیرم اسیر کونش بود . چه بدن سفیدی داشت . حالا سرخ و سفید شده بود . دوتا دستاشو از پشت رسوند به دو تا قاچای کونش و اونو به وسط طوری فشارش داد که کیر منو قفل کرد و اون تپلی وسط کونشو به دور کیرم می مالوند .. -اووووووفففففف کتی کتی این کارت داغم کرد .. دیگه جلو آبمو نگرفتم . کیرم توی کون داغ و مقعد هوس انگیز و آتیش زنش قرار داشت و تا می تونست آبمو کشید .. -اوووووففففففف منی تو مثل کیرت داغه .. منو که سوزوندی .. تلمبه بزن ..بزن تلنبه بزن .. کونم بازم کیر می خواد .. این بار رو کرد و از روبرو فرو کردم توی کسش و لباشو بوسیدم و سینه هاشو میک زدم .. -جوووووووون به اندازه این پنج سالی که بی شوهری کشیدم داری به من حال میدی . ولی هنوز سیر نشدم .. اوووووفففففف کسم .. طوری وسوسه شده بود که این بار بیضه ها مو لیس زده و با زبونش سوراخ کون منو هم لیس می زد .. نزدیک غروب شده بود .. یه تماسی با خونه گرفتم که  درسامون سنگین شده شبو همین جا می مونم ..بهم گفت که سر لوله رحمشو بسته و نصفه شبی می تونم توی کسش آب بریزم .. با این که مادره کامی رو خوابش کرد ولی ترجیح دادم که بریم یه اتاق دیگه اونو بکنم .. -واسه چی منوچ جون همون جا پیش پسرم نموندیم .. -آخه می ترسم اونم خواب ببینه.... پایان ... نویسنده .... ایرانی