ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 250

ارسلان کارشو شروع کرده بود . خیلی راحت انگار که چند ساله با هم زن و شوهر باشیم .. کف دستشو روی کس من ممی مالوند و همراه با این فشار کیرشو هم با با ضرباتی شدید می زد به کسم ..
-ارسلان تو راستی راستی  قبل از من با کسی نبودی ..
-نه به جون تو ..
 -به جون خودت قسم بخور ...
 ولی این جور سر برق انداخته هم به اون خیلی میومد . یواش یواش باید نیروی بیشتری رو دور خودم جمع می کردم . از این سر باز مملکت باید شروع می کردم . خیلی دلم می خواست زود تر از این مراحل اولیه مبارزه رد می شدیم  .. فعلا که ارسلان جز به  سکس به چیز دیگه ای فکر نمی کرد ..
 - آخخخخخخ پسر داری چیکار می کنی .  .. من سوختم . آتیش گرفتم .. ..
راستش هر لحظه فکر می کردم ورم روی کسم داره بیشتر میشه ..  نوک انگشتاشو رو سینه و بدنم می کشید ..
 -داری پیانو می زنی ؟
 -این خیلی نرم تر و بهتر از پیانوست ..
-بزن فعلا که من دارم با ساز تو می رقصم . ولی کاری می کنم که تو و ملت با سازی که من می زنم برام برقصین باشه ؟
 -نمی دونم چی داری میگی نادیا . ولی از این حرفا اگه توی پادگان ما بزنی تو رو به جرم سیاسی بودن میندازن به اون جایی که عرب نی انداخت ..
  نادیا : یه روزی می رسه که من نی رو توی کون همه شون فرو می کنم . دیگه دوران اونا به سر اومده . من تا پوزه اونا رو به خاک نمالونم همین جور ادامه میدم .
 این یه تیکه رو دیگه با خودم زمزمه کردم . تا این رژیم با خاک یکسان نشده داستان و ماجرای زن نامرئی ادامه داره .. نادیا می جنگه .. نادیا زندانیان سیاسی رو از زندانها آزاد می کنه . مردمو متوجه این موضوع می کنه که باید جادوی تقریبا چهل ساله رو با اوراد خودشون باطل کنن . باید خودشونو با ور کنن . در همین افکار بودم که حس کردم حالا این سر باز ارسلانه که داره منو بیدار می کنه .
-یواش تر .. منو با مخ داری از تخت پرتم می کنی .. اصلا اگه مخ داشتم که نمیومدم زیر کیر تو بخوابم ..اون کیرت رو درش بیار و یه خورده با هامون ور برو . یه مشت و مال حسابی بده ... از اون زبون و لبات کار بکش . من نمی دونم این مردا تا چشمشون به کس و کون میفته دوست دارن فورا کیرشونو بکنن توی کس و کون ما خانوما  -مگه این همون چیزی نیست که شما می خواین .
-کی این حرفو زده . این چیزیه که شما آقایون از خودتون درآوردین ..
کیرشو در آورد و حسابی منو از این رو به اون رو کرد .. خوشم میومد . با همه جام ور می رفت .. کف دستشو از پهلو و از چاک کونم در راستای کسم قرار داده و به به نرمی از بالا به پایین حرکتش می داد .. با این کارش بازم هوس کیر به سرم می افتاد . می خواستم بهش بگم دوباره منو بکنه که روم نمی شد . ولی ارسلا ن همچنان داشت حرص خودشو نشونم می داد .. جفت سینه هامو گرفت و کیرشو اون وسط حرکت می داد ..
 -خیلی از سینه هام خوشت میاد و دوست داری که وسطشون آب بریزی ؟
 -سینه های بیستی داری .. 
-فکر نمی کنی از فرم افتاده و زیادی داری تعارف می کنی ؟
-من اهل تعارف نیستم .
-با این حرفات امید وارم می کنی ..
-پس تکون نخور که اومدم .
-باشه من همین جام . جایی نمیرم .
ولی با همه اینا دست از سر سینه هام ور نمی داشت ..
-آخخخخخخ نادیا .. نادیا کیرم وسط سینه هات گیر کرده ...
-باید درش بیاری چون یه جای دیگه هم کلی کار داره . حواست باشه که  تا منو ارضام نکردی حق تموم کردن عملیات رو نداری .
-دوست داری چند بار ار گاسمت کنم .
-این قدر به خودت نناز .. من جونتو می گیرم . الان چند ساله که شوهرم مرده تا حالا با کسی سکس نداشتم و امشب دیگه زدم به سیم آخر . همچین برشته ات کنم که نونوای محل فکر کنه یه نونوایی دیگه هم در محل درست شده ..
 -واااااایییییی نادیا این جوری کری می خونی خیلی لذت می برم .
حالا این من بودم که از تماس کیرش با سینه هام لذت می بردم . و اتفاقا خودم در نگه داشتن دو طرف سینه هام و حرکت اونا کمکش می کردم و کف دستامو گذاشته بودم رو دست اون . .. یه نگاهم به سر کیرش بود که چه جوری داره با هر پرش آبشو خالی می کنه ..  لذت می بردم وقتی که می دیدم پرشهای کیرش زیاده ... در همون وضع من ول کنش نبودم ... وقتی آخرین جهشو هم انجام داد کیرش شل و شل و شل تر شد ...
-پسر این چرا این جوری شده ؟
 -نترس به موقعش اونو به کار میندازم .  این هنوز کاری صورت نداده ...
 دستمو به طرف کیرش دراز کرده و با هاش بازی کردم . می خواستم ساک بزنم براش ولی حس کردم که در این لحظات حالشو ندارم وراستش چندشم می شد .. میلی برای خوردن با قیمونده آب کیرش نداشتم .. ولی خیلی زود تونستم کیرشو شق کنم تا اونو دوباره بفرسته به کسم .. ... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی