ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 128

می دونستم داره دیوونه میشه . داره آتیش می گیره . خوشم میومد .. هم از مردای قدرتی خوشم میومد و هم از این که خودم احساس قدرت کنم .. و یه مردی رو در اختیار خودم بگیرم . حالا من اون پسر رو در اختیار خودم داشتم . اون دیگه در برابر من نفس کش نبود .. ساپورت منو آروم آروم می داد پایین .
- اسلیو من . همین جور که داری میدیش پایین اون کونو لیسش بزن .. خوب مزه مزه کن ...
-ارباب شورت پاتون نیست ؟
-به کارت برس و به جزئیات کاری نداشته باش .
واقعا مخشو دیگه تیلیت کرده بودم . یه جوری به کونم فشار می آورد که دوست داشتم زود تر بره به قسمت اصلی بر نامه . ولی دیگه نمی دونستم اونو چه جوری جمعش کنم که بعدا زبونش در مورد من دراز تر نشه .  طوری کونمو میکش می زد که یه حسی بهم می گفت که ممکنه کبود شه ولی دیگه بی خیالش بودم . به درک . هر مردی که می خواد منو بکنه اگه متوجه کبودی خاصی بشه میگم دسته گل شوهرمه .. حتی اگه خود شوهرم  اینو ببینه . تازه این یک احتمال بود . به برادر شوهرم اجازه نمی دادم که از یه حد معینی  بیاد پایین تر . مثلا ساپورت رو که تا نیمه های کونم می کشید پایین بهش می گفتم دوباره بکشه بالا همین یه ضد حال زدن اساسی بود که خیلی حال می داد . یعنی به من حال می داد نه به اون . جوووون پرهامی که زبونش رو من دراز شده بود حالا داشت می سوخت و آتیش می گرفت . چقدر به من مزه می داد . چقدر کیف می داد . این بار بهش اجازه دادم که ساپورت منو تا قسمت زیر کونم پایین بکشه . یعنی قالب کون منو کاملا در دید خودش داشته باشه . 
-آتنا عجب کونی کردی !
 -یعنی از اون دفعه گنده تر شده ؟
 -نه خب ولی هر بار می بینمش انگار یه تازگی خاصی داره .
 -چشات قشنگ می بینه پر هام ...
ای وای  ما که داشتیم ارباب میسترس بازی می کردیم . پاک یادم رفته بود . اصلا از سیستم این کس خل بازی ها خوشم نمیومد . این کس شر بازی ها چیه .. کیر و کس  و کون که به هم می رسن سر همه شون  چه پایین باشه و چه بالا همه شون تسلیم همن .
-اسلیو پرهام! .. دو تا دستاتو می ذاری دو طرف کون من و زبونتو می کشی روی سوراخ کونم . تا اونجایی لیس می زنی که من بهت بگم بسه ..
-ارباب اجازه هست بپرسم  حرکت بعد از اون چیه ؟
 -برده من .. حالا تو این حرکت رو به درستی انجام بده نشون بده که تابع اوامر اربابت هستی تا برای حرکت بعدی تصمیم بگیرم . دیگه قرار نشد برده به ارباب خودش تحمیل کنه . ..
 دستای پرهام رفته بود روی کون من و دو تا قاچمو ار وسط بازش کرد و زبونشو هم گذاشت رو سوراخ کونم . هوس کیر کرده بودم . کیری که بره توی کون من . .. یه فشار بیاره به مقعدم .. سر کیر بره توی کون و یه حالت قفل کردگی پیدا کنه و بعد آروم آروم همراه با درد توی کونم مستقر شه . دردی که به تدریج  با ضربات کاری کیر کمتر و کمتر میشه .. این حسی بود که بار ها و بار ها تجربه اش کرده بودم . وقتی کیر جبار رو توی کونم جا داده بودم دیگه بقیه کیر ها واسه کون من پشه بودند . -بخور بخور .. همین جور بخور . بخور حال بده . به من مزه میده ... اسلیو من .. نوکر من .. تو هم حال می کنی ؟
پرهام کس خل هم رفته بود توی خط تئاتر و نمایش ..
 -بله ارباب .. مگر می شود ارباب به این مهربانی داشته باشم و حال نکنم .
سرشو فرو برده بود توی  کون من .. منم کونمو از پشت به سرش می مالوندم .. آخ که اسراف کردن این کون حرام بود . باید اونو وقف مردم شهر می کردم . به همه می رسیدم تا  اجر عظیمی ببرم .
-حالا بهت دستور میدم که ساپورت منو پایین بکشی و از قسمت بالای بدن هم منو کاملا بر هنه کنی . دیگه نباید  هیچی تنم باشه ...
 -ارباب در مورد من چه دستوری می فر مایید ...
-بازم زبونت دراز شد . هر وقت صلاح بدونم بهت میگم چیکار کنی  . بستگی داره که تا چه اندازه به من حال بدی سر حالم کنی که آتیش های زیر خاکسترم روشن شه و بخوام که بیشتر آتیش بگیرم ..
 پرهام عین برده های وحشی شروع کرد به لخت کردن من ... فقط منتظر دستور بود .. حتی می تونستم رو صورتش ادرار بپاشونم . ولی  در این شرایط از این کارا خوشم نمیومد . چون خودم باید با اون سر و صورتش حال می کردم ..
 -حالا به اسلیو خودم دستور میدم که سر تا پای منو همه جای بدنمو لیس بزنه . میک بزنه .. تا هر وقتی که من خواستم . وقتی که بهت گفتم دیگه ادامه ندی ادامه نمیدی . ولی حالا تا می تونی باید بخوری و بخوری و بخوری . به من حال بدی . مزه ام کنه . دیوونه اش کرده بودم .. مست مستم کرده بود . داشت خوابم می گرفت . اون عشق گاییدن کسمو داشت . شاید واسه این بود که اونو دژ تسخیر ناپذیری حسش می کرد ...  یه پهلو کرده بودم راه کس و کونم باز تر شه . از پشت زبونشو. کشید روی کسم .. خواستم بهش بگم کی گفته که کس منو بخوری که دیدم دستور این بوده که همه جای بدنمو لیسش بزن و میکش بزن .... یک ارباب باید بدونه که به اسلیو خودش چه دستوری میده .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی