ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 126

واسه این که یه کلاسی گذاشته باشم واین که فکر نکنه به دست آوردن و بودن با من کار ساده ایه بهش گفتم که الان هم فقط دارم میام اون جا که باهات حرف بزنم و ببینم چی به چیه . من حتی در این جا واسه حرف زدن هم راحت نیستم چه برسه به این که بخوام  در مورد نیت پلید و شوم تو فکر کنم . تو که می دونی من یک تار موی داداشتو به یه دنیا نمیدم با تمام مردان دنیا عوض نمی کنم اون حسابش از حساب سایرمردا جداست . اون عشق منه .
  پرهام : من که در این شکی ندارم .
 خلاصه منو با خودش کشوند و برد .  رفتیم به آپارتمانی که کلیدش دست این برادر شوهر پرروی ما بود . من نمی خواستم تا این حد بهش آبانس بدم . می دونستم که یک زن بیشتر ازهمین فامیل ضربه می خوره تا از غریبه ها . ولی چاره ای نبود اون ول کن نبود و همش از این می ترسیدم که نکنه با یکی دو تا از مردایی که با اون بودم رفیق باشه .. یک زن می دونه چطور دل مردا رو ببره . چه طور شریک شیطون باشه . وقتی که انگشت رو نقطه حساس اونا گذاشت اون وقت هر کاری که دوست داشت انجام میده از اون مرد امتیاز می گیره . اما من چه امتیازی می تونستم از اون مرد بگیرم . سوار ماشین اون شدم . بین راه مدام داشت پاچه خواری منو می کرد ازم تعریف می کرد . این که خوشگل تر شدم . تو دل برو تر شدم . سفید تر شدم . انگار پوست بدنم جا باز کرده و یه آبی رفته باشه لای پوستش ... داشتم به این فکر می کردم که آیا اون داره واقعیتو میگه که پوست من سفید یا روشن تر شده ؟ چون من بیشتر سکسهام با مردای غریبه آنال سکس بوده و آنال سکس معمول با عث زردی چهره اونی که کون میده میشه  اگه مردا آبشونو توی کون خالی کنن . شاید هم روحیه من هیجانی که بهم دست می داد سبب می شد که خون بیشتری در رگهام به جریان بیفته و شاد ترم کنه . مانتو مو در آوردم .. یه بلوز فانتزی سفید طرح دار آستین حلقه ای و یه ساپورت مشکی خیلی نرم  و کیپ  پام بود . طوری که وقتی سرمو بر می گردوندم عقب و یه نگاهی به باسن خودم مینداختم از دیدنش  تعجب می کردم . بی جهت نبود که پرهام نمی تونست از زن داداشش دل بکنه . چند بار دل دل کرد بیاد سمت من ولی من طوری رفتار نکردم که اون بخواد دست بهم بزنه .. با این که خونه مجردی پسرایی بود که احتمالا جنده و دوست دخترشونو می آوردن اون جا ولی خیلی تمیز و شیک  بود با لوستر و دکور بندی های خاص خودش . راست می گفت پر هام ... یه نگاهی به بازوی بر هنه خودم انداختم و متوجه شدم که اون کاملا حق داره . پوستم خیلی روشن تر شده بود .
 -تو از جون من چی می خوای پسر ..
 -همون چیزی رو که قبلا گفتم ..
-اگه بهت ندم چی ؟ منو تهدید می کنی ؟ که چی ؟ می خوای بری به شوهرم بگی که من قبل از از دواج دوست پسر داشتم ؟ یا حالا سر و گوشم می جنبه .. ولی می دونی اگه اون بخواد منو طلاقم بده چی میشه ؟ باید مهریه مو پرداخت کنه . خودش که الان به اندازه کافی پول نداره .. مجبوره از بابات قرض بگیره .. یعنی پولی که تو هم درش سهم داری .. این جا چی برات می مونه ؟ هیچی .. نه من می مونم و نه پولی که یه روزی تو هم باید درش سهم داشته باشی . خب پسر با من نپیچ ... می بینم این جا خیلی مجهزین .. یه تخت دو نفره هم که ردیف کردین . حتما خیلی هم میای این جا ..
-زن داداش من فقط تو رو می خوام فقط تو رو دوست دارم  .
 دوست داشتم یه خورده فیلم بیام سر به سرش بذارم . حسابی بپیچونمش ضربه اش کنم  و ارباب بودن خودمو نشونش بدم و بعد بذارم هر کاری که دوست داره با من انجام بده . خودمو انداختم رو تخت  .. به همون صورتی که می دونستم آدمای کون تپل و گون گنده ای مثل من می تونن دل مردا رو بیشتر ببرن . پرهام حالا پشت بدن منو می دید .. ساپورت مشکی منو با کونی که دو تیکه اش به خوبی مشخص بود .. بچه پررو تازه از من می خواست که به اون کس هم می دادم . یواش یواش داشتم به این نتیجه می رسیدم که اون از این که من خودمو در اختیار پیمان گذاشتم چیزی نمی دونه . آخه اون مرد که دیوونه نبود . به هدفش که من بودم رسیده بود .. مرض نداشت که  بره به پرهام بگه اون وقت مجبور بشه به اون پسر امتیاز بده .
 پرهام : آتنا جون , زن داداش گلم چه تیپی زدی ... این ساپورت خیلی بهت میاد ...
-به من میاد یا به کونم ..
 -تو هر چی تنت کنی خوشگل و خواستنی ات می کنه .. کشته مرده اینی شدم که پات کردی ..
 اومد کنارم رو تخت نشست .. من همچنان پشت به اون بودم ..
-دست نزن بچه بد . تو ساپورت منو دوست داری حالا فقط می تونی همونو ببوسی ... کف پام لخت بود
-کف پاتم می بوسم .. دونه دونه انگشتاتو لیس می زنم .. اصلا تو باش ارباب من ..منم میشم برده تو .  هر دستوری که بدی گوش می کنم ....
دیگه حسابی کس خل شده بود و عشق کس و کون من اونو دیوونه اش کرده بود .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی