ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مزدان مجرد , زنان متاهل 15

افشین سختش بود که باور کنه بنفشه بالاخره کارشو کرده . شاید فرزین از یه زن دیگه فیلم گرفته باشه .. شاید اون بنفشه نبوده باشه . وقتی  موبایلو گرفت دستش و به صفحه درشت اون نگاه کرد نخستین چیزی که توجه اونو جلب کرد فضای اتاق خوابش بود .. دکور بندی اون اتاق و بعد چشمش افتاد به بنفشه ای که خودشو روی تخت حرکت می داد . کون درشتش و حرکات اون که نشون از کیر طلبی بالا و عطش اون داشت . یعنی من واقعا جنبه شو نداشتم که این دامو واسه بنفشه گذاشتم و زمینه رو واسه فرزین و حتی همسرم آماده کردم ؟ اگه جنبه شو نداشتم پس چرا این کار رو کردم ..  بعد به یادش اومد که این کارو کرده واسه این که از دست گیر دادنهای اون خلاص باشه و از طرفی با زنای شوهر دار در مجلس دوست شه .. بنفشه چه جورم هیجان خودشو نشون می داد . خیلی وقت بود که به اون نرسیده بود . می دونست که این نباید تنها عامل خیانت یا شکستن تابو از طرف اون باشه . شایدم نیاز جنسی  باعث شده که اون سریعتر تصمیمشو بگیره .
افشین : فرزین مطمئنی  که با اون رابطه داشتی ؟
فرزین : راستش خیلی سخت بود . اولش نمی خواست راه بده .. یعنی قبل از این که اونو به این صورت لخت ببینی. ولی با چند نوازش تسلیم شد .  قبلش می گفت من شوهر دارم . فکر نکن من یک زن اون جوری هستم .. ولی خیلی زود با هام راه اومد . اگه بدونی چه بدنی داشت . چه سینه هایی ! چه کونی ! ولم نمی کرد چند بار آبشو آوردم . بازم می خواست . آخرش مجبور شدم بهش بگم جون من الان شوهرت می رسه  پاشودور و برت رو جمع و جور کن .. من باید روزای دیگه هم بیام پیشت . همین یکی دوروز که نیست . ولی کونش هم خیلی حال داد .. یه جوری کردم توی کونش که اون اول زبونش داشت در میومد ولی باورت نمیشه با همون کون کردن هم آبشو آوردم . کیرمو یه جوری ساک می زد که دلم می خواست چند ساعت همین جوری توی دهنش نگه می داشتم . خیلی از شوهرش ناله می کرد . خوشگل نیست ولی خوش بدنه . خیلی به آدم حال میده ... دستت درد نکنه . افشین اگه تو نبودی من چیکار می کردم ؟
 افشین هنوز در شوک بود ..
 -ببین فرزین اینو داشته باش به درد محفل سکس  دسته جمعی می خوره . یه بر نامه ایه که زنان شوهر دار و مردان مجرد درش شرکت دارن .. تو می تونی با اون در این بر نامه شرکت کنی ..
-تو چی افشین ..
-منم یه جوری واسه خودم جور می کنم . اگه بتونیم دو تایی مون پامونو به این مجلس وا کنیم خیلی عالی میشه .
 - یعنی اون وقت بنفشه هم باید با مردای زیادی باشه ..
افشین : اون وقت تو هم با زنای زیاد دیگه ای هستی . خودت رو وابسته به زنی نکن . بنفشه  امروز زیر کیر تو خوابید امشبو میره زیر کیر شوهرش . این جوری فکر نکن که حالا که به تو چراغ سبز نشون داده از شوهرش روگردون شده . ممکنه پیش تو بگه من با شوهرم نیستم ولی شوهره مگه بهش امون میده ؟ این فیلمتو یه بلوتوث کن واسم فرزین ..
البته افشین قصد نداشت از این فیلم سوء استفاده کنه چون برای افشین بد می شد ولی همین جوری می خواست اونو داشته باشه . شاید هم می خواست با نگاه کردن بیشتر به اون متوجه درجه هوس زنش  بشه ....
-افشین اگه بدونی وقتی توی کس و کونش خالی کردم چه کیفی بهم می داد . آب کیرم تموم نمی شد . خودشو طوری بهم قفل کرده بود که انگاری راه فرار نداشتم . خیلی حال کردم . کیرم که توی کسش بود و همچنین توی کونش به این فکر می کردم که چه راحت دارم شوهرشو دور می زنم .. خیلی بهم مزه می داد . چه ناز و عشوه ای می ریخت ...
 افشین نزدیک بود داد بکشه سرش که بس کن ..ولی به زور بر خودش مسلط شد که یه وقتی سوتی نده . یکی دو ساعتی رو به حال خودش بود . حال و حوصله رفتن به خونه و روبرو شدن با زنشو نداشت . از اون طرف بنفشه هنوز غرق در لذت ناشی از سکس با فرزین بود . خودشو حسابی آرایش کرد . البته با این فانتزی که خودشو واسه فرزین آراسته نه برای شوهرش ... اگرم افشین میومد خونه حس می کرد که بنفشه خودشو واسه اون خوشگل کرده ... وقتی افشین باهاش روبرو شد سعی کرد  توی چشاش خیره نشه ..  شاید تنها عاملی که افشینو ناراحت کرده بود غرور مردانه اش بود . شاید این انتظارو داشت که هر کاری بکنه ولی زنش اقدامی نکنه .. لعنت بر من .. من که خودم باعث این کار شدم . وای اگه این انگیزه در بنفشه وجود نمی داشت اگه اون اراده اش قوی بود هر گز به من خیانت نمی کرد .. بنفشه با لذت به فردا فکر می کرد .. وقتی افشین بنفشه رو دید حس کرد که در چند ماه اخیر اونو تا این حد شاداب ندیده .. خیلی سرخوش و شاد و شنگول بود ..  مدام دوست داشت بگه و بخنده ...
افشین : می بینم امشب خیلی شادی .. بنفشه : شوهر خوبی مث تو که دارم چرا شاد نباشم . با خودم عهد بستم از این به بعد  هر جوری که تو دوست داری باشم . طبق میل تو کار کنم . اگه دیر میای چیزی نگم . مزاحم خوشی های تو نشم . این جوری شاید تو هم منو بیشتر درک کنی . یه مرد نیاز داره که بعضی شبا رو تا دیر وقت بیاد خونه با دوستاش خوش بگذرونه من که همش نباید گیر بدم . اگه هوای شوهرمو داشته باشم اونم بیشتر به من حال میده .... افشین می دونست که اینا همه در اثر کیر فرزینه که این جور زنشو بلبل زبون کرده ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی