ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 49

-اوه پرین .. پرین من هوس کیر کردم . -پریس !  تو از این که من و تو داریم با هم حال می کنیم خوشحال نیستی ؟ تو که به اندازه کافی با جیمی حال کردی و قبل از این که ما بیاییم با کیوان مشغول بودی .. -نمی دونم  واسه چیه . آب و هوای اینجا رو من اثر گذاشته فکر می کنم خیلی آرومم می کنه  . دلم می خواد همیشه یکی با بدنم ور بره . هم به من لذت بده و هم لذت ببره .. -حالا درد خواهراتو خوب درک می کنی ؟ فکر کرده بودی ما از اون زنای بدیم ؟ ولی ما هم مثل حالای تو. باید حسرت اونایی رو می خوردیم که از فرصتها ی به دست اومده زندگیشون نهایت استفاده رو می کنن . جیمی و پریزاد از جاشون تکون خورده بودند و چند متر جلو تر رفتند . حالا خواهرم دستاشو گذاشته بود رو تنه درخت کوتاه و نازکی که نمی دونستم اسمش چیه .. در یه حالت قمبلی قرار گرفته و جیمی هم از پشت بازم به کسش حمله کره بود . من و پریناز هم پهلو به پهلو در حال لز بودیم .. بد نمون رو تن هم قرار داشت . علاوه بر حس صمیمیت خاصی که بین ما به وجود اومده بود لذت زیادی هم می بردیم .. جیمی سر و صداش زیاد شده بود .. جز فک و چند تا واژه معمولی دیگه سر در نمی آوردم چی داره میگه .. پریزاد که درختو نگه داشته خودشو به طرف جلو و عقب حرکت می داد ولی جیمی شده بود عین گرگهای گرسنه .. -می بینی پریسا ؟ چقدر خوشم میاد وقتی که مرد این حالتی میشه . طوری حرص می زنه که آدم حس می کنه برای تن بر هنه طرفش  حتی جونشو هم حاضره که بده . خوش به حال زنش .. -فکر کردی زنشو هم همین جوری می کنه ؟ بیشتر مردا در سکس با زنای غریبه و زنایی غیر از همسرشون به خوبی هیجان خودشونو نشون میدن .. -پریسا یعنی به نظر تو اونا نامردن ؟ اگه این طور باشه ما زنا هم پس نازن هستیم . پریناز در مورد جیمی درست می گفت . طوری حشری نشون می داد که آدم فکر می کرد برای اولین باریه که داره یه کسی رو می کنه . -پریزاد : آخ یکی منو بگیره .. خواهرابیایین منو بگیرین وگرنه خودمو از این بالا پرت می کنم .. سرمو می کوبونم به درخت .. واااااااایییییی ..اووووووووووو صدای جیغ و ناله هاش رو باید دیگه اون بر و بچه های  پایینی اگه بیدار بوده شنیده باشن . یه احساسی بهم می گفت که بازم یکی داره ما رو می پاد . یاد اون پسره افتاده بودم .. آخ که حلال زاده بود . اون فقط چشاش به دنبال من بود .. اما دیگه بهش رو نمی دادم . همون یک بار هم که خودمود ر اختیارش گذاشته بودم برای هفت پشتم و هفت پشتش بس بود . اصلا نمی دونه چه جوری باید یک زن رو سر حال کنه . .. ولی این بار که سرمو به سمت اون گرفتم نمی دونم چرا عین تارزان خودشو محو کرد .. این دیگه چه کرمی داشت . دو ساعت پیش منو کرده بود بازم حرص اینو داشت که  سکس اربابشو ببینه و حال کنه . من و پریناز,  پریزادو نگهش داشته تا نتونه دست و پا بزنه و جیمی هر کاری که داش می خواد بتونه انجام بده . -آخخخخخخخ بد جنسا بد جنسا دارین چیکار می کنین من دیگه هلاک شدم . عرق از سر و روی جیمی می بارید  بدن خواهرم هم کمی خیس نشون می داد .. جیمی یه حرکت دورانی به باسنش داد و در هر چرخش تنه کیرشو به قسمت بیرونی کس پریزاد طوری مماس می کرد که حسابی جیغ پریزادو در آورده بود -آخخخخخخخخ .. دو تا کف دست پریزاد روی درخت بود و سعی داشت چنگش بگبره .. چند تا فریاد زد و یهو شل شد و دمرو افتاد رو زمین . -حالت خوبه پریزاد ؟ -بچه ها بذارین بخوابم .. این جوری تا حالا حال نکرده بودم . پریناز حالا می تونی بری سراغش . این جیمی که من دیدم بعد از تو می تونه پریسا رو هم بکنه . پریناز بجنب . تا تنور گرمه کونو بچسبون .. بچسبون به کیر جیمی .. کاش بقیه مردا هم این جا بودن .. اگه بدونی مهدیس چی می گفت .کنجکاو شده از پریزاد پرسیدم در مورد چی .. -راستش من و اون در مورد این صحبت می کردیم که با جیمی یه سکس دسته جمعی تر تیب بدیم گفت که از نظر اون مسئله ای نیست ولی شوهرم مهیار میگه که اون احتمالا این اجازه رو به پریسا نمیده که با بقیه سکس کنه .. اونو فقط واسه خودش می خواد -چه خود خواهانه ! خودش بره با هر کی باشه اون وقت من فقط با اون باشم ؟ .. پریناز می خواست بره سمت جیمی که یه لحظه چشاش افتاد به دستبند من .. -این چیه دیگه  خواهر ! اگه بدونی این جیمی خان چقدر خواهرمونو دوست داره واسش ارزش قائله .. اگه بدونی این چقدر می ارزه .. تو چه جوری می خوای اونو به شوهرت نشون بدی .. -یه کاریش می کنم . تا رفتیم که این کارو نمی کنم . تو که زنا رو می شناسی .ولی این یه ساعتی تازه دیدیش ؟ . -آره بابا .. بعضی وقتا باید نشون بدیم که حتی شیطونو هم می تونیم فریبش بدیم . .. آره حواسم جای دیگه بود و تازه متوجهش شدم . ...پریزاد که اومد پیشم گفت راست میگه  خواهرم . این چقدر خوشگل و گرون قیمته . -قابلی نداره -خدا از دلت بشنوه ؟ ای کاش من هم یک  جیمی داشتم . -مگه حالا نداری .. -اون مال توست عزیزم .. -ولی خیلی بد جنسه . دوست داره با همه باشه ولی من فقط با اون باشم -عیبی نداره . تو اونو دور بزن . مگه دوست پسر یا نامزدته که بخوای با اون ازدواج کنی ؟ چند روز دیگه اونم به خاطره ها می پیونده .. واوووووووو پرینازو ببین . کسشو ببین . این جیمی کس ندیده کس منو این جوری نمی خورد . خواهرم لاپاشو باز کرده بود و درآرامش اون فضای زیبا کسشو رو دهن جیمی حرکت می داد .. -نگاه ! عین یه سگ زبونشو در آورده داره کس پرینو لیس می زنه .. -پریس جون تو چرا این قدر حرص می خوری . نگران نباش واسه آبجیت دستبند نمی گیره . واسه سوگلی خودش می گیره .. .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی