ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 98

بهمن از عقب همچنان داشت می زد به کونم و با هر ضربه اون کیرم شق تر و شق تر می شد . دوباره هوس کون کرده بودم . اونم کون یک مرد . کون مرد ایستادگی و حال بیشتری داره . حداقل به من شی میل انرژی و حال بیشتری میده و بهتر می تونه راضیم کنه . دوست داشتم یکی دیگه از مردا زود تر خودشو برسونه به من و منم بکنم توی کونش ...
-نههههههه زوده .. بهمن . چرا به این زودی آبتو آوردی . اگه از من یاد می گرفتی ... . بهمن قبل از این که آبشو توی کونم خالی کنه چند تا نعره کشید که صدای بچه ها از اون اتاق در اومد که چه خبرتونه ! .
-عزیزم چرا ما خودمونو از بقیه مخفی کنیم ؟ حالا که دیگه چیزی برای مخفی کردن وجود نداره . لاله که از خودمونه .
 بهمن : بهرام هم مشکلی نداره . ولی این بیژن و بنفشه اگه بخوان عاشق بازی در بیارن فایده ای نداره ..
 -ببینم بهمن جون بنفشه دختره ؟
بهمن : فکر نمی کنم . بیژن باید دختریشو گرفته باشه . ولی ظاهرا با هم قول و قرار از دواجو هم گذاشتن .. 
-میگم بیا ما بریم یه ضد حالی به اونا بزنیم ...
 - به کی  شیدا
 -بهرام و لاله که حال می کنن . ولی بیژن و بنفشه رو میگم . حالا هر وقت که از دواج کنن خودشون می دونن و خودشون ولی حالا که هنوز قرار دادی بین اونا بسته نشده می تونن تا هر وقت که دلشون بخواد حال کنن .بهمن یه کاری می کنی که من بتونم کون بهرامو هم بکنم ؟
بهمن : سعی خودمو می کنم .  ولی نمی دونم بتونم موفق شم یا نه . مردایی که تا حالا کون نداده باشن  و از این کار بدشون هم بیاد معلومه که راضی نمیشن . این که دیگه گفتن نداره .
 -ولی تو تونستی . تو این کار رو کردی ..
 بهمن : راستش تو اولش با زور باهام بر خورد کردی و یواش یواش دونستم که وقتی کیر یا یک جسم خارجی میره توی کون اونم از طرف یه زن کیر دار می تونه یک حس لطیف رو در آدم ایجاد کنه . به من لذت می داد . یه سر خوشی خاصی به من دست داده بود که نمی دونستم چه جوری بیانش کنم . به اون کیر,  دیگه به عنوان یک کیر نگاه نمی کردم .  به اون کیر به عنوان یک احساس لطیف نگاه می کردم . مردانگی خودمو از دست رفته نمی دیدم . احساس یک نامرد رو نداشتم .. لذت می بردم .. هیجان زده شده بودم . اولش برام سخت بود ولی وقتی اون کیرت حلقه کونمو باز کرد و اول با یه درد شدید همراه بود برای دقایقی بعدش حس کردم می تونم خودمو با هاش هماهنگ کنم .. لذت ببرم . شور و هیجانی در من به وجود اومد که کیرمو شق کرد .
 لاله و بهرامو یه گوشه ای پیدا کردیم .. لاله زیر دراز کشیده بود و بهرام افتاده بود روش .. لاله با اشاره دست منو نزد خودش خوند . دهنشو باز کرد و کیرمو گرفت به سمت دهنش .
-آخخخخخخ عزیزم .. عشق من . لاله قشنگم . تو همیشه می خوای هوامو داشته باشی .. چشای لاله از تعجب گرد شده بود . می دونستم داره به این فکر می کنه که چی شده که کیر من این قدر شق شده . چیزی بهش نگفتم دست خودمو رو نکردم .
-آهههههههه لاله .. خیلی خوشم میاد ... خوب  دراز کشیدی زیر کیر بهرام و داری باهاش حال می کنی ....
بهرام انگاری توی باغ نبود .. حواسش پرت بود یا این که از بس غرق در عالم هوس و گاییدن لاله بود دیگه به این دقت نکرد که این کیری که رفته توی دهن لاله از طرف زن کیر داریه که سینه هایی مثل سینه های یک زنو داره .. یه لحظه با تعجب به بهمن نگاه کرد .. تا بخواد بفهمه چی شده من در همون حالت به سمتش رفتم و سینه هامو به صورتش مالوندم ..  
بهرام : لاله ..این کیر داره ؟
لاله : چیکاربه کیرش  داری تو کارت رو بکن ..
بهرام : نمی دونم فکرم مشغول شده ..
بهمن : چیه آقا بهرام ضد حال خوردی ؟
 بهرام : من به همه ضد حال می زنم .
 دستامو رو کون بهرام قرار دادم و گفتم لاله جون .. این کون گاییدن داره ..
بهرام : به همین خیال باش . مادر نزاده اونی رو که بخواد بکنه توی کونم . بهمن تو که بهش کون ندادی تا آبرومون بره ..
 بهمن : من به مردا کون نمیدم . ولی راستش  یک شی میل اونم یک شی میل مهربون خیلی دوست داشتنیه .
نمی دونم بهرام چه حرصی داشت که هر جوری شده منو از کون بکنه .. ولی من با یه انگشتم با کونش بازی می کردم ... سعی کردم خودمو زیاد خسته نکنم که اگه یه وقتی خواست باهام درگیر شه بتونم حال اونو  هم مثل حال بهمن جا بیارم . معلوم نبود اینا چه سادیسمی دارن . اون که راحت داشت لاله رو می کرد . حتما قرعه به نام من اصابت کرده که به من ضد حال بزنن .
 -لاله جون اجازه دارم با کون بهرام جون بازی کنم ؟ می ترسم حواسش پرت شده اون وقت از تو غافل شه ..
 لاله : به شرطی که اگه  ار گاسمم نکرد تو منو بکنی . کیرت خیلی جون دار شده .. فقط حواست باشه با دم شیر بازی نکنی ..
در حالی که انگشتمو به سوراخ کون بهرام فشار می دادم گفتم نه با دم شیر که بازی نمی کنم با کون موش بازی می کنم ..
 بهرام : دختره پررو ...
 -هنوز اون روی منو ندیدی .. ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی