ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 77

سحر : کدوممون از کیر متنوع  و مردای خوش تیپ خوشش نمیاد ؟ ما همه مون به زندگی متنوع عادت کردیم . تازه ما که ایرانی اون ور آب بودیم به این چیزا عادت کردیم . بازم زهی به معرفت و وفاداری این سلنا که اون اصلا در خط این چیزا  نبود تا لحظه آخر که می خواست خودشو در اختیار یکی غیر از سمیر قرار بده دلش نمیومد . همش فکر می کرد داره خیانت می کنه تا این که دید شوهرش و پدر شوهرش و بقیه زنا دارن چیکار می کنن اون وقت رضایت داد که بخواد کاری بکنه ..
 سپیده : اووووووففففففف حالا زن داداش ما رو باش که چه بهش بر خورده . من که حرف بدی نزدم . فقط گفتم گلوش پیش اون پسره گیر کرده . چقدر این مردا بی جنبه و بی اراده ان . تا یه تیکه با حالو می بینن نمی تونن جلو این کیرشونو بگیرن .
فیروزه : شما ها سر چی دارین بحث می کنین . الان همه دارن ما رو نگاه می کنن ما اومدیم خرید . نباید فراموش کنیم برای چی این جا هستیم .
 امیر پاک گیج شده بود ... من  به پدر و مادرم قول دادم . دیگه نباید به اونا حرص بدم . سوسن به سمت امیر رفت ..
امیر : بفر مایید خانوم امری داشتید ؟
 سوسن : می خواستم بپرسم لباسای زیر زنونه .. راحت تر بگم شورت و سوتین یا به قول قدیمی ها که هنوز خیلی مونده ما به اون جا هاش برسیم شورت و کرست های خوب در کدوم قسمت قرار داره ؟ از اونایی که مردا اونو قبول داشته باشن ..
امیر یه نگاهی به سوسن انداخت .. به نظرش میانسال میومد ولی خیلی زیبا و تو دل برو نشون می داد . اما طرز میکاپ و آرایش اون نشون می داد که روی سر و صورتش خیلی کار کرده تا اونو خیلی جوون تر نشون بده و موفق هم شده بود . تا امیر رفت یه جوابی به سوسن بده پیرزن دوباره گفت
 -امکان داره شما با ما خانوما بیای و سلیقه خودت رو به ما بگی ؟ این که کدومشون برای یک مرد ممکنه هیجان انگیز تر باشه ..
 امیر دهنش از تعجب وا مونده بود . 
-ببخشید مگه قراره مردا از اون استفاده کنن ؟
 -این که نه ولی خانوما خیلی از کاراشونو واسه آقایون انجام میدن همون جوری که پسرا هم خیلی از کاراشون واسه ما خانوماست .. الان مثلا شما دو تا دگمه بالای بلوزتونو نبستین . این چی رو نشون میده ؟ نشون میده که تو پسر خوش تیپ و گل این کارا رو داری می کنی برای این که یک زن از این موضوع لذت زیادی ببره . خوشش بیاد ..
 امیر با خودش گفت بر شیطان لعنت . هر چی من آرسن لوپن هستم این زن دست هر چی آرسنو از پشت بسته . من چی بهش بگم ؟
 امیر : الان شما از من خوشت میاد ؟
سوسن : بگو ما هشت تا زن کدوممون خوشمون نمیاد ..
  امیر : آخه این جا فروشندگان زن و دختر زیاد داره . این جا که اون طرف آب نیست که مردا اگه بخوان پیش یک زن  از یه وسیله زیر بگن و یه صحبتایی بکنن آزاد ی عمل داشته باشن .
سوسن : ما از یه جایی آزادش می کنیم . بقیه خانوما هم خودشونو به صحنه رسونده اومدن به کمک سوسن .. سلنا یه لبخندی به امیر زد که اون دیگه کاملا افسون شد و نتونست نه بگه .. همراهشون راه افتاد و راهنماشون شد .. منیژه دختری بود که در قسمت فروش شورت و سوتین و از این قبیل اجناس فعالیت می کرد ..
 منیژه : امیر تو با این خانوما این جا چیکار می کنی ؟
 -هیس یواش تر از من خواستند که نظر بدم  .. که این وسیله خوبه یا بد ..
 منیژه : مثل این که سرت به تنت سنگینی کرده .
 امیر : مشتری مداری یعنی همین ..
منیژه : مثل این که تو هم  بدت نمیاد ..
امیر : من چی می گفتم .. حالا منیژه خانوم یه کاری کن که گندش در نیاد خانوم مدیر چیزی نفهمه که اینا ازم چی می خوان .  برو هر چی داری بیار بریز رو ویترین .. منیژه : اگه راست میگی خودت این کار رو بکن . نا سلامتی روز اول کارته .. همه مون فکر می کردیم با چه پسر سنگین رنگینی طرفیم .
 امیر : مگه غیر از اینه . خب هستم دیگه ..
منیژه چند مدل شورت و سوتینو روبروی خانوما قرار داد .. سحر یکی از اونا رو که از کناره ها گره می خورد و در قسمت پشت هم یه چاک داشت که جای سوراخ کس و کون رو خالی گذاشته بود نشون امیر داد و گفت به نظر شما این چه طوره .. می تونه یک مرد رو تحریک کنه ؟
منیژه حواسش به حرفای اونا بود . صورتش کاملا سرخ شده بود .  با این که چند ساعتی نمی شد که امیر رو دیده ولی ازش خوشش میومد . اما انتظار اینو نداشت . امیر که دیگه حس می کرد روش باز شده گفت نمی دونم چی بگم راستش باید اینو آدم به تن طرف ببینه . هر کدوم از این شورتا به هیکل خاصی می خوره . ممکنه  روی بدن شما تحریک کننده باشه و رویکی دیگه نه ..
 سحر : جالا من اگه بخوام اونو رو بدن خودم چک کنم و شما ببینی نظر بدی میشه ؟ 
امیر: شورت رو نمیشه پروو کنی ..
سحر: اگه بخرمش چی ؟ من اونو می خرم اگه بهم اومد چند تا دیگه شوهم می گیرم . فقط می خوام تو ببینیش ..
منیژه اومد جلو تر یه نگاهی به امیر انداخت و سرشو تکون داد که یعنی نه .. ولی کار تموم شده بود . امیر هم یه نگاه ملتمسانه ای به منیژه انداخت که گیر نده . سحر به کابین پروو رفت و بعد امیررو صداش کرد ..
منیژه : خانوما ببخشید یه خورده  باز تر شین .. الان اگه مسئول این جا بیاد من نمی دونم چه جوری توجیه کنم ..
فیروزه : خب خانوم ما داریم خرید می کنیم . باید ببینیم کدوم جنس بیشتر بهمون میاد .. امیر وارد اتاقک پرو شد درو بست .. غیر از مانتویی که روی رخت آویز آویزون بود لباس دیگه ای ندید . متوجه شد که سحرهم  زیر مانتوش چیزی نداره .. زن  به اون پشت کرده بود . سحردر اون یه تیکه جا قمبل کرده بود طوری که کونش به وسط بدن امیر مماس شده بود ..
 سحر:  به نظرت چطوره ؟... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداش عالیه دمت گرم مرسی

ایرانی گفت...

ممنونم داداش دلفین گل و دوست داشتنی .. دستت درد نکنه ... ایرانی