ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

سلام بر ستاره قرن ایران زمین

امشب ستاره ای می آید..ستاره ای از شمال می آید ..ستاره ای که همچنان می درخشد ..ستاره ای که دشمنان را می سوزاند .. ستاره ای که مردان خیالی خدا را به خاک می کشاند (می نشاند )..امشب ستاره ای می آید ..ماه می رود خورشید نمی آید آخر امشب ستاره ای می آید . قلب ایران زمین می لرزد .. دماوند می لرزد..آلاشت می لرزد .. آسمان آلاشت ایران و ایران آلاشتی نورانی شده است . امشب ستاره ای از شمال می آید .. ستاره ای که کوردلان را بر جای می نشاند .. ایران را برای ایرانی می خواهد .. بزرگی را برای ایران می خواهد ... بگذار کوردلان هرچه می خواهند بگویند .. آنان  که از اونالیده اند به چه چیز خود بالیده اند؟! ..درود بر تو ببر مازندران ! .. پلنگ بیشه ایران  زمین .. که تیشه بر ریشه دشمنان این آب و خاک زدی آنان که در جستجوی چشمه ها قدر رود خانه ها را ندانستند تشنگانی هستند که در بیابان ستم به دنبال  قطره ای آب قطره ای محبت و قطره ای عدالت سرگردانند . امشب ستاره ای می آید .. ستاره ای از شمال می آید ... گویی که ستاره ای بر بالهای خیال می آید .امشب رضای دلهای ما می آید .. امشب دشمن دشمن ایران زمین می آید ..دشمن دشمنان دین می آید ...دشمن آن پیر کینه توز حزین می آید ..امشب همای دیگری بر جبین می آید .. و تو آمدی ..افسوس که زیاد نماندی ..هرکه بودی هرچه بودی ما ستاره شمال را همچنان می بینیم .. آن جا که رهروان راه سیاه شب ..ماه و خورشید و ستاره را برای خود می خواهند تو ستاره شمال از آن همه ملت بودی .. امشب ستاره ای می آید .. ستاره بخت ایران زمین می آید .. می آید تا بگوید که وقت دویدن ایران و ایرانیست . وقت آن است که از خواب گران بیدار شویم . باید که خفتگان زیر چادر ایران بانو از خواب گران بیدار شوند و خود را به دنیایی برسانند که روزگاری بر آن دنیا سروری می کرده اند .. تولدت مبارک ستاره پرفروغ ایران زمین .. دلاور خطه مازندران .. و من ستایشت می کنم حتی اگر به خاطر یک چیز باشد .. فقط و فقط یک چیز .. و آن این است که تو چون آن پیر بی احساس آدمکش .. ویرانی ایران را نمی خواستی  ..تولدت مبارک فرزند وطن .. به راستی که همان برای ستایش تو کافیست ..آری همان برای ستایش  تو کافیست پادشاه آباد گر .. همیشه در قلب مایی

با عرض تبریک و تهنیت به مناسبت زاد روز  منجی ایران زمین در قرن چهاردهم خورشیدی اعلیحضرت رضا شاه کبیر ....الان چند ساله که به مناسبت روز تولد این دلاور ایران زمین ..ببر مازندران سمبل ترقی و خد مات همه جانبه و گسترده به ایران و ایرانی مطلب می نویسم به خاطر تنوع امسال رو گفتم بهتراست   مصاحبه ای با آن حضرت ترتیب بدهم تا ما به غیر از تاریخ که بهترین گواه در غیاب اشخاص است  مستقیما از خود آن حضرت هم مطالبی داشته باشیم ....روح رضا شاه روبروی من قرار داشت به شکل بخاری لطیف .. داشتم فکر می کردم که این روح جزو همین طبیعت است  یا باید بگوییم ماوراء الطبیعه .. بازی با الفاظ برام مهم نبود احساس و درک حقیقت و واقعیت مهم بود ..
ایرانی : سلام ودرود بر اعلیحضرت شاهنشاه بزرگ ! از این که به ما افتخار داده اید تا ساعتی را پاسخگوی بنده باشید جای بسی تقدیر و تشکر دارد .. 
رضا شاه : با درود به ملت شریف و ستمدیده ایران و آرزوی سلامتی برای همه .. من در خد مت شما هستم 
ایرانی : خواهش می کنم اعلیحضرت . خد مت از ماست . زیاد وقتتان را نمی گیرم . فقط مواردی هست  که شبهاتی برای ملت ایران و ایراندوستان ایجاد گردیده که شما آن گونه که باید دلسوزانه  به کشورتان خد مت نکرده اید..
رضا شاه : من آماده ام 
ایرانی : سعی می کنم پرسشهای اساسی تری را مطرح کنم . می گویند شما به دولتهای غرب گاه انگلیس و گاه آلمان وابستگی داشته ..انگلیسیها درروی کار آمدن شما نقشی اساسی داشته اند. 
رضا شاه : برای آن که بتوانید عمق مسئله ای را درک نمایید باید به خوبی جوانب امور را بسنجید متوجه شرایط زمان بشوید ..ایران از نظر توسعه اقتصادی اجتماعی و فر هنگی و صنعت و..صد ها سال از اروپا عقب تر بود ..حکومتهای ملوک الطوایفی در کشور بیداد می کرد ..اشرار سر گردنه ها امان ملت را بریده بودند ... پادشاهان قاجار به دنبال خوشگذرانی و افزایش زنان و حرمسراهای خود بودند برای آنان مهم نبود که روز به روز از وسعت ایران زمین کم شود به نظر شما چه باید می کرد .. چگونه می شد ایران را از این بحران نجات داد ؟ انقلابی به شکل انقلاب 57 راه می انداختیم و مذهب بی مذهب را حاکم بر جان و مال ملت می نمودیم ؟ شرایط ملت آن زمان آن گونه بود که به آن رشد سیاسی و فرهنگی نرسیده بود که مانند غرب دمکراسی همه جانبه ای را پذیرا باشد .. هر چند اگر دقت کرده باشید دموکراسی در غرب هم معنا و مفهومی ندارد و به نوعی دیکتاتوری خاص است که حکومت می کند .....لحن کلام رضا شاه تغییر کرده بود .می شد نوعی پختگی را به خوبی در بیان و نحوه بیانش دید و حس کرد .. 
ایرانی : می گویند شما زمینهای بسیاری را غصب کرده اید .. به مردم زور گفته اید .. و خلاصه اقداماتی که لکه سیاهی بر خد مات روشن شما باقی گذاشته ..
رضا شاه : برای این که شخصی را بشناسید فقط نباید به یک کار او توجه کنید . باید هدف او را بسنجید .. من زمینهای چه کسانی را غصب کرده ام ؟ کدام بیچاره را بیچاره تر کرده ام ؟ ایجاد ایرانی متحد و یکپارچه و ترقی خواه هدف من از همان روز اول بوده است .از هر گوشه ای ساز مخالفی زده می شد .. با اشراری که ادعای رهبری داشتند جنگیدم و آنان را بر سر جای خود نشاندم . خوانین از کجا خان شدند ..من با این کارم جلوی سرکشی های احتمالی و خان و خان بازی ها را گرفتم ..
ایرانی : اما خودتان یک خان بزرگ شدید .. یک دیکتاتور .... البته اعلیحضرت جسارت نمی کنم . من به شخصه  شما را تایید نسبی می کنم اما می خواهم خوانند گان ما بدانند و در جریان باشند.
رضا شاه : حق با شماست ..شما در این جا به تاریخ بنگرید . به نظر شما ایجاد این یکپارچگی به نفع ملت و کشور نشد ؟ من چگونه می توانستم به ملت خد مت کنم اقدامات اصلاحی و سازنده انجام دهم اگر اشرار و خوانین مزاحمم می شدند. 
ایرانی : می توانستید با آنان پیمان ببندید 
رضا شاه : نمی شد به همه آنان اعتماد کرد .. خیلی ها ادعای خدایی داشتند . بهترین کار این بود که اقدامی مشابه برای همه انجام شود.  
ایرانی : می گویند شما دین ستیز بوده اید. 
رضا شاه : چون با آخوند جماعتی در افتادم که امروز چهره و درون پلید خود را نشان داده اند ؟ آخوند هایی که در برابر ظلم و ستم و زن بارگی و نادانی قاجاریان فقط روضه می خوانده اند . یادشان رفته که برای روضه خوانی و صنار سه شاهی پول روضه خوانی با اسب و قاطر از دهی به دهی می رفته اند ؟ اگر حکومت پهلوی نبود به جای سوار بنزو ماشین های آخرین مدل شدن همچنان باید سوار اسب و قاطر می شدند تا از محله ای به محله دیگر بروند . 
ایرانی : این جا را هم منطقی آمده اید .. اما در مورد کشف حجاب چه می گویید . به نظر شما به زور روسری را از سر زنان و دختران کشیدن و موهای سرشان را مشخص کردن کار درستی بوده ؟ در حالی که آنان با همین اعتقاد دینی خود بزرگ شده بودند .
رضا شاه : شما به نکته مهمی اشاره کرده اید . یک پادشاه برای این که کار های خود را پیش ببرد علاوه بر قدرت .. محبوبیت هم می خواهد . به نظر شما به عقل بنده نرسید که این کار ممکن است خشم عمومی را در پی داشته باشد ؟ شما یک بعدی به قضیه ننگرید . زنان قشر عظیمی از جامعه ما را تشکیل می دادند .. امروز شاهدیم که زنان با روسری و حفظ حجاب بر سر کار می روند اما آن روز توجیه این مطلب و به جا انداختن آن به این شیوه سالها طول می کشید . مردان ما زنان و دختران و خواهران و مادران خود را در خانه ها حبس کرده بودند .. به نوعی باید این شوک وارد می آمد . شاید بگویید ..بیشتر زنان و دختران اجازه تحصیل نداشتند . زن باید خود را باور می کرد . این طلسم برایش شکسته می شد . شکستن بعضی تابو ها تنها به معنای عصیان است . من نخواستم بی حجابی و بی بند و باری را رونق بدهم . خواستم بگویم می توان شوک هایی را وارد آورد می توان از مرزها گذشت .. می توان شیشه عمر تعصبات خشک مانع ترقی را بر زمین زد و شکست 
ایرانی : تا حدودی متوجه شدم ولی می دانم اعلیحضرت بازهم می توانستند شرح مبسوط تری داده و بیشتر مسئله را آشکار سازند.
رضاشاه : تاریخ پاسخ بعضی از این پرسش ها را به خوبی داده است.
ایرانی : می گویند بسیاری از خدمات شما به خاطر خود نمایی بوده و در مواردی هم ناشی از انگیزه استعمار گران و دولتهای قدرت طلب اروپایی برای پیشبرد مقاصد خود مثلا کمکی که آلمان برای راه اندازی راه آهن در ایران و خطه شمال نمود به خاطر این بود که تسلیحات نظامی و سربازان خود را به راحتی از راه ایران به روسیه بفرستد.
رضا شاه : من نمی دانم چرا عده ای هنوز چشمان خود را به روی واقعیات بسته اند . بیایید اصلا کاری به این نداشته باشیم که انگیزه چه بوده است .. اصلا در بعضی موارد انگیزه اهمیتی ندارد . شما نتیجه عمل را ببینید .. راه آهن چه پیشرفتی در اقتصاد و حمل و نقل سوخت و بار و مسافر داشت !  من هزینه ساخت آن را چگونه تامین کردم ؟! از مالیات جزیی بر قند و شکر .. آن موقع هنوز در آمد نفت ملی نشده بود .. با مشکلات اقتصادی بسیاری روبرو بودیم . خدا را شاکرم که احدی نگفته که رضا شاه دزد بوده .. حتی همین دزدان فعلی که اداره امور کشور را در دست گرفته اند حتی نمی توانند مدرکی را برای دزدی این جانب جعل کنند . آنان طرفدار نظام ارباب و رعیتی بوده و هستند .. پدران آن ها هم چنین بوده اند . نمی توانستند ببینند که من با حکومت ملوک الطوایفی و خان و خان بازی می جنگم ..
ایرانی : عصبانی نشوید اعلیحضرت من همیشه از شما دفاع کرده ام . بی عیب و منزه خداست . خمینی هم وعده هایی داد که به آن عمل نکرد . اما شما وعده نداده به ملت خود خد مت کرده اید .. نام شما به عنوان منجی ایران زمین در بحرانی ترین دوران تاریخی در یاد و خاطره ها خواهد ماند
رضا شاه : لازم به توضیح است که در خصوص فرزند خود محمد رضا شاه  هم مطالبی را قید کنم .. شرایط اجتماعی و سیاسی دوران او رشد فرهنگی اجتماعی را برای ملت به دنبال داشته و بنابراین تا حدودی باید ملایمت نشان می داد .. اما با افزایش جمعیت و زیاده از حد شدن چاپلوسان کار فرزندم دشوار شد و ایراد پسرم این بود که تا حدودی به مگسان دور شیرینی فرجه داد وگرنه در زمان او سازندگی های بسیار زیادی صورت گرفته.
ایرانی : می گویند رژیم بعد از انقلاب کار های سازنده بسیاری انجام داده .... خد مات روستایی و شهری ..راهسازی ها و جاده سازی های زیادی صورت گرفته ...آیا محکوم کردن رژیم در این زمینه ها بی انصافی نمی باشد ؟ 
رضا شاه : مثالی هست که می گویند نیمه پر لیوان را ببینید .. کاملا درست است . ولی مواردی هم هست که باید نیمه خالی لیوان را دید . زمانی که نیمه خالی لیوان بسیار بیشتر است . در آمد های زمان من و محمد رضا شاه  را با در آمد های نظام اشغالگر جمهوری ضد بشری و ضد اسلامی مقایسه می کنید ؟ با این در آمدی که این ها داشته اند کاری نکرده اند .... دهها برابر این باید سازندگی انجام می شد ... بیکاری باید به صفر می رسید . اصلا ما باید از کشور های دیگر کار گر وارد می کردیم . من خودم شاهد بودم که در راهسازیها و ساختن بسیاری از ساختمانها و اماکنی که مسئولیتش را دولت مثلا اسلامی بر عهده داشت چند برابر خرید و مصرفی فاکتور خرید می آوردند . این پولهای اضافی که از کیسه دولت و در واقع از سهم ملت برداشته می شود به جیب چه کسانی می رود .. همین دولتی های دزد .. همین مافیای اقتصادی .. هزار پاکت سیمان مصرف می کنند می نویسند سه هزار پاکت ... دزدی می کنند آن وقت آسفالت ها ما خیلی زود ترگ بر می دارد . تا همین چند سال پیش و حتی همین حالا در بسیاری از نقاط کشور جاده های ساخته شده قبل از انقلاب وجود داشته یا دارد . نمی گویم زمان ما دزدی نبود و یا زمان محمد رضاشاه ... . ولی خیلی کمتر از زمان فعلی بود ... فرق بین رژیم قبل و بعد از انقلاب در این است که جای نیمه پر و خالی لیوان عوض شده است . اگر در گذشته نسبت پر به خالی نود به ده بوده , حالا ده به نود شده است. 
ایرانی : اعیحضرت ! سپاسگزارم از فرصتی که در اختیار بنده گذاشته اید .. 
رضا شاه : خواهش می کنم .. در دنیای ما تا دلتان بخواهد فرصت هست اما هیهات که فرصت جبران اشتباهات امور دنیوی وجود ندارد.
ایرانی : اعلیحضرت .. اگر همین حالا ایران را به هشتاد سال پیش بر گردانند مهم ترین کاری که انجام خواهید داد چیست.
رضا شاه : می گویند به آخوند ها رو نداده ام . کاملا درست می گویند . اما باید بال و پرشان را آن چنان قیچی می کردم که آن زبان دراز جنایتکار نیاید و نگوید که آن پدر و پسر بر سر ملت بلا ها آورده اند .. الان به خوبی لعن و نفرین باز ماندگان انقلاب شوم 57 به دنبال آن پیر جنایتکار است . سعی می کردم ملت سریع تر به رشد و آگاهی برسد و باور کند که نمی توان سوغات حکومت صفویان را باور کرد . آخوند ها در اصل زاییده صفویان هستند .. با استفاده از احساسات مردم ساده دل و یک روضه خوانی را به یک شکل و ده مدل داستان بیان کردن انگشت روی احساسات آنان می گذارند  و کار خود را پیش می برند .. من هم اگر عمامه سیاهی بر سر می گذاشتم و می گفتم که سید هستم چه کسی می توانست بگوید که تو سید نیستی . اصلا این بازیها را چه کسی در آورده است . متاسفانه انگشت شماری نادان سبب شکست اکثریت روشنفکر شده اند . اما روشنفکر بی عمل محکوم به شکست است. 
ایرانی : در پایان  اگر پیامی برای ملت خود دارید بیان بفر مایید 
رضا شاه : به اندازه هفتاد سال دوری از دنیا و هفتاد و خوردی سال  دوری از ملت و جکومت سخن دارم . به من توهین ها شده افرادی نامسلمان و شیطان صفت چون خلخالی و خمینی  و بسیاری دیگر خد مات این خد متگزار به وطن را با  در نظر گرفتن عنوان رضا خان و این پدر و پسر کشتند و خوردند و بردند لوث کرده اند ...تاریخ به خوبی  شاهد جنایت ها و چپاولگری های آنان بوده است و در خوش بینانه ترین حالت باید بگوییم که آنان بی عرضه ترین و بی لیاقت و بی کفایت ترین سردمداران تاریخ بوده اند حتی بی عرضه تر از قاجاریان .حتی یک درصد از جنایات این قوم جنایتکار آشکار نگردیده اما روح من به خوبی شاهد این فجایع بوده است که رفته رفته رسوا تر خواهند شد . می گویند راه نجات .. دیکتاتوری به سبک رضا شاه است .. شاید در زمانی که من حکومت می کردم اعمال قدرت .. راه گرداندن امور مملکت بود اما زورگویی به معنای عام هر گز معنایی نداشته .. به نظر شما امروز زورگویی وجود ندارد که حکومت زور و سر نیزه باید بر سر این ملت باشد ؟ متاسفانه یا خوشبختانه زمانه تغییراتی کرده که باید همگام با آن تغییرات پیش رفت . عیب بزرگ ملت این است که  خیلی زود پیروزی می خواهند .. صورت قضیه را می نگرند و به نتیجه آن کاری ندارند . این مردم نبودند که در سال 57 پیروز شدند هر چند ظاهر قضیه این طور نشان می داد .. اکثریت مردم انقلاب را رها کردند ... انقلاب برای آنان حکم شرکت در یک تالار عروسی و جشن و بزن بکوب را داشت که وقتی به نیمه های شب رسید بسیاری احساس خستگی کردند و تالار را رها کردند.. و عده ای ماندند و به غارتگری مانده ها و به دست آمده ها پرداختند .. اما ملت ایران باید به ایرانی بودن خود بنازد .. باید همت کند .. دشمنان ما فقط طایفه آخوند نیستند . امروز کراواتی ها و جوجه فوکلی های پشت پرده خیلی خطرناک تر از آخوند ها هستند . آخوند امروز مترسک سر خرمن و مزرعه ایست که ارباب غاصب او را وسیله ای برای حکومت خود قرار داده .اما پرندگان گرسنه باید همت کنند و بدانند که مترسک ها مترسکی بیش نیستند.  این مزرعه .. گندمزار.. شالیزار حق آنان است . گرسنگی باید ریشه کن شود .. ملت باید در صحنه باشد . چون اینهایی که من  شناخته ام  با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی پوست می اندازند و پالان عوض می کنند .. بزرگترین طرفداران شاه یک شبه می شوند مخالف او و بزرگترین دشمنان خمینی با یک حرکت در 22 بهمن 57 می شوند دست بوس و کاسه لیس او ... بیداری ملت و خدمت روشنفکران شرط اساسی موفقیت ملت است . انگلیس و امریکا و چین و روسیه ..بزرگترین دشمنان ما هستند .. هر حکومتی بیاید این دولتها به نوعی خود را نشان می دهند و در امور ما مداخله می کنند . بهترین راه مبارزه با آنان این است که ملت اول با خود مبارزه کند .. و بعد دشمن خود را بشناسد ..  شعور بیشتر از شعار می ارزد .. متاسفانه حدود چهل سال است که حکومت در دست شعار بی شعور است .. درست است که اکثریت ملت بیدار شده اند اما گویی که با چشمانی بسته راه می روند .. برای دولت دزد و جنایتکار و بیگانه پرستی که با ابر قدرتهای جهان مصالحه کرده به آنان باج می دهد این گونه بیداری بدون عمل اهمیتی ندارد .. ایران از آن همه ملت است . نه چند درصد قشر جیره خوار و غارتگر ... متاسفانه ملت هنوز به خود باوری نرسیده .. خیلی ها  مردم ایران را از این می ترسانند که اگر حکومتی غیر از حکومت دیکتاتوری امپریالیسم دینی بر سر کار آید کشور دچار هرج و مرج خواهد شد .. ایران تجزیه خواهد شد ..باید گفت ملتی که دهها سال است بد ترین شکنجه های ناشی از وجود حکومت زر و زور و تزویر را تحمل نموده اند هرگز اجازه نخواهند داد که وجبی از خاک ایران زمین به اشغال بیگانه در آید .. ملت ایران ! خود را باور کنید .. فریاد اتحاد شما و اتحاد فریاد شما دشمن خودی و بیگانه را از این مرز و بوم خواهد راند ... خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که ان قوم خود سرنوشت خود را تغییر دهند .. در این آیه اشاره به اراده و همت والای انسانها شده .. باید خواست تا خداوند صدای خواست و نیازمان را بشنود ... تا فردا هم می توانم در این مورد حرف بزنم ولی برای ملت شریف آرزوی  بهترین ها را داشته ..امید وارم در حکومتی که زمام آن را خود در دست خواهند گرفت از سر مایه های ملی به بهترین وجهی در جهت سازندگی کشور و در نتیجه رفاه خود استفاده نمایند ... 
ایرانی : سپاسگزارم اعلیحضرت  .. مصاحبت با شما برایم بسیار شیرین و لذت بخش است . خلاف آن چه می گویند شما بسیار مهربان و دوست داشتنی هستید .. این را ذره ذره خاک مقدس ایران زمین می گوید .. بار ها و بار ها به زاد گاه و محل تولد شما رفته ام وجودم می لرزد وقتی سر زمین مقدس آلاشت را می بینم . همچنان بوی شما را می دهد . آن جا نگین انگشتری  ایران مقدس ماست . بوی بکر طبیعت بکر , بیش از نود درصد ساخت قدیمی و حال و هوای آن روز گاران , گویی که مرا به روز گار شما می برد ..یک باردیگرتولد پر برکت شما را به محضرآن  عالی جناب عالی مقام  و ایران پرستان عزیز تبریک و تهنیت عرض نموده ..امید وارم به زودی زود شاهد ریشه کن شدن عوامل ظلم و ستم از از این مرز و بوم بوده که همزمان با آن اسباب ترقی و اعتلای کشور در زمینه های مختلف فراهم آید .  یادتان گرامی , روانتان شاد , تولدتان مبارک باد .. دوست و برادر شما ..خدمتگزار کوچک میهن : ایرانی