ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز استاد و دانشجو , عروس و مادر شوهر 25

کارینا  به خوبی هوس  , ورم و نرمی کس مادر شوهرشو حس می کرد .. کیمیا چشاشو بسته بود و بازم به این فکر می کرد که ممکنه احساس خوشبختی کردن تا این حد گناه باشه .. نهههههههه نههههههههه  نمی تونم شاد نباشم . نمی تونم لذت نبرم .. اووووووههههه کسسسسسم . حس کرد که این شیرین ترین سکس زندگیشه .. شیرین تر از تمام سکسهایی که با شوهرش داشته ... شیرین تر از اولین لزش ... کارینا لباشو از رو لب کیمیا بر داشت ..
-اووووووخخخخخخخ ماااااااماااااان چقدر داغ کردی تو . من حس تو رو درک می کنم .
کیمیا : می تونی حس کنی که من چقدر عاشقم .. چقدر لذت می برم ؟
 کارینا : عاشق کی هستی ؟ کی رو دوست داری ؟
 -تو رو عروس و دختر خوشگلمو ...
-منم عاشقتم مامان . دوستت دارم .
 کارینا دو تا دستای کیمیا رو بالا داد تا بتونه زبونشو بکشه روی زیر بغلش ...
کیمیا : اوووووخخخخخخ عزیزم .. خوشم میاد .. هر کاری که تو می کنی خوشم میاد ....
کیمیا نمی دونست رو کدوم حرکت کارینا تمرکز داشته باشه . ولی می دونست حرکت انگشتای عروسش توی کس داره کارشو می کنه ... کارینا چند تا انگشتشو روی کس مادر شوهرش می کشید و بعد در یه لحظه که می دید جیغش رفته آسمون انگشتاشو فرو می کرد توی کس و با سرعت زیادی اونو به طرف داخل کس می فرستاد و بیرون می کشید . کیمیا حس کرد که  از مغز سرش ,  از قلبش داره هوس می ریزه ...
 -اووووووهههههه کارینا .. من چرا این جوری شدم . من چرا این جوری شدم ...
 -چیه مامان ولت کنم . اگه باعث اذیتت میشه ولت کنم ..
 -نه عشق من . اگه ولم کنی اون جوری بیشتر اذیت میشم .. فدات شم .. اووووووووخخخخخخ دوستت دارم . دوستت دارم ... نههههههه نهههههههه اوووووووههههههه ... دوستت دارم . دوستت دارم .. بکن .. بکن ... سنگین شدم . کمرم سنگین شده .. یه چیزی باید بریزه . باید خالی شه . باید سبکم کنه ... اووووووخخخخخخ جووووووون کسسسسسم کسسسسسسم .. بکن بکن ..
 -بگو مامان من چیکار کنم ...
 -تو حالا داری خیلی بیشتر از اون چه که من می خوام و می دونم می کنی .. تو خیلی خوبی . خیلی واردی .. فقط تو .. فقط کارینای خوشگلم ... دختر نازم عروس خوب من .. اووووووخخخخخخ دوستت دارم .. عشق منی ... کارینا لذت می برد ... حس کرد همه اون چه رو که از دست رفته می دیده به دست آورده .. فقط چون تونسته بود خودشو با خواسته مادر شوهرش هماهنگ کنه ..  تطابقی که تحمیلی نبوده بلکه به اونم لذت داده . احساس کرد که باید همین جور ادامه بده .. می دونست لذت زنو در این حالت ... کامبیز هم چند بار به همین سبک و با انگشتای دستش اونو ار گاسمش کرده بود . حالا کارینا خودشو رو کیمیا خم کرده و تقریبا به یه حالت نشسته در آورد تا بتونه اونو راحت تر ارضاش کنه و هم قسمتای دیگه بدنشو به خوبی در اختیار داشته باشه . نوک تیز سینه های کیمیا توجهشو جلب کرده بود .. هوس  کرد اونا رو میکشون بزنه ... با این که در حالتی که انگشتاشو کرده بود توی کس و اگه می خواست سینه هاشوبخوره گردنش درد می گرفت ولی این کارو انجام داد تا بیشتر راضیش کنه  و اونو به ار گاسم نزدیکش کنه .
کیمیا : آخخخخخخخخخ کسسسسسم سینه هام .. عزیزم .. عزیزم ... هر لحظه یه حس خوبی بهم میدی .. یه حس تازه ..
-مامان خوشحالم . خوشحالم که تو خوشحالی .
 -فدات شم . که دوست داری منو راضی و خوشحال ببینی ... منو ببخش .. عزیزم .. دیگه نمی تونم چیزی بگم حرفی بزنم .دوست دارم   غرق در لذت هام باشم ... عزیزم فدات شم همین جور ادامه بده . ولم نکن ....
کارینا می دونست که اون داره چی میگه . چون بار ها پیش اومده بود که به وقت سکس با شوهرش و یا همین دقایقی پیش به وقت لز دوست داشت  در دنیای احساس و هوس خودش باشه و فقط به همون فکر کنه تا ار گاسم شه و کاملا آگاه بود که اون داره چی میگه . لحظه به لحظه کیمیا صدای هوسشو بیشتر می کرد و لباشو غنچه تر ... کارینا طوری که باعث درد کس مادر شوهرش نشه انگشتاشو به ته کس می فرستاد و سرعت اونو زیاد ترش کرده بود ..مردمک کیمیا همراه با سر و صورتش یه گردش خاصی داشت .. اون فقط یه تلنگر کوچیک می خواست  ... و برای یه لحظه حس کرد  یه چیزی مثل یه کیسه آب  زیر شکمش ترکیده و آبی ازش خارج شده ... کارینا به خوبی حسش می کرد.. دستش خیس شده بود . لذت می برد از این که  کیمیا رو ار گاسمش کرده ول کنش نبود .. تا به اون حدی ادامه داد که حس کرد که کیمیا رو به نهایت ار گاسم رسونده .. کیمیا لباشو گاز می گرفت دندوناشو به هم می فشرد تا یه جای کار ساکت شد . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی