ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 61

افشین دستاشو گذاشته بود پشت گردن زنش و خیلی آروم با موهای سرش بازی  می کرد .  می دونست که از این نوازش به وقت سکس خیلی خوشش میاد و لذت می بره .....فرزین نگاهش به کیر افشین و کس بنفشه بود که چه جوری اون کیر تونسته دور و بر کس دوست دخترشو چرب و چیلی کنه . بنفشه ای که تا حالا ناز می کرد  . یه فشاری به کیرش آورد که بنفشه از درد ناحیه کون لبای شوهرشو گاز گرفت .. افشین دلش سوخت واسه همین دستاشو  رسوند به کون زنش و آروم آروم با قسمتای گوشتی کپلش بازی می کرد .. لباشو به آرومی از لبای بنفشه جدا کرد و گفت افشین جون حتما تا حالا این کونو کردی و می دونی که بنفشه جون مثل زنای دیگه از کون دادن درد می کشه . یه خورده یواش تر .. اگه یه چیزی همراهته به این کیرت بمال که این خانوم خوشگله این قدر درد نکشه .
 بنفشه مونده بود که چی بگه . خیلی از حمایت شوهرش خوشش میومد . دو تا انگشت شستشو گذاشت رو انتهای کس و کشاله رونش و اونو به دو سمت بازش کرد تا از تماس کیر شوهرش به وقت ورود به کس و خروج از اون لذت بیشتری ببره .
 -آخخخخخخخخ افشین جون کسسسسم کسسسسسم .. هر مدلی که دوست داری کیرت رو بگردون .. بگردون توی کسسسسسم ..
فرزین یه پهلو کرده و با تعجب به صورت بنفشه نگاه می کرد تا ببینه چی به چیه . نه به این شوری شور و نه به اون بی نمکی .. واسه این که زبونشو ببنده از پهلو شروع کرد به بوسیدن بنفشه .. و زبونشو در آورد و به زن علامت داد که اونم این کارو بکنه .. بنفشه  سرشو بر گردوند و یه نگاهی به افشین انداخت . انگاری که می خواست نظر اونو بدونه . افشین التماسو در چهره زنش دید .. که انگاری ازش انتظار داره که بازم با هاش همراهی کنه .  از تمام بدن بنفشه آتیش می بارید . فکر نمی کرد که یک زن وقتی در آن واحد با دو تا مرد سکس می کنه بتونه تا این حد لذت ببره . افشین دستشو گذاشت رو یک طرف صورت زنش و اونو به سمت فرزین بر گردوند . سرشو هم تکون داد . که یعنی عشق من لذتتو ببر .  من که حرفی ندارم . بنفشه لباشو غنچه کرد و  بوسه ای برای شوهرش فرستاد که بازم ازدید فرزین پنهون نموند .  فرزین لباشو محکم و با حرص به لبای بنفشه چسبوند . زن از این حرکتش لذت می برد ولی این حس هم بهش دستد داده بود که فرزین حسودیش شده ازاین که اون توجه زیادی به افشین داشته .. افشن هم  یک دستشو دور کمر بنفشه حلقه کرده و با دست دیگه اش سینه های زنشومالش می داد . و نوکشو بین انگشتاش می گردوند . خودشو کمی بالاتر کشید و خیلی آروم زیر گوش بنفشه گفت که خودت رو بالاتر بکش . .. بنفشه متوجه  منظورش نشد ولی این کار رو انجام داد . به محض این که   بنفشه خودشو بالاتر کشید افشین حرکات سریع زمین به هوای خودشو شروع کرد .. طوری که زن با ناله های تو دهنی خودش لبای فرزینو به شدت گاز می گرفت .. که آخرش فرزین مجبور شد لباشو ول کنه ..  مرد به زنش امون نمی داد .  یه حس خود بر تر بینی و این که باید بهتر از مردای دیگه به زنش حال بده اونو وادار کرده بود که در حد آخرین توانش مایه بذاره .
بنفشه : اووووووخخخخخخ سوختم .. سوختم .. افشین جون سوختم ..
 سرشو خم کرده لباشو گرد می کرد تا به طرف کسش فوت کنه ..
 -نه نمیشه . این جوری نمیشه .. وااااااایییییی این جوری کسسسسسم خنک نمیشه .. فرزین تو فوتش کن .. تو کسمو فوتش کن ..
 فرزین :  بنفشه جون .. راستی راستیه که داری این قدر حال می کنی ؟ میگم کونت نسوخته ؟ منم دارم کونتو می کنما  ..
 بنفشه : می دونم عزیزم . می دونم . شاید واسه اینه که چون  با افشین جون تازه آشنا شدم و برای اولین باره که داره منو می کنه این قدر هیجان زده شده و دارم حال می کنم وگرنه علت دیگه ای نداره ...
 فرزین : میگم دیگه . وگرنه من دوست پسر تو هستم و به اندازه کافی در این چند  هفته هر وقت که شوهرت خونه نبود با هم حال کردیم ..
بنفشه : بس کن حالا . الان برای چند مین باره که این حرفو می زنی . شاید من دلم نخواد که جلوی یک غریبه اسرار ما رو فاش کنی ..
فرزین تعجب می کرد از طرز حرف زدن بنفشه .  به نظر اون زنی که با مجوز شوهرش اومده بود این جا و در حال حاضر با دو تا مرد داشت حال می کرد چه اسراری می تونست داشته باشه  ؟ حرکت کیر فرزین توی کون بنفشه کند شده بود . اون محو کیر کلفت و دراز افشین شده که با سرعتی باور نکردنی به انتهای کس بنفشه می رسید و بر می گشت .. بنفشه سرشو تکون داد .
 -هر وقت گفتم بکش بیرون .. لحظاتی بعد دستور بکش بیرون رسید .. افشین کیرشو کشید بیرون .. فرزین به خوبی شاهد بود که آب هوس بنفشه با چه سرعتی از کسش بیرون ریخته شد ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی