ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 101

منصور باورش نمی شد که کیری که تازه انزال شده  خودشو سبک و خالی کرده باشه یه بار دیگه  سریع تا به اندازه ای که بتونه راحت و استوار بره توی کس ویدا شق کنه . هیجان زده شده بود . فکر می کرد بر ترین مرد سکسی دنیاست . باورش نمی شد .  ویدا با این که روش نشسته تلنبه زدنو شروع کرده بود ولی  منصور کمرشو نگه داشته و در حرکاتی از از پایین به بالا کمکش می کرد تا زود تر سر حال بیاد .. ویدا حس کرد که فقط داره لذت می بره و این که بخواد یک بار دیگه سر حال شه بعید به نظر می رسید . اما حس یک کیر جدید و تازگی اون به تمام بدنش سرایت کرده اونو به وجد آورده بود . حالا دیگه خیلی بهتر و بیشتر از گذشته می تونست ماندانا رو درک کرده با هاش همراهی کنه . اون طرف هم سیروس کون ماندانا رو بسته بود به رگبار و با کف دستش به کس اون امون نمی داد ...  ویدا چشاش خمار شده بود . حرکات دست و بدن منصور اونو بی حالش کرده بود . در همین لحظه حس کرد که یکی داره کونشو با یه کرمی چرب می کنه .. دو تا دستای منصورو که رو کمرش حس می کرد . متوجه شد که اون باید دست منصور باشه که هوس کون اونو کرده . حالا می رفت یک بار دیگه تجربه دو کیر در بدنو حس کنه . آخ که چقدر براش جالب و هیجان انگیز بود .. سیروس فرو کرد توی کونش .. بازم با این حس که دو تا کیر داره میره توی دو  تا سوراخ بدنش و میاد بیرون لذتش زیاد می شد ... در همین لحظه ماندانا رفت  و از یه گوشه ای یه موزی بر داشت و پس از این که اونو  با آب شست موزو به دهن ویدا نزدیک کرد ..
 ماندانا :  این جور که داری دهنتو باز می کنی می دونم که دوست داشتی یه کیر دیگه این جا بود و فرو می رفت توی دهنت . ولی چاره چیه حالا که نیست می تونی با این موز خودت رو مشغول کنی . بد چیزی هم نیست . بهت خوب حال میده . یه حالی که اصلا ندونی چیکار کنی .. جووووووووون .. وقتی با هوس  ساک بزنی لذت همون کیر رو بهت میده .. چون اون دو تایی که توی کس و کونت هستند این حس تو رو تکمیل می کنن .
 ویدا : حرفای شیرینی می زنی ..
 ماندانا : ولی نه به شیرینی کیر هایی که تو داری با هاش حال می کنی ..
 ویدا : فدای داداش جونم بشم که زن داداشی بهتر از تو نمی تونست واسم پیدا کنه .. ماندانا : منم فداش شم که این قدر هوامو داره . ولی تازگی ها ازش دلخورم . منو سپرده به تو که مراقبم باشی که  حجاب و پوششم مرتب باشه ...
ویدا : عیبی نداره به بزرگواری این آقایون و به بزرگی کیرشون ببخش .
ماندانا : من در زندگی مخصوصا در زندگی زناشویی گذشتم زیاده . بالاخره یکی از طرفین باید گذشت داشته باشه تا زندگیشون سر و شکل بگیره از هم نپاشه .
 سیروس و منصور دو تایی شون گیج شده بودن . هر کدومشون می خواست یه حرفی رو در این مورد بزنه حداقل می خواستن با خودشون در میون بذارن ولی بی خیالش شدن . نمی خواستن از مسئله اصلی دور بمونن . زن  به مرد غریبه کس وکون می داد اون وقت داشت از گذشت حرف می زد .. منصور حس کرد که کیرش بازم سنگین شده .. ویدا موزو گذاشته بود توی دهنش و اونو با هوس و میک زدن و حرکت آروم لباش فرو می کرد توی دهنش و خیلی آروم بیرون می کشید . لحظاتی  بعد موزو به کناری انداخت و با اشاره انگشت ماندانا رو به نزدیکش خوند . لباشونو رو لبای هم قرار دادند . صاحبان جفت کیر از این حرکت لز نمای اونا ذوق زده شده با سرعت و شور بیشتری به گاییدن ویدا ادامه دادن .. دستای سیروس رو کون ویدا بود و دستای منصور دور کمر ش حلقه شده وویدا هم در حال بوسیدن ماندانا دستاشو رو سینه هاش قرار داده بود . یه لحظه حس کرد که پسرا با هم آب کیرشونو توی بدنش خالی کردن . با این که  دوست داشت یک بار دیگه هم به ار گاسم برسه ولی  دیگه کمی سخت بود . پسرا دیگه از حال رفته بودند .  اگه می خواستن زنی رو به عنوان جنده بکنن هیچوقت نشده بود که قبل از تموم کن گفتن های جنده کارشونو تموم کنن ولی حالا دیگه فکر می کردن به اندازه کافی سر حال شدن . دقایقی بعد ویدا و ماندانا خودشونو مرتب کردن .. ماندانا : آقایون خیلی خوش گذشت . باید بریم که شوهرامون میگن چه خبر شده ..
 ویدا : راست میگه پسرا . وگرنه دوست داشتیم تا چند ساعت دیگه توی بغلتون بمونیم . خیلی دوست دارم یه روزی بیاد که جلو شوهرامون ما رو بکنین .. خیلی حال دادین .. بالاخره از هم خدا حافظی کردند ...
ماندانا : عجب پسرای با حالی بودن ..
 ویدا : آره . ولی فکر می کنی  برای ما حالی مونده باشه که با اون سه تا  بکنیم ؟ ماندانا : نمی دونم . ولی اگه خسته ای اونا رو تا پاسی از شب   همین داخل شهر نگه می داریم .
 ویدا : فدای تو و هنر مندیهای تو عشق من ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی