ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 267

پروین : تو دیگه واسه چی حرص می خوری . تو که نیازی نیست به این که روزی پنجاه هزار تومن به شوهرت بدی تا کاری به کارت نداشته باشه  . بی انصاف حداقل نکرد که درصدی یا نصف به نصف حساب کنه ..
اشرف : که چی بشه . ببینم اون وقت اگه مثلا روزی دویست تومن کاسبی می کردی حاضر بودی که صد تومنشو بدی به شوهرت ؟
پروین : نمی دونم تا اینجام رسیده . کار به جایی رسیده که نصف قیمت هم خودمو در اختیار بقیه می ذارم تا بتونم جواب شوهرمو بدم . راستی تو نگفتی واسه چی ناراحتی .اشرف :  هیچی واسه این که از دست شوهرم در برم مجبورم هزار تا حقه بزنم . بگم این جام و فلان جام ..   هزار تا بهونه میارم که توش می مونم . نمی تونم زیاد بمونم پروین : مامان مهری داره میاد این طرف . ..
البته این مامان مهری مامانشون نبود و همون کار چاق کن اونا بود ..
 اشرف : این مامان از اون جنده های مفت خوره . هر چی مشتری بیشتر بیاد بیشتر به نفعشه . پورسانتش بیشتر میشه ..
 مهری که تقریبا میانسال نشون می داد اومد سمت اشرف و پروین گفت بچه ها یه مورد مناسب پیش اومده که شما دو تایی باید سه تا پسرو جواب بدین ..
 پروین : ببینم جنده خانوم .. پول سه تا رو می گیریم ..
 مهری : مگه قرار بود پول چند تا رو بگیرین . خب معلومه دیگه ...  نفری پنجاه چوب میدن ..
 پروین : ببین اگه بخواد بکنه توی کون نرخش بیشتره . می خواستی خوب با هاش طی کنی . من حال و حوصله چونه زدن با اونا رو ندارم .
مهری : باید با مشتری ها خوب تا کرد . دیگه اونی رو که واسه اولین بار میاد این جا که نمیشه کس و کون واسش تعیین کرد ..
اشرف : ببین جنده ..  گربه رو دم حجله  می کشن . اگه از همون اول جلو شو نو نگیری که بعدا روت سوار میشن ..
 مهری : راستش من خیلی کم دیدم  آدمایی رو که همیشه بیان به یه چنده خونه . می دونی چرا واسه این که جنده های ما روشون زیاد شده . واسه خودشون سلطنت می کنن انگاری که ملکه باشن و کلی ندیمه در اختیارشونه ..
پروین :  ما که این جا جز تو ملکه دیگه ای نمی بینم . ملکه جنده ها .
 اشرف و پروین دو تایی شون زده بودن زیر خنده ..
پر وین : راستشو بگو مهری چقدر تیغشون زدی که می خوای پنجاه تا بهمون بدی . مهری : نفری هفتاد تا ..
 اشرف : یعنی تو داری تقریبا اندازه ما پول می گیری ؟
اشرف : ولش کن دیگه همینه دیگه . تا بوده همین بوده . کجای این مملکت کارش درسته که وضع ما جنده هاش درست باشه .. الان بازم داره انقلاب میشه . امید وارم در این انقلاب دیگه همه چی یک شعار نباشه و به وضع ما زنای هرجایی بیشتر رسیدگی شه ..
 پروین : بهتره بگی اصلا چرا باید همچین زنایی وجود داشته باشن که به وضع اونا رسیدگی بشه . مهم اینه که شرایط اقتصادی و فر هنگی  جامعه به صورتی باشه که دیگه این خانوما  به سراغ این جور کارا نرن ..
 مهری : خب دیگه این قدر چک و چونه نزنین و دیگه کاری نکنین که همه فکر کنن که جنده های تازه کار و بی تجربه این .
 اشرف : اتفاقا مردا از جنده های تازه کار بیشتر خوششون میاد چون اون جوری می دونن که کمتر دست خورده ایم .
 کمی دور تر از اونا سه تا پسر در حال لخت شدن بودن .  و تا جایی که یه شورت پاشون باشه خودشونو بر هنه کرده بودند و اون سه تا می خواستن که با این دو تا دختر باشن .. مهری رفته بود و اشرف به پروین گفت
-ببینم مهری دلش واسه ما سوخت ؟ اون می تونست یه جنده دیگه رو هم قاطی ما کنه  پروین : فکر کنم مردا دوست داشتن این جوری حال کنن . پدر ما دو تا رو در بیارن اشرف : پدر ما دو تا که در اومده ...
 از بیرون صدای تظاهرات میومد . مردم بر علیه دیکتاتوری دینی انقلاب کرده بودند . هر چند صدای این انقلاب هنوز اون جور که باید و شاید شدید نشده بود . اشرف و پروین هم اون پیرهن خواب نازک و سوتین خودشونو در آورده و با یه شورت بودن .. پروین : فکر نمی کنی تنمون بوی عرق میده ..
 اشرف : بگیر بابا  چند تا پاف از این اسپری بزن . از سرشونم زیاده . اونا که نیومدن این جا شازده خانوم بکنن . همینی که هست . حالا گاه حوصله و وقت نمیشه که به خودمون برسیم . اگه به این پسرا رو بدی میگن اول برو یه دوش بگیر بعدا بیا .این جوری که من دید زدم پسرا خیلی خوش اندام بودن .. من نمی دونم چرا با این تیپ و هیکل دنبال جنده می گشتن . شاید از اونایی بودن که نمی دونستن چه طور میشه با یه دختر دوست شد .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی