ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 64

-مینا دست از سرم ورد دار .. ماریا خسته ام .. من کیرم دیگه شق نمیشه . اگه نشد دیگه تقصیر من نیست
-خوبه حالا تو هم . طوری برات شقش می کنیم که می تونی با اون گردو بشکنی .
 می تونی اونو یک دور دور کمرت  یا گردنت بپیچونی .
 -چیه حالا دو تایی تون متحد شدین دارین منو دست میندازین ؟
 ماریا رفت سراغ کیرمم و اونو گذاشت تو دهنش و از اون طرف هم مینا نوک سینه هامو میذاشت توی دهنش . نلی و شیلا و فریده هم پیداشون شد .
 -خانوما شما دیگه دست از سرم وردارین .
 رویا و هما هم اومدن .. فقط داشتن می خندیدن
-چیه به حال زار من می خندین ؟  
رویا : آدمی که خوش اشتها باشه و خودشو همه جا نشون بده  آخر و عاقبتش همین میشه دیگه .
 مینا : چیه خانوما اون قبل از این که با شما باشه عشق من بوده  با من بوده به گردن من حق داره .
 نلی : از کی تا حالا به کس میگن گردن ؟
  مینا: چه خبره که همش می خندین . 
 رویا  : آخه چیکار کنیم همش داری حرفای خنده دار می زنی  .  اون به گردن همه ما حق داره . حالا شما هم دارین حق خودتونو ازش می گیرین .. یه چند تا دیگه هم هنوز موندن که حقشونو از ایمان جون نگرفتن . آخه بنده خدا خیلی آدم با ایمان و اهل ثوابیه . رو کردم به رویا و گفتم چیه خانومی . نمی تونی ببینی که ما این همه طرفدار داریم . این خانوم خانوما همه شون دوست دارن که با من باشن و به من حال بدن . مثل زرگرایی هستند که قدر زر رو می شناسن .
 وقتی ماریا اومد رو کیرم نشست مینا طوری وسوسه شد که اومد سمت ماریا و زبونشو گذاشت رو مرز بین کیر من و کس ماریا .. این حرکت اون لذت جنسی در منو به اوج رسونده بود .. یه لذتی که وقتی آب آدم نمیاد لذتی که  داره تو  هر دقیقه حس می کنی که دوبار یا سه بار سکس انجام دادی . اگه این لذت ادامه داشته باشه تو به اندازه چندین سکس حال می کنی . این حالتا زمانی پیش میاد که پس از چند انزال باشه و تو هم بر خودت تسلط داشته کیرت شق شده باشه و من در این شرایط بودم . حتی اگه یکساعت هم با کیرم ور می رفتن آبش نمیومد و یا اگه می خواست انزالی صورت بگیره سه چهار قطره هم نمی شد  .
 -آخخخخخخخ مینا .. مینا .. خیلی خوشم میاد .
 ماریا : چی ؟ داری کس منو می کنی و اون وقت مینا رو تشویقش می کنی که از لیس زدن اون خوشت میاد ؟
 -نههههههه ماریاااااا اگه حرکت تو نباشه که مینا نمی تونه لیسش بزنه .
 بقیه زنایی که اونجا جمع شده بودن هیهات هیهات می کردند . از این که می دیدن تا این حد گرم و آتشین هستم ذوق زده شده بودند .. خیسی کس ماریا هم تمومی نداشت . هر قدر هم این مینا زبونش  می زد و اونو می خورد بازم می زد بیرون .
 رویا : مینا جون حالا تو برو سرت رو بذار روی دهن ایمان تا کس لیسی یادش نره من کیرشو لیس می زنم . رو کیرش نشستنو که دیگه ماریا جون در بست در اختیارش گرفته .. ..
 ماریا  : بس کنین دیگه . به اندازه کافی اونو به حال خودش گذاشتم ببینم چیکار می کنه . از اول سفر تا حالا با کلی زنای دیگه بوده انگار نه انگار که ما هم وجود داریم . خسته شدم دیگه .
 بعد از مینا رویا زبون زدن رو کیرمو شروع کرد . زبونشم طوری پهن و دراز می کرد و اونو روی کیر می کشید که  حس می کردم از حالت قبل که مینا اونو می خورده بیشتر به من حال میده .. شیلا و نلی هم اومدن جلو تر و پاهامو بوسیده و دو نه دو نه انگشتاشو میک می زدند . با این کارشون حس می کردم کیرم توی کس ماریا سفت تر شده .
 -وووووووییییی وووووووییییییی ..  سرعت کردن ماریا رو زیاد ترش کردم و پس از چند لحظه کوسشو از بدنم جدا کرد و یهو با فشار آبی از کسش ریخت بیرون ... وقتی نیم متری رو از من فاصله گرفت  مینا اومد روی کیرم نشست .. رویا همچنان به کارش ادامه می داد . زبون زدنش کیرمو یه جوری می کرد ..گویی قلبمو داشت می شکافت .. یعنی این حس فوق العاده شهوانی خیلی خوبه ؟ این جوری که تا ابد سیر نمیشم . دوست دارم همش در همین حالت لذت و سستی بمونم .
 -آخ کسسسسسسم .. ایمان من کیر می خوام .. زود نباید بری هنوز داد کسی در نیومده  -رویا عزیزم .. تو که به اندازه کافی این روزا کیر منو خوردی و توی کس و کونت حسش کردی .
 -ولی هر لحظه حس و حال خودشو داره . هیجان خودشو داره . من می خوام سیر نمیشم ...... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی