ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مردان مجرد , زنان متاهل 19

وقتی گلوریا با کمی خجالت خودشو قانع کرد که از سمیر بخواد که اونو ماساژش بده پسر حس کرد که داره به خواسته اش می رسه ..
-سمیر جان باید منو ببخشی . قرار بود امروز برم ماساژ واسم زنگ زدن که بر نامه بهم خورد یه کوفتگی خاصی دارم . می دونم این در بر نامه های ما نیست اما من بعدا جبران می کنم .
سمیر تو دلش گفت نگران نباش طوری می مالونمت که همون موقع جبران کنی .. دل تو دل پسر نبود . گلوریا روی تخت ماساژ دراز کشید .. بلوز رویی رو در آورد  یه ساپورتی هم به رنگ بدن پاش کرد . خیلی کیپ و  دارای حالتی که می دونست می تونه هر مردی رو تحریک کنه و رویای هماغوشی با اونو درش به وجود بیاره .. سمیر حس کرد که خیلی سخته بخواد این هیکل و این بدن زیبا و وسوسه انگیزو بمالونه ولی  از همون اول تحریک شده بود . ساپورت و کون درشت گلوریا بیشتر تحریکش کرده بود . انگار که پاهاش یه حالت بر هنه رو داشته باشه . آخه ساپورت به رنگ بدن بود . ظاهرا سمیر باید گلوریا رو ماساژ لختش می داد ... دستاشو گذاشت رو شونه های زن .. خیلی آروم کارشو شروع کرد . اون به خوبی با حس و حال زنا آشنایی داشت و می دونست که با اونا چه بر خوردی داشته باشه .. اون با خیلی ها بود .. اما این که   یکی رو برای بار اول ماساژ بده و خیال کردنشو داشته باشه برای بار اولش بود .. گلوریا دستای سمیر رو رو شونه هاش حس می کرد ... از همون اول بدنش داغ و پر التهاب شده بود . سمیر آروم آروم خودشو رسوند پایین تر .. پایین و پایین تر .. به قسمت گودی کمر که رسید .. کف دستشو گذاشت رو اون و در یه حرکت دورانی فعالیت کرد  اون ناحیه رو حسابی مالش داد و کاری کرد که گلوریا آه بکشه ... هر چند  ناله بلندی نبود ولی به دل سمیر نشست . به خوبی متوجه احساس هوس آ لودانه زن شده بود ...  به صورت و چشای  بسته اون نگاه کرد . می دونست که منتظر حرکت بعدی اونه .وقتی به قسمت سوتین رسیده بود پشت سوتینو داد بالا و اون زیرومالشش داد . گلوریا دوست داشت بگه که اونو درش بیاره  . خود سمیر هم دلش می خواست که این کارو بکنه ولی تا دو تایی شون یه تصمیمی بگیرن خود سمیر رفته بود به قسمتای پایین تر . دستش رسیده بود به انتهای کمر زن ..  به قسمت بالای ساپورت . کاش می تونست زیر اونو ببینه . لمسش کنه اونو ببوسه . گازش بگیره . گلوریا شورتی پاش نکرده بود . هنوز سمیر به این موضوع دقتی نکرده بود و این به خاطر این بود که زن با این استیل هوش و حواس پسرو برده بود .  مخصوصا با عطرای ملایمی  که استفاده کرده بود و سمیر رو به فضایی کاملا سکسی می کشوند . گلوریا حرکات دست سمیر رو به خوبی وسوسه انگیز حسش می کرد . سمیر چاره ای نداشت جز این که به همین سبک ادامه بده .. ولی این اجازه رو به خودش داد که با باسن گلوریا کار کنه . دستاشو رو اون قسمت قرار بده . پنجه هاشو رو باسن گلوریا گذاشته بود .. انگار انگشتاش توی کون زن فرو می رفت .. گلوریا حس کرد کسش داغ شده .  نمی تونه صبر کنه ... داشت با خودش فکر می کرد که شاید اگه شورتی پاش می کرد خیلی بهتر بود . گلوریا زبونشو در آورده بود و اونو بین لباش می مالوند . حس کرد که نمی تونه آروم و قرار بگیره .. و سمیر برای یه لحظه پنجه هاشو گذاشت لای پای زن و چنگش گرفت .. درشتی باسن و تپلی اون قسمت سبب شده بود که نتونه به خوبی کس گلوریا رو از پشت ساپورت لمس کنه . یه لحظه  سرعت تپش قلب گلوریا به طرز عجیبی بالا رفته بود . دوست داشت این تابوی بین اون و سمیر زود تر شکسته شه و اونم پیش دوستاش یه چیزی واسه گفتن داشته باشه .  سمیر یه لحظه از کار خودش تعجب کرد . واسه این که مبادا یه حرفی بشنوه رفت پایین تر . ولی از ستون پا خیلی سریع تر گذشت . .. حرکتشو از نو و از بالا شروع کرد .. این بار یه لحظه متوجه شد که گلوریا چشاش بازه و مردمکش در حال گشتن در حدقه چشاشه .. دیگه بهترین وقتی بود که سوتین اونو درش بیاره و از فرصت بهترین استفاده رو بکنه . این کارو به آرومی انجام داد .. گلوریا خمار و سست شده بود . اون به خوبی حس می کرد دستای سمیرو که داره چیکار می کنه .. سوتینش باز شده بود .. پسرآروم سوتینو از زیر کشید و حالا سینه های گلوریا رو تخت ماساژ قرار داشت . گلوریا بیشتر از این خجالت می کشید که سینه هاش مثل بیست سال پیش تر و تازه وشفاف نیست .. ولی درشتی و آبداری تحریک آمیزی داشت .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی