ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 20

سمیر حس کرد که با دم شیر بازی کرده ولی حالا اون شیر رو می دید که نه تنها غرشی نداشته بلکه منتظر حرکت بعدی اونه . گلوریا حالا دوست داشت که سمیر قبل از این که بره به قسمتهای پایین تر یه سری به سینه هاش بزنه . ولی پسر ششدانگ حواسش بود پیش باسن زن ... گلوریا نیمتنه بالای بدنشو حرکت داد . طوری که سینه هاش  حرکتی داشته باشه که توجه سمیرو به خودش جلب کنه .. پسر با این گونه حرکات زنانه آشنایی داشت . دیگه دونسته بود که نونش توی روغنه .. هم از این که تونسته این زنو زیر کیر خودش داشته باشه و هم این که به کار نون و آبدارش در این خونه ادامه بده ..  با هر دستش یکی از سینه های گلوریا رو گرفت  
-این جا رو هم باید ماساژ بدم خانوم ؟
گلوریا : مگه این جا جزو بدن نیست ؟
  سمیر : چرا .. ولی  اندام شما طوریه که ماساژ دادن و خون رسانی مناسب به همه نقاط بدن کلی وقت می گیره  .. -خب بگیره . کار و کاسبی ما چیه . همینه دیگه .. خسته میشی ؟
 سمیر : نه منظورم این بود که یه وقتی شما خسته نشی ..
گلوریا : نه شما غصه منو نخور منم که گفتم همه جوره هواتو دارم ..
 سمیر دوست داشت یه بادی بر این آتیش بزنه .. با هوس زن بازی کنه . بیشتر داغش کنه .. و به اصطلاح خومونی خودشو شیرین تر کنه ...
 سمیر : من یه عادت عجیبی دارم .  اگه یه خانومی رو در این حالت ببیننم به هیجان میام . یه افکار عجیبی به سرم میفته ..
گلوریا : مگه تو تا حالا چند بار از این ماساژا دادی ؟
 سمیر : من فقط فیلمشو دیدم ..
 گلوریا : یعنی تو فقط به دیدن فیلمها هیجان زده شدی ؟
سمیر :  دیگه باید یه فکری به حال ما جوونای مجرد هم کرد ..
 گلوریا : نگفتی به چی فکر می کنی ؟
سمیر : این فکر به سرم میفته که اونی که به این حالت قرار گرفته همسر منه ..
گلوریا : چه جالب ! این جوری حتما تا حالا باید یه حرمسرا درست کرده باشی . ببینم تو با این خانوما چیکار می کنی ..
سمیر : هیچی در عالم خیال اونا رو می خورم ..
 گلوریا : من نمی دونستم تو آدمخور هم هستی .
 از این حرفا نزن که من می ترسم .
 سمیر : من گفتم در خیال اونا رو می خورم .
 گلوریا : آخه من عالم خیال رو زیاد دوست ندارم یعنی اصلا دوست ندارم . دوست دارم هر وقت که به این جا رسیدم یکی بیاد و در واقعیت منو بخوره ..
سمیر : مگه تا  حالا خیلی ها جای من بودن ..
گلوریا :  مرد که نبودن .. همه شون زن بودن ..
 سمیر : پس شما از خورده شدن خوشت میاد .. نمی دونم چه جوری باید شروع کرد و چه جوری باید خورد ! گلوریا : من تا حالا ندیده و نشنیده بودم که یه آدمخوار وقتی که می خواد شکارشو بخوره ازش بپرسه  که چه جوری اونو بخوره ..
 زن و پسر هر دو شون از این بازی لذت می بردن .. وقتی سعید دستاشو از رو سینه های گلوریا بر داشت و به سمت ساپورت زن رفت زن این بار خودش دستاشو گذاشت رو سینه هاش ..
-آههههههههه سمیر ... منو بخور .. منو بخور ... هر چقدر دوست داری منو بخور ..  بخور ببین چه خوشمزه ام ...  سمیر ساپورت زنو که پایین می کشید منتظر بود که حالت شورت اونو ببینه ولی در کمال تعجب متوجه شد که شورتی پاش نیست . قالب کون اون,  اون قدر زیبا و بر جسته بود که پسر رو بی اختیار محو خودش کرد ...
 گلوریا : چی شده عزیزم . به چی فکر می کنی ..
سمیر : من کجا رو بخورم  .. خودم موندم  ..
گلوریا : اگه اشتهات خوبه همه جامو بخور ...
 و سمیر دوست داشت کون گلوریا رو گازش بزنه . با دندوناش طوری اون تیکه های گوشتی رو گازش بگیره که اثر اون بر جستگی ها روی کون بمونه . ولی زن در اون لحظات عاشق این بود که پسر سینه هاشوبخوره . سینه ها شو میک بزنه و با نوک اون بازی کنه . سمیر واسه این که هر دو طرفو داشته باشه یک بار دیگه دستاشو  رسوند به زیر سینه  ها ی اون زن .. گلوریا هم دستاشو پشت دست سینا قرار داد .
-اووووووفففففففف ... سمیر سمیر ... با این که گلوریا از اون کون گنده ها بود ولی  کسش به اندازه ای خیس کرده بود که این خیسی به قسمتهای وسط و میانی روی کونش هم رسیده پوست سفیدشو برق انداخته بود . سمیر دستاشو رو کون گلوریا یی که حالا کاملا بر هنه بود سوار کرده و دو تا برش گنده کونشو که هر کدوم به تنهایی وزن یه کون  طبیعی رو داشتند روبه دو طرف بازشون کرد . حس کرد که اگه  می خواد  از این لحظات و حاشیه ها لذت بیشتری ببره باید خودشو هم زود تر بر هنه کنه . سه سوته تمام لباساشو در آورد ... گلوریایی که می گفت من اهل واقعیتم حالا برای لحظاتی مجبور بود رویای کیر سعید رو در ذهن خودش داشته باشه . این که پسر بغلش زده و داره  با بدنش حال می کنه . سمیر سرشو روی کون زن قرار داد . از بس گنده بود که نمی تونست در اون حالت زبونشو به جایی برسونه ...
 گلوریا : این قدر خودت رو خسته نکن . الان درستش می کنم .
یه پهلو کرد و از همون پشت بین پاهاش فاصله انداخت . حالا سمیر به راحتی می تونست سوراخای پشت خانوم دکتر منصورو  لیسش بزنه . گلوریا هوس اینو داشت که زود تر کیر سمیرو ببینه . برای همین ازش خواست که بیاد به سمت جلو و  در یه حالتی شبیه به شصت و نه خوابیده سعید کیرشو فرو کرد توی دهن گلوریا و خودشم از همون قسمت پشت بدن گلوریا سرشو در جهت مخالف گذاشت روی کون گلوریا و انگشتاشو به داخل کس و کون زن حشری حرکت می داد .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی