ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 9

صبح روز بعد رو تصمیم گرفتیم که بریم و در شهر بگردیم . باغ وحش زیبایی داشت .. انواع و اقسام حیوانات رو میشد اونجا دید . با فیل و زرافه و چند تا موجود دیگه عکس گرفتیم ولی هنوز در حال و هوای فیلم سکسی شب گذشته بودم . منی که اصلا عادت به دیدن این فیلمها نداشتم اونم در دیار غربت و دور ازشوهر تماشای این فیلم واقعا چه تاثیر خاصی می تونست رو من داشته باشه . خیلی درد ناک بود و شهوتناک .. دیدن این مناظر زیبا و گلها و گیاهان همه به من آرامش می داد . دیگه از تماشای مردانی با شلوارک .. پسرای سینه چاک دخترای سینه بیرون انداخته مثل قبل شگفت زده نمی شدم . چون در دیسکو و فیلم دیشب خیلی چیزا دیده بودم .. نمی دونم چرا این زیباییها اون جوری که قبلا انتظار داشتم به من آرامش نمی داد . لذت می بردم . خوشم میومد . من وقتی که زیباییهای طبیعتو می دیدم دوست داشتم اونا واسم جاودانه باشن یا برای مدتی طولانی کنار این زیباییها باشم شاید این حس اومده بود سراغم حس جدایی , این که تا یک هفته دیگه باید از این محیط دل بکنم و همین سبب می شد که لذت نبرم ولی وقتی که رفتم دستشویی و دیدم لکه های سفید و ترشح هوس دفع کردم متوجه شدم دلم مهرانو می خواد و این که بر گردم به تهران و بتونم با شوهرم سکس کنم . می خواستم خواهرامو ارشاد کنم ولی اونا رو من تاثیر بدی گذاشته بودند . یه بار از پچ پچ و گفته های دو تایی شون فهمیدم که تعجب کردن از این که چرا من این قدر ساکت شدم . خلاصه اون لحظات هم داشت سپری می شد و من و خواهرام تا می تونستیم عکس گرفتیم . بعدشم رفتیم خرید و به یکی دو معبد سر زدیم .. وقتی بر گشتیم خونه دو تا خواهر با هم دم گرفتند از این که به من خوش گذشته یا نه و از این حرفا . پریناز : امروز دیگه روز روز تو بود .. -اگه این گردش ها رو هم انجام نمی دادیم چیکار می کردیم . -بچه ها امشبو دیگه زود بخوابیم . این دیسکو ها بیشتر به درد پسرا و مجرد ها می خوره -اتفاقا  بیشتر به مردای متاهل حال میده که از دست زناشون خسته شدن -ببین پریزاد تو خودت راضی هستی که پای شوهرت به همچین محافلی کشیده شه ؟/؟ -عمرا آبجی من اگه خودم ده تا دوست پسر بگیرم و به همه شون حال بدم و با همه حال کنم  امکان نداره اجازه بدم که شوهرم با یک زنی غیر من باشه -عجب دموکراسی با حالی .. منم خیلی سریع خودمو زدم به خواب . می خواستم اونا بازم یه فیلمی بذارن که منم بتونم ببینم . نمی دونم چی شد که حواسشون نبود یا حالشونداشتن که دیگه مسیر مانیتور رو عوضش نکردن . ظاهرا اونا هم به شدت حشری بوده و هوش و حواسی براشون نمونده بود . فیلمه رو گذاشتن . این یکی از اون فیلمهای ایرانی بود که نشون می داد زنه شوهرش رفته سفر و دوست پسرشو آورده خونه . کیفیت فیلمهای خارجی رو نداشت ولی صحبتاش برام جالب بود . دو تا خواهرام زیپ دامنشونو کشیدن پایین لنگاشونو انداختن رو دسته مبل .  دو تا از اون دیلدوها یا کیرای مصنوعی کلفت رو آوردن وهمراه با دیدن فیلم شروع کردن به فرو کردن اونا در کسشون . من فقط دستای اونا رو می دیدم و چیز دیگه ای رو نمی تونستم ببینم . البته کیر مصنوعی هم وقتی که به طرف بالا بر می گشت و از کس بیرون کشیده می شد مشخص بود . دو تا خواهر مدام ناله می کردن -پریز یواش تر پریس بیدار میشه . -چی می گی پرین من دیگه تحملشو ندارم . ببینم  از اون سه تا پسرا خبری نشد . -نههههههه نههههههههه .. یکی شون بد جوری پریسو می خواد . رفیقش بهم گفته که باید خواهرت رو واسه رفیقمون جور کنی .. -ولی پریس راضی نمیشه .. همین چند روزه . من اگه حال نکنم بر گردم ایران اصلا این سفر به من نمی چسبه . من میگم  نباید بدون شوهرامون بریم سفر حالا که اومدیم و اونا رو نیاوردیم باید حس کنیم که مجردیم و تا می تونیم حال کنیم . دیگه بهتر از این نمیشه . چه اشکالی داره ما هم در غربت واسه خودمون دوست پسر بگیریم -ببین پریز من که طاقتم طاق شده -به نظر تو اگه با اونا جور شیم ازمون انتظارات اون جوری دارن ؟/؟ -نه خیر عاشق جمال ما هستند و منتظرن کی از شوهرمون جدا میشیم بهمون پیشنهاد از دواج بدن . خب معلومه دیگه واسمون دندون تیز کردن .. -من تا حالا از این کارا نکردم -فکر کردی من کردم ؟/؟ اینجا کسی نمی فهمه .. یه کاری می کردیم که پریسا واسه خودش می رفت و می گشت بد نبود .. -ولی اونی که گلوش پیش پریس گیر کرده رو چیکار کنیم . میگه مرغ یه پا داره و من اون زن سرکشو می خوام . .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی