ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نگاه عشق وهوس 35

با این حال سعید ترجیح داد که در همون شرایط جلوگیری  بمونه و تا اون جایی که می تونه کاری کنه که عشقش از سفتی کیرش لذت بیشتری ببره تا که  اون بخواد به خاطر خودش حتی یه خورده اونو از حالت اصلی خارج کنه ..  سعید یه دستشو دور کمر سارا حلقه زده اونو کمی بالاتر از تخت به سمت خودش کشونده بود . حالا کیرش لای پای اون  روی شکاف کس قرار داشت . بازم با نگاه خمار هم به استقبال بازی عشق و هوس رفتند . داغی کس سارا کیر سعیدو لحظه به لحظه داغ ترش می کرد . حس می کرد که دیگه توانی واسه جلو گیری نداره . فشار سختی بهش میومد .  بیش از اونی که این حالت  باعث درد و خرد شدن اعصابش بشه این فشارو بهش می آورد که مانع اوج لذتش در اون لحظات میشه . سعید هنوز هم نا باورانه به این موضوع نگاه می کرد .  یک پسر شرایط بدنیش با یک دختر در هنگام ارگاسم و ارضا شدن خیلی فرق می کنه . یک پسر حتی ممکنه در ظرف ده ثانیه در همون بتدای کار ارضا و انزال بشه .. مخصوصا اونایی که فعالیت سکسی کمی داشته یا اصلا نداشتند و هماغوشی و هم بستری با زن یا دختری واسشون یک رویا بوده .. فشاری که سعید به خودش می آورد و مانع پیشروی آب کیرش به سمت جلو می شد سبب می شد که آلتش پرشهایی شبیه به پرش های لحظه انزال داشته باشه . پرشها و جهشهایی که برای سارا نا آشنا نبود . اما سارا اثری از این نمی دید که سعید خودشو ارضا کرده باشه .. زن تا حدودی حس کرده بود که اون چرا این کارا رو می کنه ..
سارا : عشقم .. من واست غریبه ام ؟ که این قدر داری سخت می گیری ؟ از دستت دلخور میشما .. نکنه عشق من داره به یه غرور خاصی می رسه که نمی خواد هوس عاشقونه شو نشون بده .. راحت باش .. همون جوری که بالاخره زمانی رسید که راحت بگی دوستم داری .. و من و تو راحت در آغوش هم قرار بگیریم . نمیگم اون قدرا هم راحت بود . واسش سالها سختی کشیدیم . گفتن اون واسه بار اول هم سخت بود . ولی ببین حالا چقدر راحت بهت میگم دوستت دارم ؟ ببین چقدر راحت بهت میگم دنیا رو بدون تو پوچ می بینم ؟ راحت بهت میگم بدون تو نمی تونم زندگی کنم ..
 این بار سارا دستاشو دور کمر عشقش قرار داد و همین کارو هم سعید باهاش انجام داد ..
سارا : حالا مث یه پسر خوب که شده ..به عنوان  بهترین و مهربون ترین عاشق دنیا با سارای خودت راحت باش .. وقتی می بینم تو آرومی منم آروم میشم سعید . وقتی می بینم تو لذت می بری منم لذت می برم . راحت باش ..
سارا غرق هوس بود . دوست داشت کیر سعیدو به عنوان فاصله شکن آخر در بدنش در کسش احساس کنه . سعید با خود فکر می کرد این که سارا بهش گفته راحت باش یعنی اون می تونه جلو گیری نکنه ؟ سارا حس کرد که جسمش هم مثل روحش تشنه عشق و هوس سعیده .. یه حرکتی به بدنش داد و واسه لحظاتی احساس کرد که سر کیر سعیدو در حال رفتن به داخل کسش احساس می کنه .. این گرمای داغ و روون رو هم پسر به خوبی احساس می کرد . دوست داشت به سارای خودش لذت بده . تا اون جایی که می تونه جلو گیری کنه اول اونو به نقطه اوج لذت برسونه و بعد به فکر خودش باشه .. چه حرکت هوس انگیز و آرام بخشی بود . سعید وجود یه دنیا آب هوسو در بدنش حس می کرد که می خواد  در وجود سارا تخلیه اش کنه .. دهنش وامونده چشاش بسته شده بود . سارا هم نمی تونست چشاشو واکنه ولی دوست داشت در اون لحظات سعیدو ببینه که چه جوری داره از وجودش لذت می بره . می دونم تا حالا با زنی و دختری نبودی . می دونم که من تنها عشق و تنها نقطه هوس توام .. خودت رو خالی کن .. اگه زمزمه های عشق و هوس منو می شنوی نترس ... کیر سعبد  به حرکت رو به جلوی خودش ادامه داد .. حرکتی که حرارت هوسو به تمام بدن سعید و حتی سارا پخشش می کرد .. سعید بازم لباشو گاز می گرفت . واسش خیلی راحت تر بود که اگه همون اول آبشو بیرون بدن سارا خالی می کرد هرچند این جوری لذتش بیشتر بود . با این که دستاشون دور کمر هم حلقه شده بود ولی سارا طوری سرشو به عقب برده بود که می تونست چهره سعیدو ببینه .  سعید می دونست که بعد از انزال بازم می تونه به راحتی با سارا عشقبازی کنه ..و این بار سارا یه فشاری به قسمت بالای بدن سعید آورد اونو کاملا  به خودش چسبوند هر چند  سارا حس کرد که در آغوش سعید محو شده . و از اون طرف هم سعید  وقتی سارا رو با تمام وجودش در آغوش کشید در مقابل اندام خودش اونو کوچولو می دید .. البته یه کوچولوی نسبی ولی سارا واسش زیبا ترین بود .. خوش اندام ترین و خواستنی ترین ..
 سارا : با چه زبونی بهت بگم که دوستت دارم ..که اسیر تو و دستای تو و قلب تو و وجود توام . یه بار دیگه اگه خودت رو عقب کشیدی تنبیهت می کنم یعنی جریمه ات می کنم ..
 سر سارا رو شونه های سعید قرار داشت این بار پسر  دستشو گذاشت رو سر سارا  .. با یه حرکت رو به عقب سر سارا , سعیدلباشو  رو لباش قرار داد و با یه حرکت رو به جلوی بدنش دیگه هیچ فاصله ای رو بین بدنهاشون احساس نمی کرد ... بازم با چشایی بسته و احساسی داغ و وجودی سر شار از عشق و هوس غرق هم شده بودند . این بار سارا وقتی پرشهای آلت هوس سعیدو توی کسش حس می کرد دیگه از دستش دلخور نیود ..  هر پرش منی سعید در وجود سارا برای پسر دنیایی از آرامشو به همراه داشت حس می کرد که اعصابشو داره آروم می کنه .. و این اوج گیری بار ها و بار ها تکرار شد .. و سارا احساس می کرد که بدنش نیاز داشته . اون یک بار ار گاسم شده بود ولی با همه نیاز به شیره عشق و وجود سعید دوست داشت که تا دقایقی دیگه پسر با یک عشقبازی داغ اون جوری که اون می خواد سر حالش کنه .. در سکوت و التهاب عشق و هوس , سارا یک بار دیگه به این فکر می کرد که وقتی خودشو تسلیم سعید کرده  به هیچ چیز دیگه جز اون فکر نمی کنه با تمام حس لطیف عاشقونه اش خودشو در اختیار اون می ذاره . .. ولی این حسو وقتی که با  شوهرشه نداره .. نه این که سعید بهانه شده باشه .. اون وقت ها هم که سعیدی وجود نداشت بازم اون حس خوشبختی و لذت با تمام وجود و آرامش و تسلیم با تمام احساسو نداشت .. سعید حالا آروم شده بود .. اما دستاش همچنان دور کمر سارا قرار داشت .. صورت و پشت گردن زن و شونه هاشو غرق بوسه کرده بود .. موهاشو نوازش می کرد .. و سارا حس کرد که دوست داره که سعید باهاش عشقبازی کنه .. به همین سبک ولی این بار تا به اون جایی پیش بره که بازم اونو ار گاسمش کنه .. سعید : می دونم عجله کردم ..ولی جبران می کنم .. دوستت دارم سارا .. عاشقتم .. سارا منم دوستت دارم .. وقتی با توام حس می کنم که دیگه هیچی غیر من و تو در این دنیا نیست .. بقیه میشه مث یه فیلم . فقط من و توییم که هستیم . .و سارا از این که این قدر سعیدو آتشین و پر هوس می دید لذت می برد . از این که سبب شده که سعید  این قدر سریع با حرارت بدن سارا هوسشو خالی کنه اعتماد به نفس خاصی پیدا کرده بود .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی