ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز استاد و دانشجو .. عروس و مادر شوهر 27

صدای ناله های اونا با هم قاطی شده بود کارینا که اون بالا قرار داشت با این که لذت می برد و خوشش میومد در کمرش کمی احساس خستگی و سنگینی می کرد . با این حال به کارش ادامه می داد .
 -جووووووووون ..کارینا کارینا .... ولم نکن . عزیزم . فدات شم . دوستت دارم . عشق منی .. عزیز دلمی ...
 کارینا از بس خودشو سبک کرده بود که به کیمیا فشار نیاره کمرش درد گرفته بود ولی وقتی اون حالتای مادر شوهرشو دید حس کرد که باید تا اون جایی که می تونه تلاش کنه تا اونو ارضاش کنه ...
کیمیا : خسته ات کردم .. فدات شم . عالیه . سرعتو کمش نکن .. بکش روش ..  بیشتر بکش .. دورو زیاد ترش کن ..
کارینا می دونست که باید سطح تماس کسش با کیمیا رو طولانی ترش کنه .. دیگه آخرین فشارو هم آورد .. کیمیا حس کرد که آبش داره خالی میشه خیلی نرم و ملایم داره می ریزه بیرون .. اینو کارینا احساس می کرد و لذت می برد . قبل از این که مادر شوهرش بگه که ار گاسم شده کارینا حسش کرده بود ..
 کیمیا : داره می ریزه ... داره میاد .. کسسسسم ..اووووووههههه .... خوشم میاد ..  کارینا نیروی دوباره ای پیدا کرده جون دوباره ای گرفته بود ... کیمیا بازم حس پرواز رو ابرا رو داشت . واسه یه لحظه متوجه شد که عروسش همچنان داره خودشو روی بدن اون حرکت میده .
 کیمیا : عزیزم خیلی خسته شدی . می تونی دیگه ول کنی .  خوبه .. خوبه . رو من دراز بکش .. خسته ات کردم .
کارینا  از این که بازم تونسته بود مادر شوهرشو ارضا کنه خیلی خوشحال بود . بازم احساس آرامش می کرد . آرامش با نوعی حس خوشبختی . لذتی  که فقط هماغوشی با کامبیز می تونست در همون حد باشه  .
کارینا : مامان دوستت دارم دوستت دارم . اگه دوست داشته باشی بازم ادامه میدم  
کیمیا :نه فدات شم .
کارینا : مامان چی می خوای . چرا این جوری نگام می کنی .
کیمیا : هم دلم می خواد ببوسمت . هم دلم می خواد منو ببوسی ..
 کارینا : چرا این جوری  به چشام خیره شدی . مامان اگه یه چیزی می خوای به من بگو ..
کیمیا : نه من فعلا چیزی نمی خوام . این تو هستی که می خوای .. تو هستی عزیزم . که من باید حالا یه جوری ردیفت کنم .
 کارینا : نه مامان همون یه بار واسم کافی بود .
 کیمیا دستاشو دور گردن کارینا حلقه کرد  سرشو به سمت خودش کشوند . تشنه بوسیدن اون لبای داغ بود ...از حرارت لبها و بدن کارینا به خوبی می فهمید که اون جا داره که ار گاسم شه اون نیاز داره ... التهاب داره ... با تمام وجودش عروسشو بغل کرده بود . بهش معتاد شده بود . در سکوتی عاشقانه به خودش می گفت عزیزم کارینا .. عشق من .. چه جوری  حتی برای ساعتهایی ازت دور شم ؟ دلم می خواد واسه همیشه پیشت باشم . بغلت باشم .. و تو برای من باشی ... حالا حتی به کامبیز هم حسادت می کنم .. نههههه نههههه  ..نباید این طور باشه .. خیلی آروم  در همون حالت کارینا رو به پشت خوابوند و روش قرار گرفت . این بار اون کسشو روی کس کارینا حرکت می داد . کارینا دیگه حرکتی نمی کرد . خودشو سپرده بود به دست مادر شوهرش .
کیمیا : فدای اون چشای بسته و خمارت ...
 کارینا حسی نداشت که چیزی بگه .. اون می خواست  در سکوت از  هوس و حس عاشقونه اش نهایت لذتو ببره ..
 کارینا : آخخخخخخ .نههههههه ماااااامااااااان 
کیمیا : جاااااااان ..بگو چی می خوای عشقم ..
 کارینا : تو رو مامان . تو رو .. بگو همیشه این جوری دوستم داری ...
 کیمیا در حالی که سرعت کسشو روی کس کارینا زیاد کرده بود و مراقب بود که موجب سوزش و خراش کس عروسش نشه  دستاشو گذاشت رو سینه هاش وخیلی آروم  با اون سینه ها ور می رفت . کیمیا با این که دوست داشت در لحظات لذت پس از ار گاسم چشاشو ببنده و بخوابه ولی ترجیح داد که هوای عروسشو داشته باشه .. 
کیمیا : چی می خوای عزیزم . حالا تو بهم بگو ..
کارینا دستاشو به طرف کیمیا دراز کرده بود .. به سینه هاش چنگ انداخته بود . کیمیا تا حدی خودشو پایین کشید که حرکت کسش روی کس کارینا به همون کیفیت ادامه داشته باشه ..
 کارینا : اوههههه مااااامااااان دارم می سوزم .دارم می سوزم .. کمکم کن ..
و بالاخره کیمیا هم موفق شد که کارینا رو برای بار دوم ارگاسمش کنه و این بار عروس یه پهلو کرد تا در آغوش مادر شوهرش آروم بگیره .. .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی