ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یک سر و هزار سودا 62

منم به شدت اونو می کردم . ولش نمی کردم . کیرمو به همون سرعت می کردم توی کسش ..
 -جووووووووون .... جووووووووون شهروز .. من فدات شم ... بکن .. بکن ... هر وقت گفتم خوبه .. خوبه ... جووووووووون ... کسسسسسسم .. آتیش گرفتم ..
دستامو با لذت و هوس روی شکمش حرکت می دادم  .. از حس سفتی اون شکم خیلی خوشم میومد ... با این که همیشه تصور این که غیر من یه مرد دیگه ای طرف منو بکنه برام خوشایند نبود ولی از این که بچه توی شکم مهین بابای دیگه ای داره و منم دارم  مادر اون بچه رو می کنم احساس آرامش می کردم . لذتی که نمی دونستم چه جوری وصفش کنم . مهین آروم شده بود ...پاهاشو از رو شونه هام بر داشتم و حالا پاهاش به صورت عمود رو زمین و پشتش رو تخت قرار داشت ..  احساس ضعف شدیدی می کردم ولی تمایل زیادی داشتم به این که حداقل برای یک بار هم که شده توی بدن مهین خالی کنم ..
مهین : بگو ازم چی می خوای .. بگو ..
-نه مهین جون خسته ای .. کمرت درد می گیره ..
-ناز نکن شهروز . تو نمی خوای ارضا شی ؟ خوشت نیومده ؟
 -خیلی .. خیلی خوشم اومده ؟ بییشتر از اونی که فکرشو می کنی ..
 -یه چیزی می خوای بهم بگی ولی طفره میری شهروز ..
-می تونی قمبل کنی ؟ زانو بزنی .. پشت به من ؟ دوست دارم بکنم توی کونت ..
 -هر چی تو بگی عشقم . هر چی تو بخوای ...
 قالب کسش انگاری از پشت گنده تر به نظر می رسید . اگه اون می خواست زایمان طبیعی داشته باشه حتما  کس بی قواره تر می شد . فکر کنم یکی از علتهای مد شدن بی رویه سزارین همین باشه . به من چه مربوطه .. ولی انگار سوراخ کونش هم از زاویه ای که من می دیدم فعال نشون می داد شاید اینم از اثر بار داری بوده باشه .. لاپاشو باز کرد . در یه حالت قمبلی و سگی و پشت به من ازم خواست که هر کاری دوست دارم با هاش انجام بدم . چه استیل قشنگی پیدا کرده بود . بر جستگی شکمش رو به پایین قرار داشت و من از طرف کون و لاپاش وقتی اون حالتو می دیدم به شدت وسوسه می شدم دوست داشتم زود تر کیرمو فرو کنم توی کونش . کرم مالی رو شروع کردم .. مهین همچین جیغی کشید که گوش فلک کر شد . راستش  حالت بیرونی  مقعد مهین منو به اشتباه انداخته بود . فکر نمی کردم کونش این قدر تنگ باشه . وقتی مهین بهم گفت که تا حالا کون نداده..  داشتم ار تعجب شاخ در می آوردم . در همون حالت درد و ناله بهم گفت چیه شهروز فکر کردی چی  ..که من در این زمینه ها خیلی تجربه دارم ؟ این اولین باریه که دارم کون میدم ... فقط یواش تر ..
 -اگه خوشت نمیاد ولش کنم ..
 مهین : تو اگه بخوای ولم کنی من ولت نمی کنم .. یواش یواش ...
 خیلی خوشم میومد از این که یکی  به وقت کون دادن می گفت که واسه اولین بارشه که داره کون میده .. حالا شاید خیلی از اونا حقیقتو نگفته باشن .. ولی در هر حال کون تنگ مهین  هیجان زده ام  کرده آروم و قرار نداشتم واسه این که زود تر کیرمو بفرستم جلو تر .
مهین : چی می بینی ..
 -یه چیزایی رو که فقط واسه امروز مال منه ...
 مهین : اگه بخوای و دوست داشته باشی واسه همیشه مال تو میشه . یعنی هر وقت که تو اراده کنی .. البته اگه مامان جونم بذاره ..
 -بد جنس نشو مهین . آدم که جواب خوبی های مادرشو نمیده . تازه تو رو دست اون بلند شدی .
 مهین : اونم باید می دونست که نباید لقمه  گشاد تر از دهنش بر داره .
-بس کن مهین جون .
 مهین : چیه بهت بر خورد ؟
 -نه ولی باید احترام اونو نگه داشته باشی .
 این مهین فکر می کرد که من فقط یکی  مادرشو می کنم .. دیگه نمی دونست که دیگه کیر و کمر واسه ما نمونده . سوراخ کونش تنگ بود ولی اون داخل یه درازی خاصی داشت . باورم نمی شد . داشتم به این فکر می کردم که مگه این مقعد طول استانداردی نداره ؟ پس این کیر من چرا همین جور داره رو به جلو حرکت می کنه ...
- شهروز .. عشق من با شکمم بازی کن . با هاش ور برو . خوشم میاد . احساس آرامش می کنم ..
دیگه زندگی من شده بود فقط همین .. انگار  عشقبازی شده بود یکی از کارای حرفه ای من . جایی که خیلی از پسرا آرزوشون بود که حتی به دور و بر و حاشیه عملیات سکسی برسن من نمی دونستم که با کدوم یک از معشوقه هام حال کنم . کس مهینو هم بی نصیب نذاشتم و باهاش ور می رفتم ...
-آخخخخخخخ شهروز شهروز کونم داره می سوزه .. درد نیست هوسه ..  
 با چهار تا انگشتام لبه های کسشو باز کرده و انگشتارو در یه حالت دورانی روی لبه های کس و به داخل حرکت داده و یه جوری بهش فشار می آوردم که خودشو از پشت به کیرم می کوبوند تا کونش بیشتر حال کنه ..... ادامه دارد ....نویسنده .... ایرانی