ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لز استاد و دانشجو .. عروس و مادر شوهر 26

کارینا خوشحال بود . از این که مادر شوهرشو تا این حد آروم و راضی می دید ..  به این فکر کرد که وقتی خودش در این حالت بود چی دلش می خواست . چه کاری اونو بیشتر سر حالش می آورد .. اون آرامش و نوازشو دوست داشت .  در این حالت هم دوست داشت که به حال خودش باشه و هم این که کسی که اونو ارضاش کرده نشون بده که اونو با تمام وجود دوستش داره عاشقشه .. با بدنش ور بره اونو ببوسه . خیلی آروم . همراه خماری هاش بشه .. و کارینا لباشو گذاشت رولبای بی حس مادر شوهرش .. و شروع کرد به بوسیدن نرم اون لبا  و بعد از اون بوسیدن صورت مادر شوهرش . چشای بسته کیمیا رو می بوسید ..  کیمیا لباشو به آرومی باز کرد .
-آخخخخخخخخخ عروس گلم .. اوووووووهههههه  .. آتیشه .. آتیششششششه ..
و کارینا دستاشو خیلی آروم فرو برده بود لای موهای سر کیمیا ... با نوک انگشتاش فرق سر  استاد کیمیا رو لمسش می کرد ..
 -داری منو می سوزونی ... می سوزونی ... بازم می خوام .. می خوام . می خوام که آتیشم بدی .. خسته ات کردم . می دونم خیلی اذیتت می کنم .
 -نه مامان . این طور نیست .. تو به من لذت میدی . خوشحالم که می تونم خوشحالی تو رو ببینم .
کارینا یه لحظه مونده بود که حرکت بعدیش چی می تونه باشه .. اون بیشتر به این فکر می کرد که لزبیش از این که دارای حر کات کلیشه ای باشه یه عملیات خود جوشیه که بر پایه عشق و نیازشکل می گیره و بعد حرکاتی که در حین عملیات خود به خود به ذهن طرف می رسه .. این می تونه لمس هر یک از اعضای بدن طرف باشه ... لزومی نداره که همیشه نقطه و کانون تحریک آمیز جنسی باشه .. پوست زن درتمام نقاطش  کم و بیش می تونه حساس باشه . به خصوص وقتی که با عشق  و علاقه و با تمام وجود لز بینی کنه ..  کیمیا رو دید که چه جوری طاقباز خوابیده و پا هاشو به دو سمت بازشون کرده . خودشو خیلی آروم رو  بدن کیمیا قرار داد ..
 -مامان  فشار میاد روت ؟
-نه  عزیزدلم . فشار نمیاد ولی دلم می خواد فشار بیاد ... فشار بیاد که من بتونم لذت ببرم . حال کنم . تنت رو گرمای بدنت رو بیشتر احساس کنم ..
-مامان مامان .. چقدر با احساسی ..
 -مثل تو کارینای قشنگم نمیشم ...
کیمیا حالا دیگه به مهوش و ماریا حسرت نمی خورد . حتی یه حسی به اون می گفت که مهوش ممکنه به اون حسرت بخوره .. که عروس خوشگل و ناز اون یک شبه ره صد ساله رو پیموده .
-عاشقتم ..عاشقتم مامان ...
کارینا تنشو رو تن مادر شوهرش قرار داد .. کس غلتونی رو شروع کرده بود . بدون این که در این مورد مطالعه ای کرده باشه یا فیلمی رو دیده باشه . فقط حس کرد که این جوری بهش لذت عجیبی میده هم به اون و هم به کسی که اون زیر دراز کشیده . تماس و اصطکاک دو سطح از کس که هوس رو مثل یک جریان برق در تمام نقاط بدن پخش می کنه ..
-ووووووویییییییی کسسسسسسسم کسسسسسسم  دخترم .. عزیزم ...  خودت رو بنداز رو من . اصلا به این فکر نکن که سنگینی و من سختمه . خواهش می کنم . ملاحظه منو نکن .. عشق من دوستت دارم . دوستت دارم . بچسبون .. بچسبون ...
 کارینا یه لحظه به کس خودش و کیمیا نگاه کرد .  هر دو اسیر ورم هوس شده بودند . خنده اش گرفته بود . با خودش گفت بی خود نیست که به کس ما خانوما میگن کوکو .. بعضی وقتا این کوکو بد جوری ورم می کنه . کس مالونی شروع شد ...
-مامان چطوره خوبه ؟  اول کس روی کس , سینه روی سینه و لب روی لب قرار داشت .. سینه های هر دوشون در حال سوختن بود .. این جوری کارینا خیلی حال می کرد ولی حس کرد که اگه بخواد از کس غلتونی لذت بیشتری ببرن باید نیمتنه شو کمی بالا بگیره لب و سینه های کیمیا رو موقتا بی خیال شه تا با فشار بیشتری کسشو بندازه روی کس مادر شوهرش ... همین کارو هم کرد ... وقتی کسشو روی کس کیمیا می گردوند فریاد مادر شوهر دیگه گوش فلکو کر کرده بود . سابقه نداشت کیمیا تا این حد از کس غلتونی لذت ببره ...
-اووووووهههههه  دخترم .. فدات شم ... فدات شم .. کسسسسسم کسسسسسم آب شده . کباب شده . داره از جاش در میاد  داره کنده میشه ... آخ قلبم .. قلبم ..
- اوووووههههههه مااااااماااااان منم دارم آتیش می گیرم .. اگه سختته دلت درد می گیره بگو .. بگو ول کنم .. 
-نههههههه نهههههههه عزیزم .. ولم نکن .. وام نکن و بکن .. بکن ... کمرم سنگین شه ..
-فدات مامان .. قربونت ... خودم کمرت رو سبک می کنم ..
 هم کارینا و هم کیمیا هر دو شون حداقل یک بار رو ار گاسم شده بودند ولی حالا بازم کمرشون یه حس سنگینی خاصی داشت ..  دوست داشتن که یه چیزی ازشون خالی شه که بازم سبکشون کنه . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی