ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 57

به سحر گفتم تا تکلیف من مشخص نشده شورتا رو از پاشون پایین نمی کشن . چون این بی احترامی میشه به من . وقتی منو دیدن از خوشحالی داشتن بال می آوردن . هم دخترا و هم پسرا و این خوشحالی وقتی به اوجشون رسید که من مانتومو در آوردم و روسریمو .. با این که اندام تپلی داشتم ولی کون برجسته من داشت استرچ آبی منو می شکافت و می زد بیرون . دیگه هیچ حس و حالی واسه پسرا نمونده بود . اونا به دیدن این حالت من بیشتر به وجد اومده بودن . . کیر داخل شلوارشون ورم بیشتری رو نسبت به  چند دقیقه پیش که اونا رو مخفیانه دیده بودم نشون می داد .. سیاوش به طرز عجیبی نگام می کرد . مثل این که جن دیده باشه .  با نگاهش داشت منو می خورد . فکر کردم می خواد یه چیزی رو به من بگه . مثلا بگه که من خوب می شناسمت . نمی خوای منو گول بزنی . مثل یک مادر یا پدری که متوجه شیطنت فرزندشون میشن و  می خوان در یه فرصت مناسب به روشون بیارن . ولی من اصلا ندیده بودمش و نمی دونستم که از زیر کدوم بته به عمل اومده . من با همون کیرش کار داشتم . حالت کسمم طوری بود که از بیرون نشون نمی داد که خیلی کار خورده باشه و اصلا اینا دلیل نمیشه . خلاصه این نسرین هم خیلی سنگ تموم گذاشته بود و از طرفی هم همش قصد داشت خودی نشون بده که زیاد کاری به کارش نداشته و گیر آن چنانی نمی دادم . سحر خب پسرا الان باید بخوریم یا ... سیاوش : هرچی این آتنا خانوم بفر مایند ما در خدمت ایشون خواهیم بود .. -خواهش می کنم شما بزرگترید ..ولی اگه یه لقمه ای برای بر طرف کردن ضعف بردارید و بریم به کارای اصلی برسیم بعدا غذامونو بخوریم بهتره . یعنی داشتم به اونا می گفتم که سکس با شکم پر نمی چسبه و از همین حالا بهتره شروع کنیم . دست پسرا رفته بود رو کیرشون . حتی سیاوش هم که  با فرهنگ نشون می داد داشت با روی شورتش بازی می کرد .. مونا : من میگم چه طوره  از آتنا جونمون پرده برداری کنیم این جوری هیجانش بیشتره .. مثلا پسرا هر کدوم یه گوشه شلوارشو بگیرن اونو نرم بکشن پایین . یواش یواش اون کون خوشگلشو  نشون ما بده .. اووووووفففففففف من که دخترم به هوس میفتم این آقایونو دیگه نمی دونم . سحر : آتنا جون همیشه سر گروه ما بوده بهش افتخار می کنیم .. روکردم به  دخترا و گفتم باید زن عمل بود . در عمل باید لیاقت خودمونو نشون بدیم . این که ما به عنوان یک زن با توجه به این که گیرنده هستیم اما گیرندگی هم قدرت خاص خودشو می خواد و تا گیرندگی خوب نباشه فرستندگی ارزش خاصی نداره . به طور علمی داشتم می گفتم تا کیفیت کون دادن مطلوب نباشه کیر و عمل اون ارزشی نداره .. نمی دونستم کسی هم متوجه منظورم شده  یا نه .. چون دخترا که داشتن با سینه شون ور می رفتند و این آقا پسرا هم با کیرشون .. معین رفت طرف سحر .. میلاد رفت سراغ نسرین ..مهران هم رفت به سمت مونا . من موندم و سیا ...بلوزمو  در آوردم و شورت و سوتین و استرچو گذاشتم واسه اون .  با این که طبق بر نامه ای دیکته شده کارمونو شروع کرده بودیم ولی خیلی حال می داد . حالی اساسی .. بعد از این که ما لخت لخت شدیم باید شورت پسرا رو می کشیدیم پایین . جووووووووون .. سیا دستشو گذاشته بود قسمت بالای شلوارمو اونو خیلی آروم پایین می کشید . وقتی کون آدم بزرگ باشه شورت  نباید خیلی نازک و بیش از حد فانتزی باشه ولی خب چیکار کنم که دوست دارم اصلا از همون اول  کونم برهنه به نظر بیاد دل مردا رو ببره .. سیاوش شلوارمو تا به انتهای کونم کشید پایین همونجا  نگهش داشت .. -پسر چیه ماتت برده ؟ نترس من حالا حالا ها مال تو ام اونا خودشو مشغولن بجنب که اگه نجنبی سرت بی کلاه می مونه . اون طرف حالا دخترا رفته بودن رو شورت پسرا .. آروم شورته رو کشیدن پایین و هر کدومشون کیر طرفشونو گذاشته بودن تو دهنشون . ولی این طرف که سیا لختم کرد و حتی شورت نازک منو با هوس به یه گوشه ای پرت کرد قبل از این که شورتشو بگیره طرف دهنم  سرشو گذاشت رو کونم  .. و زبونشو رو شکاف کونم پهنش کرد . عاشق این حرکات بودم . انگشتشو گذاشت رو سوراخ کونم و کسمو زبون می زد .. بعد انگشتشو در آورد یه میکی به اون زد و  نوک زبونشو رو سوراخ کونم  کشید . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی