ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 16

بنفشه کمی حرکات افشینو عجیب احساس می کرد . یعنی ممکنه بو بر دار شده باشه که من خودمو تسلیم مرد دیگه ای کردم ؟ بهش خیانت کردم .. نه .. اگه سر سوزنی شک می کرد حتما رفتارش خیلی بد تر از اینا می بود . بنفشه ته دلش دوست داشت که بخوابه  تا صبح .. وقتی که فرزین اومد  کاملا تشنه و گرسنه در اختیار مردی غیر از شوهرش قرار بگیره . اون منتظر یه لذت غریب بود .. لذتی  هیجان انگیز که به زندگیش تنوع بده و اونو نسبت به کارای شوهرش افشین بی خیال کنه . مثل حالا که احساس آرامش می کرد .. مدام به اون چه که بین اون و فرزین روی داده بود فکر می کرد . به اون لحظات ابتدایی کار که با وجود این که دلش می خواست ولی شرم خاصی مانعش می شد .. این که تا حالا دست مرد بیگانه ای بهش نرسیده تابو شکنی نکرده بود . حالا احساس آرامش می کرد . .. اون خودشو کاملا بر هنه کرد و پشت به شوهرش قرار گرفت . افشین این حالتو خیلی دوست داشت . خود افشین هم کاملا بر هنه شده بود . خشم و حرص و حسادت تمام وجودشو گرفته بود .. از اون جایی که بنفشه پشت به شوهرش قرار گرفته نمی تونست چهره شو ببینه و متوجه عصبانیت اون شه .. زن  همه اینا رو به حساب خستگی شوهرش  گذاشت و این که احتمالا بازم به دنبال  تفریح با زنای دیگه بوده و کم آورده .. چشاشو گذاشت رو هم .. باشه می گیرم می خوابم . فوقشم اگه خواست یه کاری با هام انجام بده خودش می دونه و خودش .. اگرم بدنم از فرم خارج شد می تونم صبح یه دوشی بگیرم و خودمو برای فرزین آماده کنم که اون نفهمه که من با شوهرم بودم . شاید اگه متوجه شه که من و افشین با هم بودیم دیگه رغبت نکنه که پیشم بخوابه یا اون جوری که قبلا حال کرده بود با هام حال کنه .. راست میگن زنایی که دوست پسر دارن و پیشش می خوابن  شوهرشون دیگه  واسشون تازگی و هیجان نداره مگر این که خودشونو با فانتزی سکس با معشوق در اختیار شوهرشون بذارن .
 افشین به هیکل درشت و کون قمبل کرده زنش نگاه می کرد . بنفشه حالا یه پهلو بود ولی در فیلمی که از اون دیده بود اون در یه حالت دمر کرده  بود ..  یه نگاهی به کون بر جسته زنش انداخت و به اون شکاف وسطش .. مرتب این تصور رو می کرد که این کون داره باز میشه .. داره باز میشه ... فرزین کیرشو به سمت کون زنش نزدیک می کنه .. کیرو  می چسبونه به کون همسرش ... می ذاره سر کسش .. شایدم اونو بوسیده باشه .. فرزین بهش گفته بود که نوک زبونشو گذاشته رو کون زنش .. بعد کسشو لیسیده .. خوب خیسش کرده .. کاملا بنفشه رو شل شلش کرده بود .. طوری که وقتی از اون فاصله می گرفت بنفشه خودشو به فرزین می چسبونده تا زود تر اونو بکنه .. مونده بود که چیکار کنه .. فرزین تمام گزارش ها رو بهش داده بود . حتی بهش گفته بود که از بنفشه خواسته که خودشو در اختیار شوهرش نذاره .. این جوری بیشتر می تونن از هم لذت ببرن . بنفشه هم به اون قول مساعد داده بود .  حالا افشین با دنیایی از فانتزی های تلخ به  پشت هیکل بر هنه زنش نگاه می کرد .. بدنی که چند ساعت قبل زیر کیر مرد غریبه ای قرار داشت .. و دنیای تلخی که خودش واسه خودش رقم زده بود . افشین کف دست پهنشو گذاشته بود روی کون زنش و مرتب اونو به جهات مختلف می گردوند . خودشو گذاشته بود جای فرزین .. این که چه تصوری از اون کون می تونسته داشته باشه . احساسش نسبت به شوهری که در خونه نبوده چی بوده .. حتما دو تایی داشتن به ریش اون می خندیدن ... حالا دیگه بنفشه فقط متکی به اون نبود . کیرش کاملا شق شده بود ... احساس کیر دیگه ای در وجود زنش هوس اونو زیاد کرده بود .. با همه نفرتش شاید دوست داشت که در عرصه رقابت کم نیاره . پس زمانی که اون داشت مهناز رو پیش چشای شوهرش می کرد زنش داشت به مرد دیگه ای حال می داد . این به اون در .. ولی اون یکی رو شوهره رضایت داشت . پیش چشم شوهره داشت زنشو می کرد ...
بنفشه : عزیزم از چیزی ناراحتی ؟
 افشین : نه .. مگه چی شده ..
 بنفشه : هر وقت که به این جا می رسیدی با یه عطش خاصی می رفتی جلو .. حالا یا دلت می خواست یا نه خیلی سریع باهام سکس می کردی ولی انگار الان یه جوری شدی .. با یه حس مهربانانه .. یا این که داری وقت تلف می کنی ,  به چیزی فکر می کنی داری با هام ور میری ...
افشین : این چیزایی که میگی نیست . من دارم اندام تو رو نگاه می کنم ولذت می برم . بنفشه : فدات شم اگه خسته ای بخواب . تو که می دونی بنفشه دل نداره افشین خودشو بیمار ببینه .
 افشین  کف  دست چپشو گذاشت رو کس زنش .. قبلا با همون حرکت اولیه خیسی کس اونو احساس می کرد . قبل از این  که به کسش دست بماله اون چرب و خیس بود ولی حالا چند بار پشت هم چنگش گرفت تا  اون ناحیه کمی تر شد ... افشین کیرشو به کس بنفشه نزدیک کرد . زن چشاشو بست وباخودش  گفت عیبی نداره .. بذار منو بکنه و حال کنه و منم تا می تونم چند برابر اونی که دارم حال می کنم نشونش بدم  تا بتونم با خیال راحت با فرزین جونم باشم .. افشین در حالی که کیرشو از پشت داشت می کرد توی کس زنش بنفشه به این فکر فرو رفته بود که در یه همچین حالتی کیر فرزین کس زنشو شکافته و در  انتهای کس جا خوش کرده ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی